روانشناسی راهبردهای شناختی

راهبردهای یادگیری

منظور از راهبرد یک برنامه یا نقشه کلی است که که از مجموعه عملیات تشکیل می شود و برای رسیدن به یک هدف خاص به اجرا در می آید. راهبردهای یادگیری، دلالت بر روش هایی دارند که فراگیران  برای یادگیری استفاده می کنند و ثابت شده است که روش های موثری برای افزایش یادگیری فراگیران هستند. راهبردهای یادگیری دامنه گسترده ای دارند و از تکنیک های بهبود حافظه گرفته تا راهبردهای امتحان دادن و مطالعه کردن را در بر می گیرند (نیاز آذری، 1382).

راهبردهای یادگیری حرکتی هدف‌مند و ارادی هستند که شخص در تلاش برای افزایش پیامد یاد یار مطلوب خود به کار می‌برد یا هر فعالیتی که فراگیران آن را در زمان یادگیری به کار می‌گیرند تا به وسیله آن میزان یادگیری خود را افزایش دهند (سیف،1390).

همچنین کارداش و املوند[1] (2003)، به نقل از وار و داوینگ[2] (2000) راهبردهای یادگیری را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «فعالیت‌های پیدا و پنهان پردازش اطلاعات که در هنگام رمزگردانی برای تسهیل در اکتساب و اندوزش اطلاعات جدید و نیز بازیابی صحیح اطلاعاتی که قبلاً یادگرفته شده است به کار گرفته می‌شود».

در نظریه خبرپردازی، یادگیری به عنوان فرایند دریافت محرک‌های محیطی به وسیله گیرنده‌های حسی، گذر این محرک‌ها از حافظه حسی و حافظه کوتاه مدت، به رمز درآمدن و معنی دار شدن، و نهایتاً قرار گرفتن در حافظه درازمدت تعریف شده است. هر تدبیری که به این منظور توسط روان‌شناسان کشف و ابداع شده‌اند، با نام مهارت‌های یادگیری و مطالعه، یا به اصطلاح فنی‌تر راهبردهای شناختی و فراشناختی نام گذاری شده‌اند (سیف 1390).

به گفته سیف (1390)، اسلاوین[3](2006) راهبردهای یادگیری را به راهبردهای شناختی و فراشناختی تقسیم می‌کند و معتقد است که راهبردهای شناختی برای تسهیل یادگیری و تکمیل تکالیف به کار می‌رود در حالی که راهبردهای فراشناختی به منظور بازبینی این پیشرفت مورد استفاده قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر راهبردهای شناختی برای پیشرفت و دستیابی به اهداف شناختی استفاده می‌شوند و راهبردهای فراشناختی جهت نظارت بر این فرایندها به کار گرفته می‌شوند.

راهبردها، عملیاتی هستند فراتر از فرایندهایی که نتیجه طبیعی انجام فعالیتی می‌باشند. بنابراین ورق زدن صفحات و یا نگاه کردن به یک متن به عنوان یک راهبرد مطالعه، شرایط لازم را ندارند. اکثر راهبردهای مختص به هدف، مربوط به حیطه خاصی است. برای مثال راهبردهای حفظ کردن، شامل تکرار مطالبی است که یاد گرفته می‌شوند، گروه بندی مطالب قابل سازمان‌دهی به خوشه‌هایی که به علت روابط معنایی با هم تناسب دارند و ایجاد رابطه بین عناصر جداگانه و در نتیجه افزایش قابلیت یادگرفتن آنها می‌باشد. راهبردهای درک مطلب عبارتند از: یادداشت‌برداری، خلاصه کردن، خط کشیدن زیر مطالب و جواب دادن به سؤالات مربوط به متن. همچنین تعدادی از راهبرهای مختص به هدف برای ایجاد راه‌حل های مسائل وجود دارد. برای مثال، هنگامی که اطلاعات فرد در مورد حیطه‌هایی کم است، استدلال از طریق تشابه آن حیطه‌ با حیطه‌های دیگری که برایش شناخته شده است مفید می‌باشد. به طور خلاصه راهبردهای مختص به هدف زیادی وجود دارد که استفاده‌کنندگان راهبردها می‌توانند برای انواع مختلف حیطه‌های محتوایی از فعالیت های شناختی مدرسه گرفته مانند حل مسئله ریاضی تا مسلط شدن بر فعالیت های فیزیکی مانند مهارت ها و توالی های حرکتی پیچیده اعمال کنند.

 

2-3- 1- راهبردهای شناختی

راهبردهای شناختی اقداماتی هستند که ما به آنها کمک آنها اطلاعات تازه را برای پیوند دادن و ترکیب کردن با اطلاعات قبلا آموخته شده و ذخیره سازی آنها در حافظه دراز مدت آماده می کنیم (سیف، 1390).

پروکاپ[4] (2009) راهبردهای شناختی را به عنوان روشی که در آن اطلاعات زبانی پردازش می شود، تعریف کرده است. که این راهبردها باعث تقویت فرایند تفکر می شود و برای دست یابی به اهداف شناختی مانند درک کردن و حفظ کردن اطلاعات کمک کننده است. و همچنین به کد گذاری و بازیابی اطلاعات نیز کمک می کند(نقل از هوشمند جا، جوانمرد و مرعشی، 1393).

