ساختار اخلاقی و تربیتی در نهج‌البلاغه چگونه است؟
مرداد 16, 1397 Comments..0

ساختار اخلاقی و تربیتی نهج‌البلاغه

اهمیت اصول تربیت اخلاقی نهج‌البلاغه آنگاه روشن می­شود که با سایر مکتب­ها و مبانی تربیتی آن‌ها سنجیده شود؛ زیرا مکتب‌ها و مذهب­هایی هستند که مادی بودن و علاقه­های دنیایی را به‌طور مطلق نفی می­کنند و به زنگی دنیایی بادید تحقیر می­نگرند؛ همانند دین هندو و بودا؛ یا شیوه­هایی که در ریاضت­های شاق جسمانی جوکیان و یا بعضی از صوفیه و یا در رها نیت مسیحی مشاهده می­شود که به‌اصطلاح تنها درصدد تعالی روح هستند و کالبد جسمانی خود را از بهره‌وری نعمت­های حلال خداوندی بی­بهره ساخته­اند(همان)

در مقابل، مکتب­هایی چون کمونیست یا کاپیتالیسم وجود دارند که اساس آن‌ها بر ماده‌گرایی استوار است و پیروان آنان جز به  نان و اقتصاد و رفاه مادی و لذت­های جسمانی نمی­اندیشند و درنتیجه، در فساد و تباهی غوطه­ورند (همان، ص138)

مکتب تربیتی نهج‌البلاغه – که برجهان بینی توحیدی اسلام استوار است – دربردارنده‌ی تعادل و هماهنگی بین امور مادی و معنوی است،و مکتبی است که مادی بودن را اصل می­داند ولی هدف بودن آن را انکار می­کند
این مکتب بر نردبان مادی بودن، انسان را به صعود بر بام بلند آفرینش و به‌سوی خداوند دعوت می­کند وزندگی معنوی را بر بنیاد وزندگی مادی بنا می‌سازد(همان،ص139)

در مکتب نهج‌البلاغه به پرورش انسان صالح مو من توجه شده و هر دو بعد جسم و روح و جنبه­های مادی و معنوی، دنیایی و آخرتی او موردتوجه قرارگرفته است
اگر برخی از روش‌های تربیتی تنها به جنبه ­محسوس و مادی نگریسته­اند یا تنها به جنبه روحانی انسان توجه کرده­اند یا برخی اصالت اجتماع را مطرح ساخته­اند نهج‌البلاغه با جامعیت خاص، برای همه نیاز­های فردی و اجتماعی، مادی و معنوی آدمی چاره‌اندیشی کرده است
روش تربیتی نهج‌البلاغه متناسب با فطرت و سرشت بشری بوده و تمامی احتیاج­های جسمی و روانی و فردی و اجتماعی انسان را موردتوجه قرار داده است(همان،ص137)

در مکتب تربیتی اسلام دل به مال و جاه بستن و آرزوهای طولانی نسبت به تأمین لذت­های جسمانی و هوای نفسانی داشتن مذموم شناخته‌شده است، ولی زهدی که در اسلام و نهج‌البلاغه از آن تمجید شده است از نوع رهبانیت مسیحی و انزوای صوفیانه نیست؛ چراکه در این نوع، زهد ملازم با ترک دنیا و گریز از جامعه و دست کشیدن از کار وزندگی است

انسان دست‌پرورده نهج‌البلاغه ضمن دل نبستن به آنچه بقا و وفا ندارد و ضمن تحت تأثیر واقع نشدن نسبت به امور فریبنده جهان مادی، هیچ‌گاه از کار و کوشش دست برنداشته و از رزق حلال خداوندی بهره خویش را می­جوید، به وظایف فردی و اجتماعی خود اقدام کرده و از سهم و نصیب خود در دنیا برخوردار می­شود

امام علی ـ علیه‌السلام ـ زاهدان را چنین تعریف کرده است:

