دانلود تحقیق در مورد رضایت از زندگی
بهمن 17, 1397 Comments..0
دانلود پایان نامه

ن ادامه دارد ( شهیدی ، 1389 ) .
در خصوص شادکامی تعاریف گوناگونی ارائه شده است :
افلاطون در کتاب « جمهوری » به سه عنصر در وجود انسان اشاره می کند که عبارتند از قوه تعقل یا استدلال ، احساسات و امیال . به زعم افلاطون هنگامی که بین این سه عنصر تعادل و هماهنگی وجود داشته باشد ، شادی به وجود می آید ( آیزنگ ، 1378 ) .
به عقیده ارسطو ، دست کم سه نوع شادی وجود دارد . پایین ترین سطح شادی همان لذت است . در سطح بعد عقیده مردم عادی است که شادی را معادل موفقیت و کامیابی می دانند و در بالاترین سطح ، شادی مورد نظر ارسطو یا شادی ناشی از معنویت قرار می گیرد ارسطو شادی را عبارت از زندگی معنوی می داند ( دیکی ، 1999 ) . تعریف ارسطو از شادی « فعالیت روح باتقوا و پرهیزگار انسان بر اساس شعور واستدلال » است . شادی از دید ارسطو تنها با بکار گیری عقل و منطق در کنار تلاش برای گام نهادن در طریقت معنوی ، امکان پذیر می باشد ( شهیدی ، 1389 ) . جان لاک و جرمی بنتام معتقدند که شادکامی مبتنی بر تعداد وقایع لذت بخش است ( آیزنگ ، 1378 ) . مک دوگال ( 1921 ، به نقل از ریو ، 1381 ) معتقد است که شادی از عمل هماهنگ همه عواطف یک شخصیت یکپارچه و منسجم ناشی می شود که در آن احساسات اصلی همدیگر را در یک رشته اعمالی که همگی متوجه یک یا چند هدف متحد و تقریباً همانگ هستند تعریف می کنند .
جان مارشال ریو ، شادی را حس مثبتی می داند که از حس ارضاء و پیروزی به دست می آید ( ریو ،1381 ) . وین هوون شادکامی را بعنوان قضاوت فرد از درجه یا میزان مطلوبیت کیفیت کل از زندگی می داند . او همچنین معتقد است که شادکامی دارای سه معیار ثبات زمانی ، ثبات موقعیتی و علت درونی می باشد ( وین هوون ، 1994 ) . آرجیل ( 1966 ، به نقل از قمرانی ، 1389 ) معتقد است که برای شادکامی بایستی چهار مولفه در نظر گرفت : عاطفه مثبت ، رضایت از زندگی ، فقدان اضطراب و فقدان افسردگی .
لیوبومیرسکی ( 2001 ) شادی را تعادل بین تجربه های هیجانی مثبت و منفی در طول یک دوره زمانی می داند . دی آنجلیس ( 1381 ) معتقد است که شادکامی فقط در زمان حال و لحظه اکنون قابل درک و تجربه است . مایرز و داینر ( 1995 ) شادکامی را ناشی از قضاوت و داوری انسان درباره چگونگی گذران زندگی می دانند . این نوع داوری از بیرون به فرد تحمیل نمی شود بلکه حالتی است درونی که از هیجان های مثبت تاثیر می پذیرد .
از دیدگاه روان شناسان دو نوع شادکامی وجود دارد : نوعی از آن از رهگذر شرایط محسوس زندگی همچون زناشویی ، تحصیل ، شغل ، آسایش و به طور کلی امکانات مالی و رفاهی حاصل می گردد که به آن وجه عینی شادکامی می گویند و نوع دیگر آن متاثر از حالات درونی و ادراکات شخصی است که از آن به عنوان شادکامی ذهنی یا احساس شادکامی تعبیر می شود ( حقیقی و همکاران ، 1385 ) . بر این اساس شادکامی بر نگرش و ادراکات شخصی مبتنی است و بر حالتی دلالت می کند که مطبوع و دلپذیر است و از تجربه های هیجانی مثبت و خشنودی از زندگی نشات می گیرد ( آرجیل و لو ، 2001 ) .
