عوامل افزاینده استقلال حسابرس

عوامل افزاینده استقلال حسابرس :

استقلال جوهره وروح حسابرسی است وحسابرسی بدون استقلال فاقد ارزش و معنی است. استقلال درفرهنگ وبستررهایی از تاثیر، کنترل یا اراده دیگری یا دیگران تعریف شده است(وبستر ، 1986)[1]

حسابرسی مستقل است که بتواند گزارش های حسابرسی خود را متناسب با عقیده و نظرواقعی اش منتشر کند. (دی آنجلو ،1981   )[2]

استقلال به معنی توانایی مقاومت دربرابر فشار صاحب کار است. (نپ، 1985 )

استقلال در ساده ترین معنا این است که حسابرس حقیقیت را همانگونه که دیده است بگوید و اجازه ندهد هیچ محرکی اعم از مادی یا احساسی او را از مسیر خارج سازد.(کری، 1976)

اگر استقلال وجود نداشته باشد قضاوت حسابرس با اعتقاداتش در مورد سیاست گزارش گری صاحب کار سازگار نخواهد بود. (ماگی و تسنگ ،1990)

استقلال به معنی عدم تبانی بین حسابرس و مدیریت شرکت صاحب کار می داند.(لی و گو ،1998)

استقلال دارای دو بعد است استقلال ظاهری (حسابرس مستقل به نظر می رسد)واستقلال باطنی (حسابرس به طور واقعی مستقل باشد )(فدراسیون بین المللی حسابداران 2001و انجمن حسابداران خبره کاندا 2000، انجمن حسابرسان استرلیا 2001 ، انجمن حسابدارن مدیریت انگلستان 2001)

مقایسه استقلال دریازده کشور فرانسه وهلند، سویس، انگلستان، آلمان، اردن، کویت، کانادا، مکزیک، آمریکا، و ژاپن پرداختند و به این تنیجه رسیدند که به استثنای کشور سوئیس بقیه کشورها هم به استقلال ظاهری و هم استقلال باطنی حسابرس توجه جدی دارند.(بلورد ونیدیس، 1985)[3]

استقلال حسابرسان در هر دو جنبه ظاهری و باطنی برای قابلیت اتکای گزارش گری و درنتیجه برای فرایند شکل گیری سرمایه حیاتی است.(شووتز، 1994)

طی تحقیقی در کشور مالزی تاثیر چند عامل از جمله رقابت، کمیته ی حسابرسی صاحب کارو اندازه ی موسسه حسابرسی را براستقلال حسابرس مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که رقابت میان موسسات حسابرسی تاثیر مثبتی بر استقلال حسابرس داشته اما اندازه موسسه حسابرسی دارای تاثیر منفی بوده و کمیته ی حسابرسی نیز از دید گاه آزمودنی ها مهم نبود. (گول.1989)

تاثیر خدمات غیر حسابرسی، حق الزحمه ی معوق، اندازه شرکت مورد حسابرسی وشاغل بودن همسر حسابرس در شرکت مورد حسابرسی را بر استقلال حسابرس در سه کشور آمریکا، آلمان، فیلیپین مورد بررسی قرار دادندو به این نتیجه رسیدند که به جز حق الزحمه ی معوق سایر عوامل تاثیر تعیین کننده ای بر استقلال حسابرس ندارند(آگاسر ودوپینگ،1991)

در تحقیقی که درکشور کانادا انجام داد به این نتیجه رسید که از دیدگاه مدیران موسسات اعتباری وبانک ها رقابت در حرفه ی حسابرسی مستقل نسبت به مدیران بانک ها وموسسات اعتباری نگرانی کم تری داشتند. (بارتلت، 1993)[4]

طی تحقیقی در کشور مالزی تاثیر چند عامل از جمله کمیته ی حسابرسی صاحب کار بر استقلال حسابرس را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق نشان داد که از دیدگاه حسابرسان مستقل و حسابدارن شاغل در شرکت های تولیدی وجود کمیته ی حسابرسی صاحب کار بر استقلال حسابرس تاثیر افزاینده دارد. (تئوه ولیم ، 1994)