(( زاهدان مردمی بودند در دنیا که ظاهر از اهل دنیایند اما درواقع، اهل آن نیستند آنان در دنیا زندگی می­کنند مانند کسی که اهل دنیا نیست ـ زیرا دل به دنیا نبسته­اند و آن را سرای عاریتی دانسته­اند ـ کار از روی بصیرت کردند

  تن­های آنان ـ اینجا در کار و تلاش است ولی درواقع ـ میان مردم آخرت در گردش است)) (همان، خطبه230 )

امام، زهد را چنین تعریف کرده است:

(( مفهوم زهد کلاً در این دو جمله از قرآن است که خداوند فرمود :

” هرگز بر آنچه از دست شما رفته دل‌تنگ نشوید و به آنچه به شما می­رسد شادمان نگردید”

((الزهد کلّه بین کلمتین فی القرآن *لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لاتفر حوا بما آتاکم پس کسی که برگذشته افسوس نخورد و به آنچه پیش آید شادمان نشود، زهد را از هر دو سوی آن دریافته است
)) (همان، حکمت 439)

مقصود از هر دو طرف زهد بی­اعتنایی به گذشته و آینده است

  • آزادگی و ظلم‌ستیزی

از دیگر خطوط برجسته و درخشان در سیمای اخلاقی نهج‌البلاغه آزادگی و ظلم‌ستیزی است
رهایی انسان از بندگی غیر خدا و نجات او از اسارت علاقه­های فریبنده دنیایی و دشمنی با ظلم و ظالم موضوع­هایی است که در قلمرو و معارف نهج‌البلاغه از اهمیتی خاص برخوردار است

امام فرمود: ((و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرّا
بنده دیگری مباش که خدایت تو را آزاد آفریده است
))( همان،نامه31)

هم‌چنین در عظمت و اهمیت تقوا فرمود :

((فان تقوی الله

عتق من کل ملکه تقوا، وسیله رهایی و آزادگی از هر بندگی است
))(همان، خطبه 230)

امام در مورد انصاف و روزی با مردم و پرهیز از ظلم و ستم به آنان فرمود:

((ـ ای مالک ! ـ باخدا به انصاف رفتار کن ـ اوامر و نواحی او را رعایت کن و درباره مردم انصاف را از دست مده خود و نزدیکان و آشنایان توـ نه خود بر آنان ستم‌کن و نه بگذار خویشان و دوستانت به نام تو بر آن‌ها ستم ورزند ـ که اگر چنین نکنی ستمکاری و کسی که به بندگان خدا ستم کند، خداوند دشمن او شود

((انصف الله وانصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک و من لک فیه هوی و با هر کس که خدا دشمن شود عذرش را نمی­پذیریم و دلیل و توجیه او را نادرست می­گرداند
))( همان، نامه 53)

حضرت به امام حسن و امام حسین ـ علیهم‌السلامـ فرمود:

((کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا همواره ـ دشمن ستمگر و طرفدار مظلوم باشید
)) (همان، نامه47)

  • نظم و حسابرسی در امور

بی­گمان نظم در کارها و برنامه‌ریزی دقیق مبتنی بر زمان­بندی حساب‌شده،برای رسیدگی و انجام امور، سودمندی­های فراوانی دارد که به پیشرفت فرد و اجتماع مدد می­رساند
نظم، از هدر رفتن وقت و از بین رفتن نیرو­ها و امکانات آدمی جلوگیری می­کند

شخص منظم می­تواند در سایه نظم در زندگی به‌تمامی تعهد­ها و پیمان­های خود به‌موقع وفا کند
اشخاص منظم در هرکجا که باشند موجب خیر برکت و اعتماد و تسکین خاطر مردمی هستند که با وی سروکار هستند
رعایت نظم از موضوع­های اساسی در سامان‌دهی کارها به شمار می­آید