داینر و لوکاس ( 2000 ) معتقدند که شادکامی به چگونگی ارزیابی مردم از زندگی خود اشاره دارد و شامل متغییرهایی از قبیل رضایت از زندگی ، رضایت زناشویی ، رضایت از کار ، فقدان افسردگی و اضطراب و وجود عواطف و خلقیات مثبت می شود . ارزیابی شخص از خود ممکن است به شکل شناختی باشد . مثلا هنگامی که شخص به طور کلی در مورد رضایت از زندگی خود ، جنبه هایی از زندگی مانند تفریحات به قضاوت آگاهانه می نشیند . ارزیابی شخص ممکن است عاطفی نیز باشد ( تجربه هیجانات و خلقیات ناخوشایند و خوشایند مردم در مواجهه با زندگی خود ) . بنابراین گفته می شود اگر شخص رضایت از زندگی بالایی داشته باشد و غالباً خوشی را تجربه کند و فقط گهگاهی هیجاناتی مثل غمگینی و خشم را تجربه نماید ، دارای شادکامی بالا خواهد بود و برعکس اگر از زندگی خود ناراحتی داشته باشد و خوشی و علاقه اندکی را تجربه نماید و پیوسته هیجانات منفی مثل خشم و اضطراب را احساس کند ئدارای شادکامی پایین است ( داینر و لوکاس ، 2000 ) .
شوارتز و استراک ( 1993 ، به نقل از جوکار و سپهری ، 1385 ) معتقدند که شادکامی علاوه بر جزء عاطفی و شناختی ، جزئی اجتماعی نیز دارد که گسترش روابط اجتماعی با دیگران و افزایش حمایت اجتماعی را به دنبال دارد .
داینر ، سو ، لوکاس و اسمیت ( 1999 ) در تعریف خود از شادکامی به سه مولفه رضایت از زندگی ، عاطفه مثبت خوشایند و عاطفه منفی ناخوشایند اشاره می کنند . هر یک از این مولفه ها می تواند به اجزای کوچکتری تقسیم شوند . در جدول 2-1 مولفه های شادکامی ( به نقل از داینر و همکاران ، 1999 ) فهرست شده است .
جدول 2-1 مولفه های شادکامی
رضایت از زندگی
عاطفه خوشایند
عاطفه ناخوشایند
میل به تغییر زندگی
لذت
گناه و شرم
رضایت از زندگی مادی
شعف
غمگینی
رضایت از گذشته
خرسندی
اضطراب و نگرانی
رضایت از آینده
محبت
تنش
نظر دیگران در مورد شخص
شادمانی
افسردگی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته روانشناسی : مدیریت کیفیت فراگیر

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

وین هوون ( 2006 ) مطرح می کند زمانی که کلمه شادکامی در یک جمله وسیع استفاده می شود با « کیفیت زندگی » یا « رفاه ذهنی » مترادف است . در این معنی آن نشان دهنده زندگی خوب است اما چه چیز در زندگی خوب است واضح نیست . این کلمه همچنین در روش های مشخص تری استفاده می شود . و این را می توان با کمک طبقه بندی از کیفیت زندگی که در شکل 2-2 ارائه شده روشن ساخت .
جدول 2-2 چهار کیفیت زندگی ( وین هوون ، 2006 )
کیفیت درونی
کیفیت بیرونی
توانایی زندگی فردی
توانایی زندگی در محیط
شانس زندگی
رضایت از زندگی
سودمندی زندگی

نتایج زندگی
این طبقه بندی شامل دو قسمت می شود : در قسمت عمودی تفاوت بین شانس برای زندگی خوب و نتایج زندگی واقعی و در قسمت افقی تمایز بین کیفیت « بیرونی » و « درونی » . همه این چهار کیفیت زندگی متمایز شده برای کلمه شادکامی اشاره می شود .