راهبردهای شناختی را از مناظر مختلف مورد توجه قرارداده‌اند پارک[5] (1995) به دو طبقه از راهبردهای شناختی اشاره کرد.

1ـ راهبردهایی که اثربخشی نیرومندی دارند. 2ـ راهبردایی که اثربخشی ضعیفی دارند. راهبردهایی که اثربخشی آنها بالاست، خلاصه‌سازیها، یادداشت‌برداری ها، روش کلمه کلید، سرنخ ها، روش مکان ها و سازمان‌دهنده‌های پیشرفته را در برمی‌گیرند. راهبردهایی که اثربخشی پایین دارند، راهبردهای خط کشیدن و نقشه‌های مفهومی را در برمی‌گیرند.

واله[6] و همکاران(2009) راهبردهای شناختی که برای پردازش اطلاعات مورد استفاده واقع می‌شوند را در سه دسته خلاصه می‌کنند: 1ـ تکرار یا مرور ویژه تکالیف ساده و پیچیده 2ـ بسط ویژه تکالیف ساده و پیچیده 3ـ سازمان‌دهی ویژه تکالیف ساده و پیچیده. این سه راهبرد در یادگیری اطلاعات جدید و راهبرد بسط به منظور برقراری ارتباط بیرونی بین اطلاعات جدید با دانش قبلی به صورتی که مطالب جدید جذب دانش پیشین در حافظه بلندمدت گردند، مورد استفاده واقع می‌شوند .

 

2-3-1-1- راهبرد‌های تکرار یا مرور

راهبردهای تکرار و مرور، شامل تکرار ذهنی، لفظی یا نوشتاری اطلاعات، با هدف نگهداری آن ها در حافظه است. راهبردهای تکرار و مرور برای تکالیف ساده، خواندن یک مطلب با صدای بلند یا آهسته، دوباره خواندن یک مطلب، تکرار نکات اساسی با صدای بلند یا آهسته را دربر می‌گیرد. راهبردهای تکرار و مرور در مورد مطالب پیچیده شامل انتخاب کردن بخش های مختلف متن از طریق خط کشیدن در زیر آنها، خلاصه‌برداری و یادداشت‌برداری را در برمی‌گیرد (سیف، 1390).

کیلن (2000) راهبردهای تکرار و مرور را راهبرد تکرار نگهداری نامیده است. وی بیان می‌کند زمانی که فراگیران، اطلاعات را جهت فعال نگهداشتن در حافظه فعالشان تکرار می‌کنند، از این نوع راهبرد استفاده می‌کنند.  یک نمونه از این راهبرد وقتی است که شخص به شماره تلفن نگاه می‌کند و سپس تا زمان شماره‌گیری آن را تکرار می‌کند. معلمان گاهی اوقات از این نوع تکرار برای یادگیری طوطی‌وار و اطلاعات غیر معنی‌دار استفاده می‌کنند ولی استفاده از آن به مقدار زیاد و برای هدف های سطح بالای یادگیری و نیز مطالب معنی‌دار بسیار نابجا است.

بهترین روش تکرار یا مرور مطالب این است که ابتدا مطالب را با ویژگی‌های مشترک بین مواد دسته‌بندی نماییم و مجموعه‌های متفاوتی از ماده‌های همگون بسازیم و آنگاه به تکرار آنها اقدام نمائیم. به این ترتیب اگر در زمان یادآوری، یادگیرنده به هر طبقه یا دسته همگون از اطلاعات حفظ شده نام یا عنوانی بدهد احتمال یادآوری عناصر یا اجزای آن طبقه به مقدار بسیار زیاد افزایش می‌یابد (سیف، 1391).

گلاور[7] و  برونینگ (1990) دو نوع راهبرد تکرار را از هم متمایز ساخته‌اند: الف) تکرار نگهداری، که اشاره به استفاده مجدد اطلاعات به منظور فعال نگهداشتن آن در حافظه کوتاه مدت دارد. ب) تکرار تفسیری، تکراری است که از طریق آن اطلاعاتی که باید حفظ شوند، با اطلاعات دیگر پیوند می‌خورند. تکرار تفسیری منجر به فعالیت‌های رمزگذاری عمیق یا تفسیری می‌گردد، در حالی که تکرار نگهداری را می‌توان کم عمق تلقی کرد. تحقیقات حاکی از آن است که تکرار تفسیری برای یادآوری درازمدت، برتر از تکرار نگهداری است ولی در مقایسه با تکرار نگهداری گرایش چشمگیری به استفاده بیشتر از منابع شناختی فرد دارد (نقل از طالع زاده، 1391).

روش‌ها و راهکارهای راهبردهای تکرار خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: راهبرد های تکرار ویژه تکالیف ساده و راهبرد های تکرار ویژه تکالیف پیچیده (پرویز، 1384).