طی تحقیقاتی در کشور انگلستان 25 عامل افزاینده ی استقلال حسابرس از جمله رقابت در حرفه ی حسابرسی، اندازه شرکت صاحب کار و کمیته ی حسابرسی صاحب کار را مورد بررسی قراردادند. نتیجه تحقیق نشان داد از دیدگاه مدیران مالی شرکت ها، شرکای موسسات حسابرسی و تحلیل گران مالی 25 عامل یادشده به ویژه رقابت، اندازه شرکت صاحب کار و کمیته حسابرسی مهم ترین عامل افزاینده استقلال حسابرس درمیان 25 عامل افزاینده استقلال حسابرس هستند. (بیتی و همکارانش .1999)

اثررقابت بر استقلال و کیفیت کار حسابرسی در کره ی جنوبی مورد بررسی قرار داد وبه این نتیجه رسید مدیرانی که گزارش های مشروط دریافت کرده بودند بیش از مدیرانی که گزارش های مقبول دریافت کرده بودند،حسابرسانشان را تغییر داده اند. علاوه بر این؛ این مدیران احتمال دریافت گزارش های مقبول بیشتری در حسابرسی های بعدی داشتند .پارک نتیجه گیری می کند که رقابت، فرصت جدیدی به مدیریت صاحب کار می دهد تا حسابرس مورد نظر خود را انتخاب کند. وی درادامه می گوید: از نظر دولت ها و مجامع حرفه ای هدف اصلی رقابت افزایش کیفیت حسابرسی است اما این هدف زمانی تحقق می یابد که مدیریت صاحب کار از شهرت کافی برخوردار باشد وحسابرسان لایق و حرفه ای را انتخاب کند. به نظر می رسد دو عامل ساختار موسسه ی حسابرسی (به کار گیری کنترل کیفیت و…….) و مدیریت صاحب کار(انتخاب حسابرس با استقلال و کیفیت برتر ) می توانند از رقابت برای افزایش استقلال حسابرس بهره جویند. بر عکس، دوعامل یاد شده می توانند از رقابت سوء استفاده کرده واستقلال را کم رنگ کنند. (پارک ، 1990)[5]

از هر حسابرسی می خواهد که تمام روابط میان حسابرس و شرکت صاحب کار را که بر استقلال حسابرس و قضاوت وی تاثیر می گذارد به کمیته حسابرسی صاحب کار گزارش کند. (کمیته استاندارد های استقلال، 1999)

نقش کمیته های حسابرسی صاحب کار خیلی بیش از رابط میان شرکت وحسابرس است وتاکید بر آن است که کمیته ی حسابرسی صاحب کار باید نقش کلیدی در انتخاب حسابرس مستقل داشته باشد.(انجمن حسابدارن مدیریت انگلستان، 2001)

مطلب مشابه :  یائسگی و تاثیرات بیولوژیک آن بر بدن خانوم ها

شرکت های بزرگ با کیفیت معمولاً مکانیزم کنترل قوی تری دارند وسعی می کنند حسابرسان با کیفیت بالاتر را انتخاب کنند. موسسه تحقیقاتی در گزارشی که به کمیته استاندارد های استقلال ارایه کرد در مورد رابطه ی اندازه ی شرکت صاحب کار واستقلال حسابرس می گوید:از نظر آزمودنی ها ،اندازه یک شمشیر دو بله است وبیش تر آزمودنی ها امکان سوء استفاده مساوی را هم برای شرکت های بزرگ و هم برای شرکت های کوچک قایل بودند. شرکت های بزرگ تر سیستم کنترل داخلی قوی داشته و کیفیت گزارش گری بالایی دارند. از طرف دیگر، به دلیل حق الزحمه ی حسابرسی بیش تر حسابرسان سعی می کنند به هر قیمتی حسابرسی این شرکت ها را به دست آروند. اگر چه شرکت های کوچک تر دارای حق الزحمه ی حسابرسی پاینی هستند اما ممکن است حسابرسی ساده تری داشته باشند. حسابرسان این شرکت ها سعی می کنند با صاحب کار رابطه ای دوستانه داشته باشند. بنابراین، اندازه (بزرگ و کوچک ) شرکت مورد حسابرسی می تواند هم منجر به افزایش استقلال و هم منجر به کاهش استقلال حسابرس شود.(اسکلایف، 2000)[6]