ربع بالا سمت چپ نشان دهنده شرایط زندگی خوب است . غالباً عبارات « کیفیت زندگی » و « بهزیستی » به خصوص در نوشته های بوم شناسان و جامعه شناسان در معنای خاصی بکار برده می شود . اقتصاددانان گاهی اوقات از اصطلاح « رفاه » برای این معنی استفاده می کنند . زیست پذیری کلمه بهتری است به این خاطر که صراحتاً به یک مشخصه از محیط زیست اشاره دارد . سیاست مداران و اصلاح طلبان اجتماعی به طور معمول استرس این کیفیت زندگی و چیزهایی که به آن مربوط می شود را به عنوان شادکامی می دانند . اما این به عنوان شرطی برای شادکامی است نه به عنوان شادکامی . در واقع می توان در شرایط عالی زندگی کرد اما هنوز هم به خاطر ناتوانی در به دست آوردن شانس ، غمگین بود . این امر بیشتر شرایطی برای شادکامی می باشد و نه به عنوان شادکامی .
ربع بالا سمت راست بر شانس زندگی درونی اشاره دارد ، که ما چطور به خوبی مجهز به مقابله با مشکلات زندگی می شویم . این جنبه از زندگی خوب نیز با نام های مختلف معروف می باشد . به ویژه پزشکان و روان شناسان نیز از عبارات « کیفیت زندگی » و « بهزیستی » در اشاره به این معنی خاص دارند . نام های بیشتری نیز وجود دارد . در زیست شناسی این پدیده به عنوان « سازگاری بالقوه » اشاره شده است . از سال 1992 این متغییر کیفیت زندگی را استعداد ( صلاحیت ) نامیدند . که این نیز بیشتر یک پیش نیاز برای شادکامی است نه به عنوان خود شادکامی .
ربع پایین و سمت چپ نشان دهنده این مفهوم است که یک زندگی خوب باید چیزی بهتر از خود خوب باشد این پنداشت ها برخی ارزش های بالاتر از قبیل حفاظت زیست محیطی و یا توسعه فرهنگی را شامل می شود . مشاوران اخلاقی بر کیفیت زندگی تاکید می کنند . این سودمندی از زندگی نیز بر کلمه شادکامی اشاره می کند اما باز هم نمی توان از این کلمه برای شادکامی استفاده کرد .
سرانجام ربع پایین و سمت راست نشان دهنده پیامد درونی زندگی می باشد یعنی کیفیت در در نظر مشاهده گر است . همچنان که ما با انسان های آگاه سر و کار داریم این تحریکات کیفی قدر دانی ذهنی از زندگی را پایین می آورد یعنی متداولاً به واژه هایی نظیر « رفاه ذهنی » ، « رضایت از زندگی » و همچنین « شادکامی » اشاره دارد ( وین هوون ، 2006 ) .
2-2-اهمیت شادکامی :
در باب شادکامی ، لیوبو میرسکی ، کینگ داینر ( 2005 ) معتقدند که افراد شاد در حوزه های چند گانه زندگی نظیر ازدواج ، درآمد ، عملکرد شغلی و سلامتی ، موفق تر از افراد غیر شاد هستند. علاوه بر این نتایج پژوهش ها مختلف نشان داده اند که شادکامی ، صرف نظر از چگونگی به دست آوردن آن می تواند سلامت جسمانی و روانی را بهبود بخشد ( مایرز ، 2000 ) . به اعتقاد وین هوون ( 1993 ) شادی فعالیت فرد را بر می انگیزد و روابط اجتماعی و سیاسی را تسهیل می کند. همچنین مشخص شده است که افراد شاد احساس امنیت بیشتری می کنند ، آسانتر تصمیم می گیرند ، دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند و نسبت به کسانی که با آنها زندگی می کنند بیشتر احساس رضایت دارند ( مایرز ، 2000 ) . افراد شاد همچنین دارای عزت نفس بالاتر ، روابط دوستانه قویتر و اعتقادات مذهبی معنادارتری هستند ( مایرز ، 1996 ، به نقل از قمرانی ، 1389 ) .
سالوی و همکاران ( 2001 ، به نقل از قمرانی ، 1389 ) معتقدند که شادکامی فعالیت های قلبی – عروقی و سیستم ایمنی را بهبود می بخشد. در ایران نیز در پژوهشی که توسط علی پور و همکاران ( 1379 ) انجام شد مشخص گردید که شادکامی با عملکرد و نظام ایمنی بدن ارتباط دارد به گونه ای که در گروه دارای شادکامی بالا در مقایسه با گروه دارای شادکامی کم عملکرد نظام ایمنی بدن مهمتر بود.