الف) روش‌ها و تاکتیک‌های تکرار ویژه تکالیف ساده و پایه

روش یادگیری موضوعات ساده و بی‌معنی روش طوطی‌وار است که به طور عمده بر تکرار یا مرور استوار است. با وجود اینکه غایت کسب علوم و دانش در تمام مقاطع و تمامی سنین، یادگیری مطالب معنی‌دار است با این حال یادگیرنده گاهی ناچار می‌شود برای رسیدن به این هدف، مقداری مطالب بی‌معنی را نیز حفظ کند. ولی حجم مطالب غیر معنی‌دار، در قیاس با مطالب معنی‌دار بسیار کم است و نباید در گسترش آنها افراط کرد. ما احتمالاً اعداد از صفر تا 9 را به صورت طوطی‌وار می‌آموزیم اما هیچ نیازی نیست اعداد از 10 به بالا را اینگونه یاد بگیریم زیرا با استفاده از اطلاعات مربوط به 10 عدد اول سلسله اعداد، معنی‌دار کردن اعداد بزرگ‌تر از 10 کار آسانی است.

به طور خلاصه راهبرد تکرار یا تمرین برای یادگیری موضوع‌های ساده شامل موارد یا تاکتیک‌های زیر است؛ گفتن یک مطلب برای خود با صدای بلند یا آهسته، تکرار اصطلاحات مهم و کلیدی با صدای بلند یا آهسته، مکررخوانی، مکررنویسی، استفاده از تدابیر یاد یار یا کمک حافظه مانند آهنگ، قافیه و تصاویر(پرویز، 1384).

راه‌های به یاد سپاری مطالب غیر معنی‌دار عبارتند از:

ـ بخش به بخش حفظ کردن: در این روش معنای زیادی از اطلاعات، مانند جدول ضرب یا جدول علائم عناصر شیمیایی به چند بخش تقسیم شده و این بخش ها به نوبت آموخته می‌شوند.

ـ تمرین پراکنده یا مطالعه با فاصله: در این روش یادگیرنده به جای اینکه سعی کند اطلاعات زیادی را حفظ کند، وقتش را تقسیم می‌کند و چندین بار این اطلاعات را مرور می‌نماید.

ـ رعایت توالی مناسب مطالب: توالی مناسب یعنی اینکه مثلاً مطالب مشابه را به دنبال هم یاد نگیریم. این امر، از تداخل که یکی از عوامل عمده فراموشی، به ویژه در رابطه با یادگیری طوطی‌وار است جلوگیری می‌کند.

ـ پرآموزی: یعنی تکرار مطالب و یادگیری تا حد اشباع. برای این منظور، پس از اینکه یادگیرنده به حد دلخواه یادگیری یا عملکرد دست یافت باز هم برای مدت بیشتری به تمرین و تکرار ادامه می‌دهد. زمانی گفته می‌شود مهارتی به حد پرآموزی آموخته شده است که تمرین اضافی دیگر نتواند آن را بهبود ببخشد. علاوه بر اینکه معلوم شده پرآموزی از تداخل جلوگیری می‌کند، نشان داده شده است که موجب انتقال یادگیری نیز می‌شود.

ب) روش‌ها و تاکتیک‌های تکرار ویژه تکالیف پیچیده و معنی‌دار

دسته دوم روش‌ها و راهکارهای راهبرد تکرار به تکالیف پیچیده و معنی‌دار مربوط می‌شود. این راهبردها به یادگیرنده کمک می‌کند تا توجه خود را به اندیشه‌های اصلی، نکات مهم و قسمت های عمده مطالب متمرکز سازد. برای مثال، زمانی که شخص نکات مهم یا ضروری یک مقاله را از یک مجله علمی با نوعی علامت‌گذاری، مثلاً خط کشیدن در زیر آنها یا حاشیه‌نویسی برجسته می‌سازد، یا اطلاعات مهم را از یک دفترچه راهنما کپی می‌کند، از راهبردهای پیچیده‌تر تکرار و مرور استفاده می‌کند. واینستاین و هیوم[8] (1988) (به نقل از سیف 1390) می‌گویند «راهبردهای تکرار و مرور ویژه تکالیف پیچیده بر انتخاب اطلاعات مهم و تکرار آنها به منظور افزایش آشنایی، درک و حافظه تأکید می‌کنند».

مطلب مشابه :  ویژگی های افراد و سازمان مشارکت جو

به طور خلاصه راهبرد تکرار یا تمرین برای یادگیری موضوعات پیچیده و معنی‌دار شامل موارد یا تاکتیک‌های زیر است:

انتخاب نکات مهم و کلیدی، خط کشیدن در زیر مطالب، علامت‌گذاری و حاشیه‌نویسی، برجسته‌سازی قسمت‌هایی از یک کتاب درسی، رونویسی یا کپی کردن مطالب.