موسسات بزرگ حسابرسی از شهرت بالاتری برخوردارند و معمولاًهزینه بیش تری را صرف آموزش حسابرسان خود می کنندو کنترل کیفی قوی تری دارند. موسسات حسابرسی بزرگ برای افزایش کیفیت حسابرسی خود، سرمایه گذاری زیادی می کنند.(دوپوچ وسیر مونیک، 1980)

به همین دلیل، کمیته استاندارد های استقلال شهرت و اعتبار موسسه حسابرسی را مهم ترین عامل حفاظت از از استقلال آن می داند. (کمیته استاندارد های استقلال ، 1999)

موسسات حسابرسی بزرگ تر باید قادر به مقاومت بیش تری در برابر مدیریت صاحب کاران باشند.زیرا، یا اثر فشار صاحب کار بر این گونه موسسات زیاد است ویا این که شهرت و اعتبار موسسه ی حسابرسی اثر این فشار را از بین خواهد برد(پارک، 1990)

طی تحقیقی به این نتیجه رسیده شد که موسسات حسابرسی مشهور قیمت های بالاتری داشته واز اعتبار وشهرتشان بیش تر مواظبت می کنند (کریسول وهمکارانش، 1995)

از دید گاه حسابرسان مستقل وکاربران صورت های مالی، ریسک از دست دادن استقلال در موسسات حسابرسی کوچک تر، بیش تر است.(شوکلی، 1984)

هشت موسسه بزرگ حسابرسی جهان مستقل تر به نظر می رسند و صورت های مالی حسابرسی شده توسط این موسسات قابل اتکا تر هستند(مک کینلی و همکارانش، 1985)

موسسات حسابرسی بزرگتر، مستقل تر از موسسات حسابرسی کوچک تر هستند. (فرانسیس وهمکارانش، 1998)

حسابرسی یک شرکت توسط یکی از شش موسسه ی حسابرسی بزرگ دنیا از دیدگاه مدیران مالی شرکتها، شرکای موسسات حسابرسی وتحلیل گران مالی به ترتیب، دومین ونوزدهمین عامل افزاینده ی استقلال حسابرس در میان بیست و پنج عامل افزاینده ی استقلال حسابرس بود. از طرف دیگر، حسابرسی یک شرکت توسط موسسه ی حسابرسی محلی از دیدگاه گروه های یادشده به ترتیب پنجمین، سومین وشانزدهمین عامل تهدید کننده ی استقلال حسابرس درمیان بیست وچهار عامل تهدیدکننده ی استقلال بود.(بیتی وهمکارانش،1999)

وجود برخی از شرایط در محیط فرایند گزارشگری، امکان ارزیابی مستقیم اطلاعات به وسیله استفاده کنندگان را بسیار مشکل می سازد تقاضا برای حسابرسی در فرایند گزارشگری که تحت شرایط تضاد منافع، پیامد های اقتصادی بااهمیت، پیچیدگی فعالیت های اقتصادی و عدم دسترسی مستقیم انجام شود قابل توجیه است، تضاد منافع بین دو گروه تهیه کننده واستفاده کننده از اطلاعات، مهم ترین توجیه برای نیاز به حسابرسی است در صورت نبود این تضاد منافع بین این دو گروه نیاز به خدمات حسابرسی به طور محسوس کاهش می یافت. وجودتضاد منافع انجام خدمات حسابرسی توسط فردی مستقل از هردو گروه را اجباری می سازد نتیجتاًیکی از مهم ترین ویژگی های حسابرس استقلال اوست (نیکخواه آزاد، 1379)

درفرهنگ وبستر( 1986)  رهایی از تاثیر، کنترل یااراده دیگری یا دیگران تعریف شده است.

کری(1970) معتقد است استقلال درساده ترین معنا این است که حسابرس حقیقیت را همان گونه که دیده است بگوید واجازه ندهد هیچ محرکی اعم از مادی یا احساسی اورا از این مسیر خارج سازد.

دی آنجلو ( 1981)[7] می گوید حسابرسی مستقل است که بتواند گزارش های حسابرسی خودرا متناسب با عقیده ونظر واقعی اش منتشر کند.