اسکونیکتن ، مک آرتور و سامرست ( 1997 ) معتقدند که شادکامی بخش مهمی از کیفیت زندگی و بالاتر از ثروت به شمار می رود . شادکامی می تواند مولد انرژی شود و نشاط و حرکت و پویایی بوده و همچون پری آدمی را در برابر استرس ها و مشکلات محافظت نماید ( حقیقی و همکاران ، 1385 ) .
شاید بزرگترین توصیه در مورد اهمیت شادکامی همان باشد که در دومین جلسه بیانیه استقلال آمریکا از شادی به عنوان یکی از حقوق جدائی ناپذیر انسانها یاد شده است ( آیزنک ، 1387 ) وین هوون ( 1988 ، به نقل از قمرانی ، 1389 ) اذعان می دارد که در خصوص اهمیت شادکامی همین بس که تا سال 1960 کل پژوهش های مربوط به شادکامی و مقوله های وابسته آن از جمله رضایت ، لذت و احساس مثبت 62 مورد بوده است و سپس از سال 1960 ، ده برابر شده است.
2-3-رویکردهای نظری شادکامی :
به لحاظ تاریخی می توان به خط مشی متفاوت را در قلمرو شادکامی مجزا نمود :
1-مطالعات جامعه شناسان که عمدتا درآمد ، تاهل و ……بر شادی متمرکز بوده است.
2-پژوهش های متخصصین بهداشت روانی با تاکید بر این اندیشه که سلامت روانی چیزی بیشتر از نبود افسردگی بوده و شادکامی را نیز در بر می گیرد.
3-پژوهش های روانشناسان شخصیت که خط و سیر جدیدی است و به بررسی ویژگی های شخصیتی افراد با شادکامی بالا و پایین می پردازد ( داینر و لوکاس ، 2000 ) .
نظریه لذت گرایی :
رویکرد لذت گرایی از قدمت بسیار طولانی بر خوردار است . این رویکرد ریشه در فلسفه نیز دارد . بر اساس فلسفه لذت گرایی رفتار انسان ها در جهت حفظ و ازدیاد لذایذ زندگی و اجتناب از درد می باشد ( وین هوون ، 2006 ) .
دسی و ریان ( 2005 ) معتقدند که در رویکرد لذت گرایی اعتقاد بر این است که شادکامی به معنای تجربه لذت در مقابل تجربه ناخشنودی است. بر این اساس شادکامی نمایانگر نشانه های است که مبین حضور احساسات مثبت و فقدان احساسات منفی باشد. شادکامی طبق اصل لذت گرایی ، پیشینه کردن اثرات مثبت نظام های حسی متفاوت است ( وین هوون ، 2006 ) .
نظریه شناختی :
نظریه های شناختی مطرح می کنند که شادکامی محصول تفکر انسان است و منعکس کننده اختلاف بین درک زندگی (همانطوری که هست ) و عقیده مفهوم زندگی ( چگونه باید باشد ) است. عقیده مفهوم زندگی ریشه در باورهای جمعی دارد و در میان فرهنگ ها متفاوت است. در این دیدگاه شادکامی در فلسفه بر جسته می باشد و همچنین بر تفکر بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی سایه افکنده است (وین هوون، 2006).
بر این اساس شادکامی نتیجه لذت و اجتناب از درد نیست بلکه احساسی است که به واسطه پیشرفت منطقی فرد در دستیابی به اهدافش ایجاد می شود ( فرانکن ، 1994 به نقل از قمرانی 1389 ) .
