دانلود پایان نامه حقوق درباره پیامبر اسلام(ص)

به زبان است؛ مگر در صورت تقیه که تصدیق به زبان لازم نیست، بلکه خلاف آن جایز بوده و حتى در برخى موارد تصدیق زبانى به آنچه که در قلب است، حرام می‌باشد؛
آن‌جا که خوف بر نفس باشد.
شناخت ایمان هرکس دو راه دارد:
یکى آن‌که: انسان از نزدیک مشاهده کند که او خدا و رسول را تصدیق و به تمام معارف اقرار و به احکام اسلام عمل می‌کند, که در این صورت احکام ایمان بر او جارى شده و از گروه کافران خارج می‌ گردد و دیگر این‌ که: معصومان خبر از ایمان شخصى دهند؛ همان‌ گونه که پیامبر اکرم(ص) خبر ایمان کسى داده است، او را جزو مؤمنان می‌دانیم، که از آن‌ جمله حضرت ابوطالب(ع)، پدر امیرالمؤمنین، علی(ع) است.
در فرهنگ قرآن، ایمان وعمل صالح توأمان مطرح است. هرجا سخن از عمل صالح در میان است، ایمان نیز در کنارش طرح می شود و در واقع عمل صالح، آیینه ایمان و باورهای درونی انسان می‏باشد «وَ مَنْ یَأتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصالِحاتِ» کسی که از دریچه ایمان به حریم خدا وارد می شود، محققاً آن کس عمل صالح و شایسته انجام می‌دهد. ایمان، طرح درونی است واعمال مؤمن، بر مبنای این طرح بنا می شود و شکل شایسته و مطلوب به خود می گیرد. «کُلُّ یَعْمَلُ عَلَی شَاکِلَتِه» پس از دیدگاه قرآن، چهره واقعی اشخاص را در سیمای اعمال وآیینه ایمان آن ها باید جستجو کرد و بر این اساس درباره آنها به داوری نشست.
9 – اسلام
آیـه شریفه می فرماید : (قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ ) (عربهاى بادیه نشین گفتند:ایمان آورده ایم ! به آنها بگو: شـمـا ایـمان نیاورده اید ولى بگوئید اسلام آورده ایم , ولى هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است ).
قبل از آیه فوق سخن از معیار ارزش انسانها یعنى تقوا را مطرح می کند و می فرماید : تقوا ثمره شـجـره ایـمـان اسـت , آن هـم ایـمانى که در اعماق جان نفوذ کند. اما دراینجا به بیان حقیقت ایـمـان پـرداخته است .
طبق این آیه تفاوت اسلام و ایمان در این است که اسلام شکل ظاهرى قانونى دارد, و هرکس شهادتین را بر زبان جارى کند در سلک مسلمانان وارد می شود, و احکام اسلام بر او جارى می گردد ولى ایمان یک امر واقعى و باطنى است و جایگاه آن قلب آدمی است , نه زبان و ظاهر او.
ایـن هـمـان چیزى است که در عبارت روشنی در بحث اسلام و ایمان آمده است
فضیل بن یـسار می گوید: از امام صادق (ع ) شنیدم فرمود: ایمان با اسلام شریک است , اما اسلام با ایمان شـریـک نیست (و به تعبیر دیگر هر مؤمنى مسلمان است ولى هر مسلمانى مؤمن نیست ) ایمان آن اسـت کـه در دل ساکن شود, اما اسلام چیزى است که قوانین نکاح و ارث و حفظ خون بر طبق آن جارى می شود.
سپس در ادامه آیه می افزاید:
و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید (ثواب اعمالتان را بطور کامل می دهد) و چیزى از پاداش کارهاى شما را فروگذار نمی کند) (َ إِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمالِکُمْ شَیْئا (چرا که خداوند آمرزنده مهربان است (إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ). )
جـمـله هاى اخیر در حقیقت اشاره به یک اصل مسلم قرآنى است که شرط قبولى اعمال ، ایمان اسـت , می گوید: اگر شما ایمان قلبى به خدا و پیامبر(ص )داشته باشید ـ که نشانه آن اطاعت از فـرمـان خدا و رسول اوست ـ اعمال شما ارزش می یابد, و خداوند حتى کوچکترین حسنات شما را می پـذیـرد, و پـاداش می دهد, وحتى به برکت این ایمان گناهان شما را می بخشد که او غفور
و رحیم است.
و از آنـجا که دست یافتن بر این امر باطنى یعنى ایمان کار آسانى نیست دراین آیه به ذکر نشانه هاى آن می پردازد, نشانه هائى که به خوبى مؤمن را از مسلم , وصادق را از کاذب , و آنها را که عاشقانه دعوت پیامبر(ص ) را پذیرفته اند, از آنها که براى حفظ جان و یا رسیدن به مال دنیا اظهار ایمان می کنند جدا می سازد.