برجسته ساختن از روش‌هایی است که دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان از آنها بسیار استفاده می‌کنند. بدون این که آموزش مستقیمی در مورد بهترین راه‌های برجسته ساختن و خط کشیدن زیر مطالب، گذرانده باشند. از این جهت است که تعجب‌آور نیست که بسیاری از فراگیران از این راهبرد به گونه غلط استفاده می‌کنند (مصرآبادی، 1380). یک مشکل بسیار ساده و عمومی این است که فراگیران بیش از اندازه زیر مطالب خط می‌کشند و آنها را برجسته می‌سازند. بهتر است که این کار گزینشی باشد. در مطالعاتی که مقدار خط کشیدن زیر مطالب و برجسته ساختن محدود است یادگیری بیشتر خواهد بود (کیلن، 2000).

علاوه بر گزینشی بودن این کار، همچنین شما بایستی به طور فعال اطلاعات را به عبارت خودتان در آورید. هر زمان که قصد خط کشیدن زیر مطالب یادداشت برداری شده را دارید، تنها به کلمات کتاب یا سخنرانی اکتفا نکنید و نهایتاً این که دنبال الگوهای سازمان‌دهی مطالب بگردید و آنها را به عنوان راهنمای یادداشت‌برداری و خط کشیدن زیر مطالب مورد استفاده قرار بدهید (مصرآبادی، 1380).

استفاده محدود از برجسته ساختن و خط کشیدن به این علت مورد تأکید اکثر صاحب‌نظران است که خط کشیدن زیر اکثر مطالب و یا برجسته ساختن بیشتر قسمت‌های یک متن موجب می‌شود تمام این مطالب از لحاظ درجه اهمیت یکسان فرض شوند در حالی که هدف از این راهبرد متمایز ساختن نکات مهم است. برجسته ساختن و خط کشیدن بیشتر مطالب، نکات مهم و کم اهمیت را هم سطح می‌سازد (سیف، 1390).

2ـ3ـ1ـ2 ـ راهبرد بسط و گسترش معنایی

گرچه راهبردهای تکرار و مرور یادگیرندگان را در انتخاب و کسب اطلاعات و دانش‌های مورد نیاز کمک می‌کنند، اما اینها به تنهایی برای یادگیری مطالب، بویژه موضوعات معنی‌دار، کافی نیستند، دمبو (1994) در این باره گفته است: «راهبردهای تکرار و مرور نقش زیادی در یادگیری ایفا نمی‌کنند. آنها بر توجه و رمزگردانی اطلاعات در نظام خبرپردازی کمک می‌کنند اما یادگیرنده را در ساختن معنا از اطلاعات و ربط‌دادن اطلاعات جدید با آنچه قبلاً آموخته شده یاری نمی‌دهند. به همین علت است که راهبردهای تکرار و مرور برای انتقال درست اطلاعات به حافظه درازمدت کافی نیست» (نقل از مصرآبادی، 1380).

بنابراین یادگیرندگان به راهبردهای دیگری بجز تکرار و مرور نیاز دارند تا آنان را در ربط دادن اطلاعات تازه با اطلاعات قبلاً آموخته شده یاری دهند. راهبرد بسط یا گسترش معنایی به این منظور به کار می رود.

گسترش معنایی عبارت است از ایجاد ارتباط ذهنی بین مطالبی که باید آموخته شود با دانش موجود، یا افزایش درک و فهم به وسیله تغییر شیوه نگرشی به مطالب در ارتباط با دیگر مواد. به گفته وار و داوینگ[9] (1995) راهبردهای بسط یا تفسیری راهبردهایی هستند که با خلق پیوندهایی، به مطالب حفظ کردنی معنا می‌بخشند. بسط دهی غالباً به صورت خود به خودی انجام می‌گیرد و هنگامی که با مطلبی درباره یک موضوع مواجه می‌شویم بلافاصله دانش قبلی‌مان یا طرحواره آن موضوع در ذهن ما فعال می‌شود.

ولفولک[10] (1995) می‌گوید، مطالبی که بسط داده می‌شوند، در یادگیری اولیه سریعتر آموخته می‌شوند و دیرتر فراموش می‌شوند و نیز از آنجا که بسط موجب ارتباط‌هایی بین دانش جدید با دانش موجود می‌شود و با قطعه‌های زیادی از اطلاعات قبلی ارتباط و پیوند پیدا می‌کند، هنگام تلاش برای یادآوری، کلیدهای زیادی برای بازیابی در اختیار فرد قرار می‌دهد و لذا گسترش معنایی در تسهیل بازیابی مطالب نیز مؤثر است (مک کرمیک[11]، 2003).

راهبردهای بسط، اطلاعاتی در مورد مجموعه‌ای از ارتباط‌هایی که از لحاظ بیرونی تعریف شده‌اند، ارائه می‌دهند. امکان اینکه بین بسط پیچیده و ساده تمایز قائل شویم وجود دارد. بسط ساده در مورد موضوعات ساده به کار می‌رود و ارتباط‌هایی را بین اجزاء در موضوعات یادگیری برقرار می‌کند. بسط پیچیده که در مورد موضوعات پیچیده به کار می‌رود ارتباطی را بین اطلاعات موجود در موضوعات و دانش قبلی برقرار می‌کند ( جانسن[12]، 2002).