امام علی ـ علیه‌السلام ـ درحالی‌که فرق سرش شکافته و از درد ناشی از آن در بستر افتاده بود و به هنگام آخرین وصیت­های خویش پس از توصیه به تقوا الهی ، نظم در کارها را متذکر شد که در خود نکته­ها نهفته دارد
امام فرمود:

(( اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه بتقوی الله و نظم امر کم شما ـ امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و همه فرزندانم و کسانم و آنان را که وصیت و نامه من به آنان می­رسد به ترس از خدا و نظم آراستن در کارها سفارش می­کنم
))( همان، نامه47)

بااین‌همه در اینکه چرا مسلمانان و شیعیان آن حضرت بانظم بیگانگی دارند و کشورهای بیگانه از دین این مقدار به رعایت آن پرداخته­اند، جای تأمل بسیار دارد

امام فرمود:

(( بندگان خدا خودتان را ارزش سنجی کنید قبل از آنکه شمارا بسنجند و خویشتن را حسابرسی نمایید قبل ازآن‌رو که به حسابتان برسند
)) (همان، خطبه 90)

ب: اخلاق اجتماعی

  • خوش‌خلقی و انسان‌دوستی

از مبانی تربیت و اخلاق در نهج‌البلاغه حسن معاشرت و خوش‌خلقی و انسان‌دوستی است
امام به زمامداران خود توصیه فرمود که با همه مردم مهربان باشند

مطلب مشابه :  سایت دوفانوس

در عهدنامه مالک اشتر چنین آمده است :

((و اشعر قَلبکَ الرّحمهَ للرّعیّه، و المحبه لَهم، و اللُطف بهم، ولا تَکوننَّ عَلیهم سَبُعاً ضاریاً تَغتنمُ اَکلهُم، فانّهم صِنفانِ: اِمّا اخٌ لکَ فی الدّینِ، او نَظیرٌ لک فی الخَلقِ، یَفرطُ مِنهمُ الزّلل، و تَعرِضُ لهُمُ العِللُ، و یوتی علی ایدیهم فی العَمدِ و الخَطا، فَاعطهِم مِن عَفوکَ و صَفحِکَ مِثلَ الّذی تُحبُّ و تَرضی اَن یُعطیکَ اللهُ مِن عَفوهِ و صَفحهِ مهربانی خوش‌رفتاری با رعیت ـ تمامی مردم چه مسلمان و چه غیرمسلمان ـ را در دل خود جای ده
با آنان مهرورزی کن و همچون جانور شکاری مباش که خوردنشان را غنیمت شماری ؛ زیرا مردم دودسته‌اند : یا برادر دینی تواند و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند هست
خواسته یا ناخواسته خطایی از آنان سر می­زند، به خطایشان منگر و از گناهشان درگذرآنان را ببخشای و بر آنان آسان ‌گیر، آنگونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد
))( همان، خطبه53)

امام به همه انسان­ها خطاب می­کند :

((وَ قَالَ [علیه السلام] خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَهً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُم چنان با مردم آمیزش و برخورد داشته باشید که اگر مردید ، بر شما بگریند و اگر زنده ماندید ، به شما مهربانی ورزند ـ خواستار معاشرت با شما باشندـ
)) (همان ، حکمت11)

(( البشاشه مباله الموده و الاحتمال قبر اعیوب خوش‌خویی ، دام دوستی است و مدار و دوستی با مردم پوشنده عیب­هاست
)) (همان، حکمت6)

امام نحوه رفتار با دیگر مردم را چنین می­پسندید:

(( چون برادر دینی ـ تو از تو برید خود را به پیوند با او وادار و چون روی برگرداند مهربانی پیش از، و چون بخل ورزد از بخشش او و هنگام دوری گزیدن او، از نزدیک شدن و به‌وقت سختگیری از نرمی‌کردن و به هنگام گناهش از عذر خواستم دریغ مدار چنان‌که گویی تو بنده اویی و او به تو نعمتی داده است ـ و حقی برگردنت داردـ و مبادا این نیکی را آنجا انجام دهی که نباید و یا درباره کسی که آن را نشاید ـ به کسی که شایسته نیکی نیست چنان رفتار نکن ـ
))