می فرماید: مؤمنان واقعى تنها کسانى هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده اند, سپس هرگز شک و ریبى به خود راه نداده , و با اموال و جانهاى خود درراه خدا جهاد کرده اند (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ)
آرى ! نـخـستین نشانه ایمان عدم تردید و دو دلى در مسیر اسلام است , نشانه دوم جهاد با اموال , و
نشانه سوم که از همه برتر است جهاد با انفس (جانها) است .
و لـذا در پایان آیه می افزاید: چنین کسانى راستگویانند و روح ایمان دروجودشان موج می زند (أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ{
ایـن مـعیار را که قرآن براى شناخت مؤمنان راستین از دروغگویان متظاهربه اسلام بیان کرده , معیارى است روشن و گویا براى هر عصر و زمان , براى جداسازى مؤمنان واقعى از مدعیان دروغین , و براى نشان دادن ارزش ادعاى کسانى که همه جا دم از اسلام می زنند و خود را طلبکار پیامبر(ص) می دانند ولى درعمل آنها کمترین نشانه اى از ایمان و اسلام دیده نمی شود.
شـان نـزول آیـه:
جـمـعى از مفسران گفته اند که : بعد از نزول آیات گذشته گروهى از اعراب خـدمـت پیامبر(ص ) آمدند و سوگند یاد کردند که در ادعاى ایمان صادقند, و ظاهر و باطن آنها یـکى است , آیه نازل شد (و به آنها اخطار کرد که نیازى به سوگند ندارد خدا درون و برون همه را می داند).

بنا بر این ایمان یک امر واقعى و باطنى است و جایگاه آن قلب آدمی است، نه زبان و ظاهر او.” اسلام” ممکن است انگیزه‏هاى مختلفى داشته باشد، حتى انگیزه‏هاى مادى و منافع شخصى، ولى” ایمان” حتما از انگیزه‏هاى معنوى، از علم و آگاهى، سرچشمه می ‏گیرد، و همان است که میوه حیات بخش تقوى بر شاخسارش ظاهر می ‏شود.این همان چیزى است که در عبارت گویایى از پیغمبر گرامی اسلام ص آمده است: الاسلام علانیه، و الایمان فى القلب:” اسلام امر آشکارى است، ولى جاى ایمان دل است ودر حدیث دیگرى از امام صادق ع می ‏خوانیم:الاسلام یحقن به الدم و تؤدى به الامانه، و تستحل به الفروج، و الثواب على الایمان: با اسلام خون انسان محفوظ، و اداى امانت او لازم، و ازدواج با او حلال می ‏شود، ولى ثواب بر ایمان است”
این تفاوت مفهومی در صورتى است که این دو واژه در برابر هم قرار گیرند، اما هر گاه جدا از هم ذکر شوند ممکن است اسلام بر همان چیزى اطلاق شود که ایمان بر آن اطلاق می ‏شود، یعنى هر دو واژه در یک معنى استعمال گردد.
10 – آیا انگیزه ای برای کتمان ایمان وجود دارد؟
از آن چه گذشت روشن شد که از میان سه رکن ایمان، جز خدا و یا کسی که خداوند به او اذن دهد، فرد دیگری نمی تواند به تصمیم و باور قلبی دیگران پی ببرد. چه بسا شخصی ایمان بیاورد ، ولی اظهار بی دینی نماید همانطور که قرآن می فرماید : ((کسى که پس از ایمان به خدا کافر می شود نه آن که او را به زور واداشته اند تا اظهار کفر کند و حال آن که دلش به ایمان خویش مطمئن است) و یا کسی ایمان نیاورد،ولی اظهار ایمان نماید، که چنین شخصی منافق است.
مخفی نگه داشتن ایمان می تواند اسباب و انگیزه های متعدد و مختلفی داشته باشد ، از جمله :برای حفظ جان خود و نیروهای مربوط، نفوذ در نیروهای دشمن و ضربه زدن به آنها و حمایت ازحق و حقیقت بدون این که از طرف باطل به پیروی از حق متهم شود و … .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برای نمونه، داستان « مؤمن آل فرعون » را از قرآن بیان می کنیم .
قرآن می فرماید :«مرد مؤمنى از آل فرعون که ایمان خود را کتمان می کرد، گفت : آیا می خواهید کسى را به قتل برسانید به خاطر این که می گوید پروردگار من اللَّه است»؟!.
او که از نزدیکان فرعون بود 1 به دعوت حضرت موسى(ع) پاسخ مثبت داده و به او ایمان آورد،ولى ایمان خود را آشکار نکرد، زیرا خود را به حمایت و پشتیبانی سنجیده و حساب شده از آن حضرت موظفّ می دید و این گونه بهتر می توانست از او حمایت کند، اما هنگامی که با خشم فرعون روبه رو شد و جان پیامبر خویش موسى(ع) را در خطر دید ایمان خود را آشکار نموده و مردانه ایستادو با سخنرانی ها و بیانات مفید و مؤثر خود توطئه قتل او را از بین برد.
11 – فرضیه ها
1 – که ابوطالب دارای ایمان به معنای اعم و اخص آن بوده است و آثار بجا مانده در تاریخ گواه روشنی بر این مطلب است .
2 – این که رابطه پیامبر و ابوطالب و بالعکس بسیار خوب بوده و پیامبر هرگز کلامی دال بر عدم ایمان ابوطالب نفرموده است و شواهد مسلم تاریخی نیز گواه بر این مطلب است .
3 – این که شبهات مطرح شده در رابطه با ایمان ابوطالب با انگیزه های عداوت و بغض نسبت به حضرت علی ( ع) صورت گرفته و این شبهات ، سست و بی پایه بوده که دانشمندان زیادی پاسخ آنها را در کتب مختلف بیان نموده اند .
فصل دوم : خاندان ابوطالب و ایمان آنها
1 – ایمان اجداد ابوطالب در قرآن
طبق نظر شماری از مفسران آیه 219 بر موحد بودن والدین و اجداد پیامبر(ص) دلالت می کند، آنجا که خداوند متعال می فرماید» : الَّذی یَراک حینَ تَقُوم و تَقَلُّبک فی السَّاجِدِینَ ؛ آن خدایى که تو را هنگامی که (برای تبلیغ و رساندن احکام )برخیزی میبیند و گردیدن تو را در(اصلاب و پشت های) سجده کنندگان(خداپرستان )مینگرد« سیوطی در تفسیرش احادیثی را درباره این آیه بیان می کند که به برخی از آنها اشاره می کنیم.
أبى عمر عدنی در مسند ش نقل می کند که بزار و ابن أبى حاتم و طبرانی و ابن مردویه و بیهقی در الدلائل از مجاهد در مورد آیۀ « تَقَلُّبک فی الساجِدینَ» چنین نقل می کنند : یعنی از پیامبر به پیامبر دیگر تا این که به عنوان پیامبر متولد شدم.
و أبى حاتم و ابن مردویه وابونعیم در الدلائل ازابن عباس در مورد آیۀ « و تَقَلُّبک فی » نقل می کنند که گفت : همواره پیامبر در صلب پیامبران بود تا این که مادرش او را به دنیا آورد .