روش‌ها و تاکتیک‌های بسط و گسترش معنایی که هم برای تکالیف ساده و هم برای تکالیف پیچیده به کار می‌رود نیز خود دارای روش ها و تاکتیک های مختلفی می باشد:

الف) روش ها و تاکتیک‌های بسط و گسترش معنایی ویژه تکالیف ساده و پایه:

     1 ـ استفاده از واسطه‌ها: یکی از راه‌های تبدیل مطالب غیرمعنی‌دار به مطالب معنی‌دار استفاده از واسطه یا میانجی‌هاست. از طریق واسطه‌ می‌توان بین مطالب و مواد غیر مرتبط، روابط معنی‌دار برقرار کرد. پژوهش‌های مربوط به یادگیری جفت‌های متداعی اثربخشی واسطه را به اثبات رسانیده است. در این نوع پژوهش به آزمودنی جفت‌های کلماتی مانند شانه ـ لیوان، پا ـ صندلی و چکش ـ ساعت داده می‌شود. به کلمات اول جفت‌ها محرک، و به دومین کلمات آنها پاسخ می‌گویند. آزمودنی باید با دیدن یا شنیدن کلمه اول (محرک)، به آن پاسخ بدهند (کلمه دوم را به یادآورد). در این نوع یادگیری برای معنی‌دار کردن جفت‌های کلمات، از طریق واسطه‌های ذهنی بین دو کلمه ارتباط برقرار می‌شود، مثلاً «شانه در لیوان است» یا «او پایش را بر روی صندلی گذاشت» (سیف، 1390).

تصویرسازی ذهنی : منظور از تصویرسازی ذهنی یعنی برقراری ارتباط معنی‌دار بین مطالب از طریق ایجاد یک رابطه ذهنی بین آنها است. واینساین و هیوم (1998) مثال زیر را برای آن ذکر کرده‌اند؛

«اگر بخواهید به خاطر بسپارید که گوجه فرنگی از میوه‌جات است، می‌توانید یک تصویر ذهنی برای خود بسازید، مثلاً یک ظرف پر از میوه‌های مختلف که گوجه‌فرنگی نیز در میان آنها است. یا اینکه مجسم کنید مشغول خوردن از داخل یک ظرف میوه هستید که در میان آنها گوجه فرهنگی نیز دیده می‌شود. این کار به شما کمک خواهد کرد تا به آنچه قصد یادگیریش را دارید معنی بدهید و آن را با اطلاعات قبلاً آموخته شده خود مربوط بسازید.» (نقل از سیف، 1390).

معمولاً اگر اطلاعات با استفاده از تصور کردن یا تصویر ذهنی حتی تصاویر غیرواقعی و عجیب و غریب همراه باشند بخوبی به حافظه سپرده می‌شوند و به راحتی هم یادآوری می‌شوند. شواهد حاکی از این است که کار کرد مربوط به توانایی رمزگردانی کلامی و بصری به طور جداگانه در دو نیمکره مغز صورت می‌گیرد. گفتار عمدتاً در نیمکره چپ و تصویرسازی در نیمکره راست مغز انسان سازمان داده می‌شوند. پس یک دستگاه دوگانه برای بازنمایی اطلاعات در مغز عمل می‌کند. دستگاه تصویرسازی ذهنی در پردازش اطلاعات عینی و فضایی بهتر عمل می‌کند و دستگاه کلامی در پردازش اطلاعات انتزاعی و زنجیره‌ای بهتر عمل می‌کند. این دو دستگاه کاملاً به هم مرتبط هستند و اگر بتوانیم مطالب کلامی را به صورت‌های تصویری و صورت‌های تصویری را به عنوان‌های کلامی پیوند دهیم، معمولاً بهتر می‌توانیم اطلاعات را بازیابی کنیم.

استفاده از واژه‌های عینی و محسوس به تصویرسازی ذهنی کمک می‌کند. پاویو[13] (1969) به این فرضیه را مطرح ساخت که واژه‌هایی چون اسب و خانه هم رمزهای ادراکی و هم رمزهای کلامی تولید می‌کند از این رو یادگیری واژه‌های عینی و اسم‌های ذات ساده‌تر است (نقل از مصرآبادی 1380).

3ـ روش مکان‌ها: یکی دیگر از راه‌های بسط معنایی روش مکان‌ها نام دارد. روش مکان‌ها یک روش قدیمی برای حفظ کردن اطلاعات است. یادگیرنده هنگام یادگیری و یادآوری مطالب، مکان اشیاء را در ذهن خود مجسم می‌کند. برای استفاده از این روش، یادگیرنده ابتدا به ترتیب، موقعیت یا مکان اشیاء را می‌آموزد؛ یعنی نقشه آنها را به خاطر می‌سپارد، و به هنگام یادآوری، با طی این مراحل ذهنی به ترتیب آنها را به یاد می‌آورد (سیف، 1390).

پژوهش‌هایی که در مورد روش مکان‌ها انجام گرفته نشان می‌دهد که این روش در به خاطر سپاری گستره وسیعی از اطلاعات مفید است. تصویر ذهنی و روش مکان‌ها به دو دلیل اثربخش هستند: اول این که آنها فراگیران را به سازمان‌دهی اطلاعات جدید وا می‌دارند. دوم این که آنها را به گسترش ذهنی اطلاعات جدید تشویق می‌کنند.