نپ،1985[8] استقلال را توانایی مقاومت دربرابر فشار صاحب کار می داند.

ارنس وهمکاران (1999 ) استقلال را اتخاذ یک دیدگاه غیر جانبدارنه دراجرای آزمون های حسابرسی ،

ارزیابی نتایج وانتشار گزارش های حسابرسی تعریف کردند.

هال ورنر( 1991 )معتقدند اگر چه جنبه ی باطنی استقلال قابل مشاهده نیست اما هنگامی که قصور وسهل انگاری حسابرس نمایان می شود، مدارکی از نبود استقلال باطنی به دست می آید.

از نظر فدراسیون بین الملی حسابداران( 2001) استقلال دارای دو بعد است. استقلال ظاهری (حسابرس مستقل به نظر می رسد) واستقلال باطنی (حسابرس به طور واقعی مستقل باشد)،بنابراین استقلال جوهره وروح حسابرسی است وحسابرسی بدون استقلال فاقد ارزش ومعنی است.

هارتلی وروس طی پژوهشی به این نتیجه رسیدند که فقط 60% از پاسخگویان عقیده دارند که ارائه خدمات غیر حسابرسی تهدید مهمی برای استقلال می باشد.

مطلب مشابه :  مدل های موجود در خصوص سنجش باورهای معرفت شناختی

فیرت( 1980) طی پژوهشی در کشور انگلستان به بررسی عوامل موثر براستقلال حسابرس پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهدکه وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار تاثیر کاهنده وارائه خدمات غیر حسابرسی تهدیدی برای استقلال حسابرس می باشد.

دایکس هورن وسینینگ (1982) طی پژوهشی در کشور آلمان به این نتیجه رسیدند که ازدیدگاه مدیران بخش وام دهی وسرمایه گذاری بانکها، وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار وارائه خدمات غیر حسابرسی برتصمیمات مالی تاثیر گذار بوده و به عبارتی دیگر عوامل ذکرشده تاثیر کاهنده ای بر استقلال حسابرس دارند.

آنتل (1984) طی پژوهشی به بررسی استقلال حسابرس پرداخته است. دراین پژوهش نقش مدیران درتعیین حق الزحمه حسابرسی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش مدیران در تعیین حق الزحمه حسابرسی تاثیر منفی بر استقلال حسابرس داشته مگر اینکه مکانیزم کنترلی خوبی برقرار باشد.

وجود کمیته حسابرسی صاحبکار بر استقلال حسابرس تاثیر داشته مگر اینکه مکانیزم کنترلی خوبی برقرار باشد.(نپ،1987،شمشر و همکاران ،2001 –کلین ،2002)

پنی وریکرس (1988 )در پژوهشی به بررسی تاثیر خدمات مشاوره مدیریت براستقلال حسابرس پرداخته اند. نتیجه تحقیق نشان می دهد خدمات مشاوره مدیریت به صاحبکار بر استقلال حسابرس تاثیر ندارد.

گول( 1989) طی پژوهشی در کشور نیوزلند به بررسی دیدگاه بانکداران نسبت به عوامل موثر بر استقلال حسابرس پرداخته است. دراین پژوهش عواملی از جمله کمیته حسابرسی صاحبکار وارائه خدمات غیر حسابرسی را مورد بررسی قرار داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ارائه خدمات غیر حسابرسی تاثیر کاهنده ای بر استقلال حسابرسی داشته و کمیته حسابرسی صاحبکار تاثیر معنا داری نداشته است.

لیندسی(1990) طی پژوهشی در کشور کانادا به بررسی دیدگاه مدیران موسسات اعتباری وبانک ها نسبت به تاثیر ارائه خدمات غیر حسابرسی تاثیر کاهنده ومعنا داری بر استقلال حسابرس داشته است.

آگاسر وداپینیک(1991) طی پژوهشی در کشور های آمریکا، آلمان و فیلیپین به این نتیجه رسیدند که ارائه خدمات غیر حسابرسی و وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار بر استقلال تاثیر ندارند.