و ابن مردویه از ابن عباس نقل می کند که گفت: به پیامبر (ص) عرض کردم پدر و مادرم فدایت باد، زمانی که آدم در بهشت بود تو کجا بودی؟ حضرت تبسمی کردند که دندان های کناری حضرت نمایان شد، سپس فرمود : من در صلبش بودم که به زمین هبوط نمود، زمانی که پدرم نوح سوار کشتی می شد من در صلبش بودم و در صلب پدرم ابراهیم بودم که به آتش افکنده شدیم . هرگز پدر و مادرم به زنا به هم نزدیک نشدند، همواره خداوند مرا از صلب های پاک به رحم های پاک و پاکیزه و نیالوده انتقال می داد و به دو بخش تبدیل نشدند مگر این که من به بهترینشان منتقل می شدم
هم چنین بر اساس روایاتی که از اهل بیت پیامبر(ص) به ما رسیده، این آیه به طهارت وخداپرست بودن اجداد پیامبر(ص) تفسیر شده است محمد بن فرات از امام باقر(ص) نقل می کند:
«الَّذی یراکَ حِینَ تَقُومُ» یعنی در نبوت «و تَقَلُّبَکَ فِی السَّاجِدیِنَ» یعنى در اصلاب پیامبران بنابراین معنای روایت چنین می شود: آن خدایى که نبوت و گردیدن تو را در(اصلاب و پشت هاى)( سجده کنندگان (خداپرستان می بیند.
از امام باقر و امام صادق(ع) روایت شده که منظور، صلب هاى پیامبران است که از زمان حضرت
آدم، نور پیامبر اسلام(ص) مرتّب از صلب پیامبرى به صلب پیامبر بعدى منتقل می شد، تا این که
خداوند این نور پاک را از صلب پدر بزرگوارش عبدالله با طهارت مولد خارج نموده و براى هدایت .
مردم فرستاد.
2 – ایمان اجداد ابوطالب در روایات
شیعیان اثناعشرى بر ایمان آوردن او به آیین اسلام پاى فشرده اند و این مطلب مورد اجماع اهل بیت (علیهم السلام) و علماى امامیه می باشد.
برخی از متعصبین، مانند: علاءالدین قوشچی، جاحظ و سعدالدین تفتازانی گفته‏اند: ما از کلمات علی علیه‏السلام که فرموده است: «نحن اهل‏البیت لایقاس بنا احد»؛ ما اهل‏بیت رسول اللّه هستیم که احدی را نتوان به ما قیاس کرد، حیرانیم.
احمدبن محمدکرزی بغدادی می‏گوید: از عبداللّه بن‏احمد بن‏حنبل شنیدم که گفت:«وقتی در مورد فضیلت صحابه از پدرم، احمدبن حنبل سهال کردم، گفت: ابوبکر، عمر و عثمان. گفتم: پس جایگاه علی‏ابن‏ابی‏طالب علیه‏السلام کجاست؟
پدرم گفت: «هو من اهل‏البیت لایقاس به ههلاء»؛ علی علیه‏السلام از اهل‏بیت پیامبر است و صحابه را نباید با او قیاس کرد.
امام احمدبن حنبل د

پاسخی بگذارید