4ـ روش سرواژه‌ها: این روش نسبت به روش های یادیار دیگر به میزان بیشتری به کار گرفته می شود. اگر لازم باشد اطلاعاتی برای مدت‌طولانی به خاطر سپرده شود، استفاده از روش سر واژه‌ها یکی بهترین راه‌هاست. سر واژه‌ها یک نوع خلاصه‌نویسی است، سر واژه به واژه یا کلمه‌ای گفته می‌شود که از ترکیب حروف اول تعدادی واژه دیگر بوجود می‌آید، مانند نهاجا که از حروف اول «نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران» درست شده است (قلاوندی، 1393).

5ـ روش کلمه کلید: روش کلمه کلید یا کلید واژه یکی از قوی‌ترین و پرکاربردترین روش‌های یادگیری لغات خارجی است. این روش از دو مرحله تشکیل شده است، در ابتدا باید کلمه از واژگانی که یادگیرنده با آن آشنایی دارد انتخاب شود به نحوی صدایش یا بخشی از صدایش شبیه کلمه‌ای باشد که قصد یادگیری آن را داریم، البته بهتر است از واژگان عینی و غیرانتزاعی استفاده شود. سپس به وسیله یک تصویر ذهنی یا جمله، بین این دو کلمه تداعی ایجاد شود. بعنوان مثال فرض کنید می‌خواهید کلمه انگلیسی bill (به معنی قبض آب، برق، و امثال آن) را بیاموزید. با استفاده از روش کلمه کلید، به شما گفته می‌شود که یک کلمه در زبان فارسی پیدا کنید که کلمه فارسی بیل کشاورزی باشد. سپس شما یک بیل را که قبض بر روی آن قرار دارد مجسم می‌کنید و می‌گوئید معنی آن کلمه قبض است (سیف، 1390).

مطلب مشابه :  سایت دوفانوس

تا به حال تحقیقات فراوانی درباره روش کلید واژه انجام گرفته است. به طور کلی نتایج آن به فراگیران همه سنین، و در مورد چند زبان مختلف مثبت بوده است . همچنین این روش در بهبود یادگیری دانش آموزانی که کمی عقب مانده و از نظر یادگیری ناتوان بوده‌اند به صورت چشمگیر مؤثر بوده است. به علاوه، این روش ابزار مؤثری برای تقویت حافظه مربوط به مطالب غیر از واژگان است.

ب) روش‌ها و تاکتیک‌های راهبرد گسترش معنایی ویژه تکالیف پیچیده و معنی‌دار

 الف: یادداشت برداری: منظور از یادداشت‌ برداری  انتخاب و ثبت نکات مهم و کلیدی یک مطلب شنیداری، از جمله توضیحات شفاهی معلم هنگام آموزش دادن، به گونه‌ای که بعداً و در سر فرصت بتوان مطالب یادداشت‌برداری شده را مرور و بازنگری کرد. در صورتی می‌توان یادداشت‌برداری را در ردیف راهبردهای گسترش معنایی قرارداد که به یادگیرنده کمک کند تا اطلاعات جدید را سازمان دهد و بین آنها و دانش موجود خود پیوند برقرار نماید. آرندرز[14](1998) می‌گوید در یادداشت‌برداری باید تنها نکات مهم و کلیدی ثبت شوند، آن هم خلاصه و به زبان خود یادگیرنده. دمبو (1994) یادداشت‌ها را در صورتی مفید دانسته که همراه با توضیح و تفسیرهای خود یادگیرنده باشد. او این گونه یادداشت‌برداری را یادداشت‌سازی نامیده و درباره آن گفته است «به زبان خود یادداشت‌های مختصر بردارید به گونه‌ای که در آن نکات مهم خلاصه شوند و سازمان یابند و برای شما معنی‌دار باشند» (سیف، 1390).

یادداشت‌برداری شامل چندین مهارت مهم پردازش اطلاعات است و توجه دانش‌آموزان را به مطالب جلب و ترغیب می‌کند. زیرا اگر قصد نوشتن مطلب را داشته باشند بایستی به آنها توجه کنند. همچنین یادداشت‌برداری دانش‌آموزان را ترغیب می‌کند که اطلاعات را بسط دهند، یعنی دانش‌آموزان می‌توانند تفکرات و اندیشه‌های خود را به نوشته‌هایشان اضافه کنند. در نهایت دانش‌آموزان را به سازمان‌دهی اطلاعات ترغیب می‌کند و آنها می‌توانند چگونگی ارتباط مفاهیم و ایده‌ها را با یکدیگر جستجو کنند. اینها امتیازات بسیار مهمی هستند و معلمان بایستی دانش‌آموزان را ترغیب کنند که از یادداشت‌برداری استفاده کنند (سیف، 1390).

ب: قیاس‌گری: در قیاس‌گری، یادگیرنده با استفاده از شباهت بین امور مختلف یاد می‌گیرد. به عنوان مثال، کار قلب را با یک تلمبه قیاس می‌کند و از شباهت بین این دو استفاده می‌کند و به یادگیری ویژگی‌های قلب می‌پردازد. یک نمونه از کاربرد راهبرد قیاس‌گری، شبیه دانستن ذهن آدمی با کامپیوتر است که در نظریه خبرپردازی مورد استفاده قرار گرفته است.