فرض اساسی دیدگاه شناختی این است که شادکامی بر اساس مقایسه استانداردهاست. هرچند که در ماهیت این استانداردها و روش های مقایسه تفاوت های وجود دارد . یکی دیگر از فرض های اساسی این است که باورهای جمعی در آن دخالت دارند ( وین هوون ، 2006 ) . فرضیات این نظریه این است که ما ( استانداردهایی ) از زندگی خوب داریم که به طور دایم واقعیت زندگی مان را در برابر این استانداردها می سنجیم . اصل استانداردها متغیراند و از برداشت احتمالات پیروی می کنند . در این دیدگاه جوان شاد ، شادکامی بیشتری در بزرگسالی نخواهد داشت . تعدادی از این نظریه ها در نظریه اختلاف چندگانه میکالوس تر کیب شده که فرض می شود نه تنها چیزی را که ما می خواهیم را با آنچه را که دیگران می خواهند ، مقایسه می کنیم ( وین هوون ، 2006 ) .
معقول است فرض کنیم که تفکرمان را در ارزیابی کیفیت زندگی بکار بریم . در عین حال چندان معقول نیست فرض کنیم که تفکر تنها راه برای ارزیابی میزان خوشحالی یا رضایت است. اگر چنین باشد بچه های کوچک نمی توانند شاد باشند به خاطر اینکه آنها توانایی تعیین استانداردها و زندگی خوب و مقایسه آن با واقعیت را ندارند. مشکلی که وجود دارد این است که شادکامی نمی تواند به شرایط واقعی زندگی وابسته باشد بلکه بر اساس معیارهای عقلانی که ارزشیابی می شوند وابسته می باشد . این بدین معناست که می توان در جهنم کاملا خوشحال بود به شرطی که ندانیم جای بهتری وجود دارد یا اینکه یک اجتماعی بر این باور باشند که این بهترین مکان می باشد . در این دید گاه هیچ ارزش انطباقی در شادکامی و در واقع در فکر کردن یا فکر نکردن وجود ندارد ( وین هوون ، 2006 ) .
مطالعات همبستگی روابط میان شادکامی و موفقیت درک اهداف خاص از قبیل کامل کردن مطالعه با بالا بردن سطح خانواده را نشان می دهد. اما این پژوهش همچنین خاطر نشان می سازد که موفقیت در برخی اهداف دیگر را در پی داشته است و موفقیت در اهداف مادی نسبتا ارتباط ضعیفی با شادکامی داشته است. به نظر می رسد که دستیابی به اهداف ذاتی ، شادکامی بیشتری را نسبت به موفقیت در اهداف بیرون داشته است ( کاسر و ریان به نقل از وین هوون ، 2006 ) . و این عقیده با این فرض که شادکامی در وهله اول توسط استانداردهای اجتماعی ساخته می شود در تضاد است . حمایت تجربی بر این فرض است که استانداردها در طول زمان تنظیم می شود و اینکه شادکامی بر حوادث زندگی تاثیر کوتاه مدتی می گذارد. به عنوان مثال پیگیری از مردمی که ثروت باد آورده ای داشته اند ، نشان داد که شادکامی آن ها تنها یک سال به طول انجامید. اما به نظر می رسد که ازدواج اثر ماندگارتری در مورد احساس شادکامی داشته به ویژه برای افرادی که زمانی تنها بوده اند یا کسانی که معلولیت های فیزیکی شدید مانند آسیب نخاعی داشته اند، ( کلارک و همکاران ، 2003 به نقل از وین هوون ، 2006 ) .
از دیگر یافته ها این است که بیشتر مردم تمایل دارند که اکثر اوقات شاد باشند در حالی که مقایسه طول عمر نشان می دهد که شادکامی مردم در حدود میانگین نرمال و در برخی از مدل های دیگر زیر حد نرمال است . یک حقیقت دیگر این است که این تئوری مناسبی برای رابطه بین میانگین شادکامی در ملت ها و کیفیت زندگی نیست .
میانگین شادکامی به طور گسترده در سراسر کشور ها متفاوت است ( بین 2/8 ، 2/3 بر روی مقیاس 10 – 0 ) . و در حدود 75 درصد از این تفاوت ها را می توان در تغییر ویژگی های اجتماعی مانند وفور اقتصادی ، آزادی و دموکراسی توضیح داد . به عبارت دیگر نظریه شناختی ، شادکامی را

مطلب مشابه :  خرید پایان نامه :بهزیستی هیجانی

دیدگاهتان را بنویسید

فوکا | Postmag سبز فایل.