ضرورت و انواع برنامه ریزی در نظام اموزش
مرداد 15, 1397 Comments..0

ضرورت و انواع برنامه ریزی

حوزه برنامه ریزی درسی با وجود سابقه تاریخی کوتاه مدت، از منابع نظری غنی برخوردار است
مبانی نظری حوزه برنامه درسی در تصمیمات برنامه ریزی به ویژه تعیین هدف تأثیر غیرقابل انکاری دارد، اگرچه هدف می تواند به عنوان یکی از مولفه های نه گانه برنامه درسی قلمداد شود (سیفی، 1389،به نقل از عابدپور،1392)
اما مولفه ای است که دیگر مولفه ها باید در راستای نیل به آن و در تعامل با هم در برنامه درسی مورد توجه قرار گیرند

علیرغم نقش بنیادی هدف در برنامه ریزی درسی، محتوا نیز عنصر بسیار مهمی است که به هدف معنا و مفهوم می بخشد
در صورتی که محتوا هم خوانی لازم را با هدف نداشته باشد و یا زمینه ساز تحقق هدف ها نشود، فرایند یاددهی- یادگیری نتیجه ثمربخشی را به بار نخواهد آورد
با توجه به نقش محتوا در دستیابی به هدف های برنامه درسی، این عنصر، برنامه درسی را بر آن داشته است که تناسب آن را با دیگر عنصرهای برنامه درسی بررسی کند و ملاک ها و معیارهای مناسبی را برای تعیین میزان اثر بخشی و کارایی آن گردآوری کند
برای این منظور شیوه تجزیه و تحلیل محتوا پس از جنگ جهانی دوم در زمینه آموزش و پرورش ظهور یافت
روش تحلیل محتوا در واقع مبتنی بر این فرض اساسی بنا شده است که هر وسیله ارتباطی از جمله کتاب درسی دارای پیام های آشکار و پنهانی است که خواننده را تحت تأثیر قرار می دهد
آشنایی برنامه ریزان درسی با مبانی نظری این حوزه علمی می تواند آن ها را در تولید

تایلر (1949) برنامه ریزی درسی را چنین تعریف می کند: «برنامه ریزی درسی مجموعه کوشش هایی است که در جهت نیل به هدف های تعلیم و تربیت اعمال می شود»

«برنامه ریزی درسی به یادگیری و طراحی عناصر و عوامل مختلف آن مربوط شود» (ملکی، 1387: 17)
نیکلس و نیکلس برنامه ریزی درسی را «فرصت های یادگیری جهت ایجاد تغییرات خواسته شده در دانش آموزان و ارزیابی میزان ایجاد این تغییرات» تعریف کرده اند

بابیت برنامه ی درسی را «مجموعه فعالیت هایی می داند که کودکان و نوجوانان جهت کسب توانایی های لازم برای زندگی بزرگسالی انجام می دهند»

از نظر کمپل و کازول، «برنامه ی درسی فعالیت هایی است که تحت راهنمایی و نظارت و مربیان توسط کودک انجام می گیرد»

آیزنر برنامه ی درسی را «سلسله وقایع آموزشی می داند که به قصد تحصیل نتایج آموزشی برای یک یا گروهی از فراگیران تدوین می شود» در نظر می گیرد

از دیدگاه تابا «برنامه ی درسی چیزی است که وظیفه ی آن آماده سازی جوانان به عنوان افراد سازنده و سودمند برای اجتماع است»

تانر و تانر برنامه ی درسی را چنین تعریف می کنند : «تجربیات آموختنی و نتایج مورد نظر به صورت طرح ریزی و هدایت شده از طریق بازسازی منطقی معرفت و تجربه که به منظور رشد دایمی یادگیرنده در زمینه ی شخصی و اجتماعی تحت نظارت مدرسه تدوین شده است»

دال «برنامه ی درسی را چنین تعریف می کند: «برنامه ی درسی در محتوا و جریان رسمی و غیر رسمی که از طریق آن فراگیر معلومات و روش فهمیدن را تحت نظارت مدرسه کسب می کند، مهارت ها را فرا می گیرد و نگرش، ارزش گذاری و ارزش ها را تغییر می دهد»