  • برخورد با یتیمان ، همسایگان و خویشاوندان

سفارش­های امام در برخورد با یتیمان ، همسایگان و خویشاوندان خواندنی است
حضرت فرمود :

((ال الله فی الایتام فلا تغبّوا افواههم و لا یضیعوا بحضرتکم  از خدا بترسید درباره یتیمان برای دهان­های آنان نوبت قرار ندهید ـ که گاه سیر و گاه گرسنه بمانند ـ کاری نکنید که ـ براثر بی‌سرپرستی ـ ضایع و تباه شوند
))( همان، خطبه 47)

(( از خدا بترسید درباره همسایگانتان که سفارش شده پیامبرتان می­باشند
رسول خدا ـ صلّی الله علیه واله ـ همواره درباره آنان سفارش می­فرمود تا آنجا که گمان کردیم او برای همسایه حق ارث قرار خواهد داد
)) (همان،خطبه 47)

(( ان افضل ما توسّل به المتوسلون الی الله سبحانه و تعالی الایمان به وبر سوله و

صله الرحم فانها مئواه فی المال منساه فی الاجل  همانا برترین وسیله نزدیکی به خداوند سبحان عبارت است از: ایمان به خدا و پیامبرش

و احسان نیکی و پیوند با نزدیکان و خویشاوندان که مال را افزون سازد و اجل و مرگ را به تأخیر اندازد
))

  • انصاف ورزی با مردم

حضرت خطاب به امام حسن ـ علیه‌السلام ـ فرمود :

(( ای فرزند عزیزم ! در روابطت با دیگران، خود را میزان قرار ده هر چه را برای خود می­پسندی، باری دیگران هم بپسند

چنان‌که دوست نداری ستم بینی، خود نیز ستم مکن ، و همان‌گونه که از دیگران نیکی انتظار داری ، خود نیز در حق آنان نیکی کن
هر کاری را که از دیگران زشت می­شماری ، ارتکابش را برای خود نیز زشت بدان ، از خدمت دیگران ـ به توـ به مقداری خوشنود باش که خود راضی به ارائه آن به دیگران هستی آنچه را دوست نداری درباره­ات بگویند تو نیز درباره دیگران مگو

))( همان، نامه 31)

 

امام علی ـ علیه‌السلام ـ در وصیتی طولانی خطاب به امام حسن ـ علیه‌السلام ـ نکته­های فراوان اخلاقی را تذکر داده است

در اینجا برخی از محورهای آن را فهرست می­کنیم:

(( از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست زندگی را پشت سرنهاده، به گردش روزگار کردن نهاده

به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید و بیماری­ها را نشانه و درگرو گذشت زمانه است

تو را سفارش می­کنم به :

  • ترس از خدا و پیوسته در فرمان او بودن؛
  • دلت را به اندرز و موعظه زنده بردار و به پارسایی بمیران؛
  • آخرتت را به دنیا مفروش ؛
  • به کار نیک امر کن و خود را در شمار نیکوکاران قرار ده ؛
  • درراه خدا بکوش و از ملامت سرزنشگران بیبمی به خود راه مده ؛
  • خود را به شکیبایی عادت بده؛
  • به راه پدران پارسایت برو؛به دنیا دل مبند؛
  • راهی طولانی در پیش داری پس توشه آن را فراهم کن ؛
  • تو برای آخرت و جهان دیگر آفریده‌شده‌ای نه برای دنیا ؛
  • کمتر سخن بگو و بیشتر تفکر کن؛
  • حق دیگران را ضایع مکن و

    )) (همان، نامه 31)

 

فوکا | Postmag سبز فایل.