اهمیت هیجانات و ضرورت توجه نمودن به آنها
مرداد 21, 1397 Comments..0

هیجان و اجزاء آن

هیجان­ها بسیار پیچیده­تر از آن هستند که بتوان یک تعریف روشن و واضحی از آن­ها ارائه کرد. به قول مزلو (به نقل از مکتبی، 1387). اگر فردی بتواند تعریفی از هیجان ارائه دهد، به اندازه یک قرن به پیشرفت روانشناسی کمک کرده است. تعاریف هیجان متعدد و اغلب متناقض می باشند، این تضاد به علت آن است که نماهای متعددی از هیجان وجود دارد (سالوی و همکاران، ترجمه اکبرزاده، 1383). پژوهشگرانی که در حیطه هیجان، مشغول به پژوهش هستند، برای اینکه بتوانند تعریفی از هیجان ارائه کنند، باید به هیجان­ها با دید چند وجهی نگاه کنند. به بیان دیگر، هیجان­ها به صورت پدیده­های ذهنی، زیستی، هدفمند و اجتماعی هستند. هیجان­ها بدین معنی احساس­های ذهنی هستند که باعث می­شوند شیوه ­و حالت خاصی، مثلاً احساس عصبانیت یا خوشحالی، داشته باشیم. امّا اینکه هیجان­ها واکنش­های زیستی هستند، یعنی پاسخ­های بسیج کننده­ی انرژی که بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی که فرد با آن مواجه می­شود، آماده می کنند. هیجان­ها هدفمند هستند، یعنی برای انجام دادن کاری در ما میل انگیزشی ایجاد می­کنند. در نهایت، هیجان­ها پدیده­های اجتماعی هستند ،چرا که وقتی هیجان زده می­شویم، علائم قابل تشخیص کلامی و غیرکلامی از خود نشان می­دهیم که دیگران را از کیفیت و کمیت هیجان خود باخبر می­سازیم (ریو، ترجمه سیدمحمدی، 1386).

به طور خلاصه، هیجان عبارت است از یک تجربۀ موقتی و جاذب که با شدت خاص احساس می­شود. از آنجا که برای «خود» اتفاق می­افتد، به واسطه­ ارزیابی شناختی موقعیت تعمیم می­یابد و با پاسخ­های ذاتی و آموخته شده همراه می­شود. به واسطۀ هیجان، مردم حالات درونی و یا قصد­ها و نیات خود را به دیگران منتقل می­کنند. هیجان­ها اغلب فکر و رفتار را مخدوش می­کنند اما در عین حال شناخت­ها و سازماندهی­ها و انگیزه را هدایت و رفتار و روابط اجتماعی را حفظ می­کنند (برنستین، کلارک-استووارت، روی و ویکنز، 1997، به نقل از مکتبی، 1387).

مطلب مشابه :  اصول اخلاق حرفه‌ای از منظر نهج البلاغه

(الف) جزء بیانی یا حرکتی، (ب) جزء ترکیبی، (ج) جزء تنظیمی و (د) جزء تشخیصی یا پردازشی. علاوه بر آن، هر یک از این اجزاء شامل یک جریان به خصوص عصبی/مغزی می­باشد.

اولین جزء عبارتست از: توانائی بیان هیجان از طریق حالت­های صورت، حرکات بدن، تن صدا و محتوای آن.

ترکیب یا جزء دوم عبارتست از: تشخیص و بازشناسی آگاهانه هیجانها، یا آنچه که اغلب « احساس» نامیده می­شود.

ترکیب یا جزء سوم هیجان عبارتست از: تنظیم هیجانها، تمایل به انجام بعضی اعمال بخصوص وجود دارد که نتیجه مستقیم تجربه هیجانهاست.

آخرین جزء یا ترکیب هیجان، عبارتست از: توانائی تشخیص هیجانها در دیگران (سالوی و همکاران، ترجمه اکبرزاده، 1383).

2-11-2- اهمیت هیجانات و ضرورت توجه نمودن به آنها

تعادل بین زندگی و کارهای روزمره اهمیت زیادی دارد. افراد سعی می­کنند تلاش­های روزمره خود را زیاد نموده تا موفقتر و شادتر باشند. لذا با کار زیاد فشار بیشتری را متحمل می شوند که منجر به استرس بیشتر می شود. اگر افراد زیاد تحت استرس قرار بگیرند حساسیت خود را نسبت به احساسات خود و دیگران از دست داده و افرادی پرخاشگر می­شوند. این نگرشها و استرس های مرتبط با آنها در درازمدت موجب صدمه دیدن افراد و بیماری­های مرتبط با آن می­شود. افراد می­توانند یک زمینه تربیتی پر بار و استعداد بالایی داشته باشند، اما سخت است که بخواهند بدون توجه به احساسات خود و دیگران عملکرد خوبی داشته باشند (پیکوارز، 2006).

[1]. transitory

[2]. valenced

[3]. self

[4]. Bernstein

[5]. Clarke-Stewart

[6]. Roy

[7]. Wickens

[8]. feeling

فوکا | Postmag سبز فایل.