نکته‌هایی که باید در قیاس‌گری مورد توجه قرار گیرد این است که در این روش همواره یک چیز آشنا (در مثال‌های بالا، تلمبه و کامپیوتر) به چیزی که قرار است آموخته شود (کار قلب یا ذهن انسان) تشبیه می‌شود.

علاوه بر روش های یادداشت برداری و قیاس‌گری، برای یادگیری موضوع‌های پیچیده می‌توان از راهبردهای دیگری نیز سود برد. واینستاین و هیوم(1998)، (به نقل از سیف 1380) موارد زیر را ذکر کرده‌اند:  خلاصه کردن مطالب، آموزش دادن مطالب به دیگران، استفاده کردن از مطالب در حل مسائل، شرح و تفسیر و تحلیل روابط میان اجزای تشکیل دهنده یک مطلب.

2ـ3ـ1ـ 3ـ  راهبرد سازمان‌دهی

سازمان‌دهی بهترین و کاملترین نوع راهبرد یادگیری و مطالعه است. سازمان‌دهی نوعی راهبرد بسط معنایی است، اما تفاوت آن با راهبردهایی که قبلاً توضیح داده شده این است که یادگیرنده در استفاده از راهبرد سازمان‌دهی، برای معنی‌دار ساختن یادگیری، به مطالبی که قصد یادگیری آن را دارد نوعی چهارچوب سازمانی را تحمیل می‌کند، اما چنین عملی در راهبردهای بسط و گسترش الزامی نیست. این چهارچوب سازمانی می‌تواند خاص اطلاعات جدید باشد (یعنی نوعی سازمان درونی)، یا اینکه مطالب موجود را به مطالب جدید ربط دهد (سیف، 1390).

روش‌ها و راهکارهای این راهبرد نیز به دو دسته تقسیم می‌شود یکی راهکارهای ویژه به تکالیف ساده و پایه و دیگر راهکارهای ویژه تکالیف پیچیده و معنی‌دار.

الف) روش‌ها و راهکارهای ویژه تکالیف ساده و پایه

ساده‌ترین شکل سازمان‌دهی این است که اطلاعات را در دسته‌هایی قرار دهیم تا آنها را آسان‌تر یاد بگیریم و راحت‌تر به یاد آوریم. گنجایش حافظه کوتاه مدت یا حافظه فعال محدود است و بنابراین نمی‌توانیم در یک زمان بر تعداد زیادی ماده یادگیری تمرکز کنیم. وقتی که ماده‌های متعدد یادگیری را دسته‌بندی می‌کنیم از بار حافظه فعال خود می‌کاهیم و قدرت تمرکزمان را بیشتر می‌کنیم. همین امر علت اصلی تسهیل یادگیری از راه دسته‌بندی اطلاعات است. در واقع ما از مقدار اطلاعاتی که می‌خواهیم یاد بگیریم کم نمی‌کنیم بلکه از راه تقطیع، ماده‌های اطلاعاتی را محدود می‌سازیم. دسته‌بندی را می‌توان براساس تلفظ کلمات، ترتیب زمانی رویدادها و نظایر این‌ها انجام داد. همچنین برای این منظور می‌توان از مقوله‌های مختلفی مانند حیوانات، گیاهان، مواد معدنی و غیره استفاده کرد.

ب) روش‌ها و راهکارهای سازمان‌دهی ویژه تکالیف پیچیده معنی‌دار

دسته‌بندی محض مطالب به مقوله‌ یا طبقات بیشتر برای یادگیری موضوعات ساده یا پایه مفیدند. برای یادگیری موضوعات پیچیده‌تر باید از راهبردهایی استفاده شود که علاوه بر گسترش دادن به حافظه فعال یا کوتاه مدت، به یادگیرنده کمک کند تا اطلاعات جدید را معنی‌دار سازد و به طریقی آنها را به حافظه درازمدت بسپارد که برای مصارف آتی در دسترسی و به راحتی قابل بازیابی باشند.

از جمله روشها یا تاکتیک‌های راهبرد سازمان‌دهی برای تکالیف پیچیده یادگیری می‌توان موارد زیر را برشمرد: (سیف، 1390).

1ـ تهیه سرفصل‌های یک کتاب: نظیر آنچه در فهرست مطالب کتاب‌ها دیده می‌شود. برای این منظور یادگیرنده باید اندیشه‌های اصلی و فرعی را به طور مختصر و با استفاده از کلمات و عبارات مهم به دنبال هم بنویسد.

2ـ تبدیل متن به طرح یا نقشه: یکی دیگر از روشها مربوط به راهبرد سازمان‌دهی تبدیل متن به طرح یا نقشه است. برای این منظور یادگیرنده ابتدا اندیشه یا مفهوم اصلی متن را مشخص می‌کند. بعد اندیشه‌ها یا مفاهیم فرعی وابسته به مفهوم اصلی را مشخص می‌کند. سپس این اندیشه‌های فرعی را به مفهوم اصلی وصل می‌کند. نتیجه یک طرح یا نقشه است که مفهوم اصلی در بالا یا وسط و اندیشه‌های فرعی در زیر یا پیرامون آن قرار می‌گیرند.