هامفری وهمکاران(1992 )به بررسی تاثیر خدمات غیر حسابرسی بر استقلال حسابرس از دیدگاه حسابرسان ومدیران مالی و استفاده کنندگان خدمات حسابرسی پرداخته اند، نتایج پژوهش  نشان می دهد از دیدگاه همه گروه ها ارائه خدمات غیر حسابرسی به صاحبکار، تاثیر منفی بر استقلال حسابرس دارد.

بارتلت(1993) طی پژوهشی در کشور آمریکا به این نتیجه رسیدند که از دیدگاه حسابرسان مستقل ومدیران موسسات اعتباری وبانکها، وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار وارائه خدمات غیر حسابرسی تاثیر کاهنده ای بر استقلال حسابرس داشته، بااین تفاوت که حسابرسان مستقل نسبت به مدیران نگرانی کمتری داشته اند.

تئوه ولیم(1996 ) طی پژوهشی در کشور مالزی به این نتیجه رسیدند که از دید گاه حسابرسان مستقل و حسابدارن شاغل در شرکت های تولیدی، ارائه خدمات غیر حسابرسی و وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار تاثیر کاهنده و وجود کمیته حسابرسی تاثیر افزاینده ای بر استقلال حسابرس داشته است.

ویلنبورگ(1999) در پژوهشی به این نتیجه رسید که نفوذ مدیران در تعیین حق الزحمه حسابرسی بر استقلال تاثیر داشته است.

بیتی و همکارانس( 1999) در کشور انگلستان  به بررسی دیدگاه مدیران مالی شرکت ها، شرکایی موسسات حسابرسی وتحلیل گران مالی نسبت به عواملی از جمله وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار، نفوذ مدیران روی انتصاب حسابرسان وتعیین حق الزحمه حسابرسی، کمیته حسابرسی صاحبکار و ارائه خدمات غیر حسابرسی پرداخته اند. نتیجه تحقیق نشان می دهد که عوامل ذکر شده از نظر همه گروه ها تاثیر مهمی روی استقلال حسابرس داشته و عوامل اصلی تهدید مربوط به ارائه خدمات غیر حسابرسی بوده و عامل اصلی تقویت کننده نیز وجود کمیته حسابرسی بوده است.

دفوند وهمکاران(2002 )طی پژوهشی به این نتیجه رسیدند که میزان حق الزحمه خدمات غیر حسابرسی تاثیری بر استقلال حسابرس ندارد.

فرانکل و همکاران( 2002) طی پژوهشی شواهدی از وجود رابطه بالقوه میان حق الزحمه خدمات غیر حسابرسی و معیار های مدیریت سود مشاهده نمودند بنابراین ارائه خدمات غیر حسابرسی صاحبکار تاثیر منفی بر استقلال حسابرس دارد.

دوپوچ وهمکاران(2003 ) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که ارائه همزمان خدمات غیر حسابرسی وحسابرسی موجب می شود که حسابرسان هنگام جستجوی شواهد، منافع مشتری را درنظر گرفته وشواهد مثبت را پررنگتر جلوه دهند وبه طور کلی قضاوت آنها دچار انحراف می شو.بدین ترتیب ارائه همزمان خدمات غیر حسابرسی وحسابرسی موجب لطمه به استقلال حسابرس می شود.

زولکارنین وهمکاران( 2007 )در کشور مالزی به این نتیجه رسیدند که استقلال حسابرس رابطه مثبتی با جلسات کمیته حسابرسی، گزارش کمیته حسابرسی به همراه گزارش سالانه، نقش کمیته حسابرسی در تعیین حق الزحمه حسابرسی و ترکیب اعضای کمیته حسابرسی دارد.

بندون وهمکاران( 2004) زولکارنین( 2006) وصالحی( 2009 ) طی پژوهشی به بررسی تاثیر خدمات غیر حسابرسی بر استقلال حسابرس پرداخته اند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که ارائه همزمان خدمات حسابرسی وغیر حسابرسی توسط یک گروه حسابرس تاثیر منفی بر استقلال حسابرس دارد

[1] -vebster

[2] -di anjelo

3-nep

[3] -blord&nidis

2-shotoz

3-gol

4-agasr&doping

[4] -bartlet

2-teo & lim

[5] -park

 

[6] -esklaef

2-doich&sir monik

[7] -di anjelo

[8] -nep