اختلاف نظر در تعاریف برنامه ریزی درسی به اصول فکری، باورها و اعتقادات متخصصان و افرادی که برنامه ریزی را تعریف نموده اند، برمی گردد و نوشتن یک تعریف جامع و مانع از برنامه ریزی درسی کاری است دشوار که مرور زمان نیز شامل آن می شود و لذا هر تعریفی برای برنامه ریزی درسی پویایی نیز باید داشته باشد
برای این کار از تعریف عملیاتی استفاده می شود
در این جا برنامه ریزی درسی به کمک قلمرو و حدود و ثغور این رشته علمی تعریف می شود
برنامه ریزی درسی به آن حوزه علمی اشاره می کند که مشتمل بر قلمروهای؛ 1- مبانی برنامه ریزی درسی، 2- مهندسی برنامه ریزی درسی، 3- اجرای برنامه درسی، 4- تغییر برنامه درسی، 5- ارزشیابی برنامه درسی، 6- تاریخ برنامه درسی، 7- تحقیق برنامه درسی، می باشد (فتحی واجارگاه، 1388)
طبق تعریفی دیگر؛ برنامه درسی، حوزه ای علمی است که حداقل شامل عناصر اهداف، محتوا، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی است
این عناصر مورد توافق متخصصان برنامه ی درسی می باشند (ملکی، 1387)
در ادامه با توجه به موضوع پژوهش عنصر محتوا مورد بررسی قرار می گیرد

2-1-5 جایگاه، اهمیت و تعاریفی از محتوا

محتوا در هرگونه آموزس اعم از آموزش رسمی و غیر رسمی حائز اهمیت است
در آموزش رسمی کشور ما چه در مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش و چه در سطح دانشگاه توجه عمده ای به محتوا وجود دارد
در هر گونه آموزشی اعم از رسمی و غیر رسمی، یکی از نیازهای یادگیرندگان و اعضاء مراکز، هم چنین نیاز معلم و مدرس این است که به گزینش محتوای مناسب بپردازد (میرزا بیگی، 1380)
در محتوای کتاب، ضمن رعایت بعد علمی مطالب به جایگاه اعتقادی و ارزشی در برنامه ریزی باید توجه شود (ملکی، 1388)
در خصوص جایگاه و اهمیت محتوا می توان بیان داشت که ما از طریق محتوا می توانیم رفتار هایی را که انتظار داریم از شاگرد سرزند را پرورش دهیم
محتوا می تواند وسیله ای باشد به منظور پرورش توانائی های ذهنی و علمی شاگردان
محتوا می تواند ارزش ها، نگرش ها و گرایش هایی را که یک بعد از اهداف است را تقویت نماید
محتوا، مسائل روز فرهنگی را به دانش آموز می شناساند (شعبانی، 1387)

لوی (1999) معتقد است محتوا نه تنها به قسمت ها و قطعه های سازمان یافته ای که به گونه ای منظم یک رشته علمی را تشکیل می دهند، اطلاق می شود، بلکه شامل وقایع و پدیده هایی که به نحوی با رشته های مختلف علمی ارتباط دارند نیز هست (ملکی، 1387)
همچنین محتوا را می توان دانش ها، مهارت ها، گرایش ها و ارزش هایی توصیف کرد که باید یاد گرفته شوند (ادری و نیکلس، ترجمه دهقان، 1388)

زایس (1996) معتقد است محتوا شامل دانش (حقایق، تبیین ها، اصول، تعاریف)، مهارت ها و فرآیندها (خواندن، نوشتن، حساب کردن، تفکر منطقی،

) است
از طرف دیگر، کانلی (1991) معتقد است، محتوا همان حقایق خاص، عقاید، اصول، مسائل و غیره است که در یک درس خاص گنجانده می شود (کانلی،1991)

فتحی واجارگاه (1390) معتقد است از لحاظ عملی حداقل دو نوع محتوا در هر درس قابل شناسایی است
یکی محتوای مکتوب، که همان کتاب های درسی است
دومی محتوای شفاهی مثل توضیحات معلم و تدریس وی
همچنین وی معتقد است، منظور از محتوای برنامه درسی عبارت است از حقایق خاص، عقاید، اصول، مسائل و غیره که در یک درس خاص گنجانده می شود (فتحی و اجارگاه، 1389، ص 117)

سیلور و الکساندر تعاریف زیر را از محتوا ارائه کرده اند: حقایق، مشاهدات، داده ها، دریافت ها، تشخیص ها،حساسیت ها، طرح ها و راه حل های برگرفته از آنچه که ذهن های انسان درک کرده اند و آن بناهایی که این محصولات تجربه را درون دانش ایده ها، مفاهیم، تعمیم ها، اصول، طرح ها، و راه حل ها دوباره سازمان و نظم می دهد (ملکی، 1387، ص63)

در تعریفی دیگر محتوا به صورت زیر تعریف شده است: “دانش حقایق، تبیین ها، اصول، تعاریف، مهارت ها و فرایندها از قبیل خواندن، نوشتن، حساب کردن، تفکر منطقی،

فوکا | Postmag سبز فایل.