3- نقشه مفهومی: به یک بازنمایی تصویری و کلامی از مفاهیم و روابط میان آنها گفته می‌شود. هدف نقشه مفهومی این است که به یادگیرنده کمک نماید تا یک بازنمایی یا تصویر روشنی از آنچه قرار است آموخته شود درست کند.

4 طرح شعاعی: در این روش عنوان مطلب در وسط صفحه و در داخل کادر، و شاخه‌های اصلی نیز که از سایر نکات فرعی متمایز شده‌اند در پیرامون آن قرار می‌گیرند. محل استقرار هر نکته اصلی در اتصال به عنوان مطلب، متناسب با میزان مطالب هر شاخه تعیین می‌گردد. یکی از ویژگی‌های چنین طرحی این است که برای خواندن آن از هر طرف می‌توان شروع کرد، ولی تهیه کننده می‌تواند با علامتی، جهت حرکت چشم بر روی طرح را نیز مشخص کند.

5- طرح هرمی: این مدل از جمله طرح‌هایی است که دارای کاربرد خاص خود می‌باشد. این طرح به ویژه در مواردی که وجوه و نکات مشترکی بین شاخه‌های اصلی وجود دارد، به کار برده می‌شود. در این شیوه عنوان مطلب در رأس هرم قرار می‌گیرد و به تعداد نکات و شاخه‌های اصلی، خطوط به سمت پائین رسم می‌شوند که خط بیانگر یک شاخه اصلی است و نکات فرعی هر شاخه به همان شاخه وصل می‌شود. این طرح وحدت اندیشه‌ها را از طریق رابطه هر بخش با مطلب کلی نشان می‌دهد. ساختمان بیشتر مطالب غیرداستانی را می‌توان با این طرح نشان داد.

5ـ طرح همپوشی: این طرح در مواردی به کار می‌رود که وجوه مشترک میان مطالب بیشتر باشد. در این طرح عنوان مطالب یا مطالب بسیار کلی در جایی نوشته می‌شود که بخش مشترک تمام وجوه باشد.

طرح همپوشی ساختاری را نشان می‌دهد که در آن قسمت‌ها با یکدیگر تقاطع می‌کنند و دارای وجه اشتراک هستند. در این طرح سازمان مطالب از قسمت های کاملاً مشخص و مجزا درست نشده‌اند. مساحت‌های متقاطع نشان دهنده اختلاط اندیشه‌هاست که از این اختلاط سطوح بالاتر معنایی ایجاد می‌شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به طور کلی انواع راهبردهای شناختی و مصادیق آن  در جدول (2-1) به طور خلاصه آمده است.

 

جدول 2-1- انواع راهبردهای شناختی و مصادیق آن (سیف ، 1390:  297 )

انواع راهبردهای شناختی ویژه تکالیف ساده و پایه ویژه تکالیف پیچیده
تکرار و مرور  چند بار روخوانی

چند بار رو نویسی

تکرار با صدای بلند

استفاده از تدابیر یادیار

  انتخاب نکات مهم

خط کشیدن زیر مطالب

برجسته سازی قسمت هایی از کتاب

 

بسط و گسترش معنایی  استفاده از واسطه ها

تصویرسازی ذهنی

روش مکان ها

کلمه کلید

سرواژه

 

 یادداشت برداری و خلاصه کردن

علامت گذاری و حاشیه نویسی

قیاس گری

بازگو کردن مطالب به زبان خود

آموزش مطالب آموخته شده به دیگران

شرح و تفسیر و تحلیل روابط

سازماندهی  

دسته بندی اطلاعات جدید در قالب های مختلف از قبیل  حیوانات، گیاهان و …

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تهیه فهرست عناوین یا سرفصل ها

تبدیل متن درسی به طرح، نقشه و نمودار

دسته بندی اطلاعات جدید بر اساس  مقوله های آشنا

استفادهاز طرح درختی برای خلاصه  کردن اندیشه های اصلی یک مطلب

استفاده از نمودار گردشی برای توضیح و تشریح یک فرایند تولید پیچیده

نقشه مفهومی و الگوی مفهومی

بنابراین همانگونه که در جدول 2-1 مشاهده می شود، راهبردهای شناختی خود به سه دسته تکرار و مرور، بسط و گسترش معنای و سازماندهی تقسیم می شود که هر کدام از این زیر مقیاس ها نیز شامل راهبردهای ویژه ای برای تکالیف ساده و پیچیده است.

[1]. Kardawsh & Emlound

[2]. War & Dowines

[3]. Eslavin

[4]. Prokap

[5]  Park

[6].Vale

[7] Glaver

[8].  Hume

  1. 1. Warr & Dowing

2.Woolfolk

[11]. McCormik

[12]. Janzen

  1. 1. Pavivo

[14]. Anders