فیزیولوژی فشار روانی از دیدگاه روانشناختی
مرداد 20, 1397 Comments..0

فیزیولوژی فشار روانی

برای فهم و مقابله با فشار روانی ، بهتر است فرد بداند وقتی با ترس ، تهدید ،‌ نگرانی یا فشار روانی مواجه می‌گردد دقیقا چه اتفاقی برای او رخ می‌دهد. شروع فشار روانی وقتی احساس می گردد که فرد نوعی از تهدید را دریافت دارد.این تهدید می تواند شامل برخوردی در تاریکی ، ظاهر شدن فردی در جلوی ماشین و یا گفته تندی از طرف رئیس باشد.منبع هر چه باشد ، به محض اینکه پیام به مغز برسد و احتمالا تهدیدزا تلقی گردد ، تغییراتی سریع اتفاق می افتد. مراحل ایجاد فشار روانی در نگاره 3-2 نشان داده شده است.

 

 

 

اطلاعات مربوط به عوامل فشار زای خارجی از طریق یک یا چند حس وارد سیستم بدن می گردد و توسط کورتکس ( سلولهای خاکستری که غشای خارجی مغز را تشکیل
می دهند) زمینه های فشار زای داخلی که معمولا ناشی از خاطرات ، افکار و تصورات می باشند و همیشه با انسانها همراه هستند خود به خود تحریک می گردند. (رشیدی، 1378، ص 48)

در هر صورت علائم به هیپوتالاموس می رسند و از آنجا منشعب می گردند. انشعاب اول به غده هیپوفیز می رسد و باعث ترشح هورمون آدرنوکور تیکو تروفیک (ACTH) در خون و فعالیت غدد فوق کلیوی می گردد.لایه خارجی غدد فوق کلیوی کورتیزول تولید می کند که در سیستم دفاعی بدن تاثیر داشته و باعث کاهش تورم و نیز سوخت و ساز کربوهیدرات ، چربی و پروتئین در تمامی بافتهای بدن برای تولید انرژی می‌گردد.سیرودرم از هیپوتالاموس به سیستم عصب سمپاتیک می رسد که مسئولیت تنظیم تمام پاسخهای فیزیکی و طبیعی بدن را دارد.سیستم عصب سمپاتیک در جای خود قسمت میانی غدد فوق کلیوی را تحریک می نماید که باعث ترشح آدرنالین می‌گردد.آدرنالین باعث افزایش ضربان قلب ، هدایت خون  از اندامهای داخلی به ماهیچه ها و باعث افزایش فشار خون از طریق انقباض رگهای خونی می گردد.به هر حال فرد از هیچ یک از اتفاقات فوق آگاهی ندارد ولی از آن به بعد این عوامل به تدریج ظاهر می گردند و تغیرات فیزیولوژیکی زیر پس از اعمال فشار روانی حادث می گردد:

مطلب مشابه :  ضرورت و انواع برنامه ریزی در نظام اموزش

ـ مردمک چشم گشادتر می شود تا نور بیشتری وارد شده و منبع هر خطر احتمالی بهتر و واضح تر رویت گردد.

ـ شنوائی دقیق تر می شود تا بتوان خطر را از فاصله بیشتری احساس و چاره‌ای برای آن اندیشه شود.

ـ تنفس سریعتر می گردد.این واکنش میزان اکسیژن در خون را افزایش می دهد که منبع سوخت مورد نظر برای هر عملی می باشد.

ـ قلب خون را سریعتر و با فشار بیشتری پمپ می نماید ، در نتیجه توزیع سوخت سریعتر شده و همچنین مواد زایدی که در نتیجه سوخت و ساز ایجاد شده خارج می‌گردد.

ـ رنگ و رو پریده می گردد، زیرا خون از سطح خارجی بدن به سطح مرکزی رانده می شود، بنا بر این در صورت جراحت خونریزی کمتری ایجاد شده و نیز به لخته شدن خون در قسمت بریده شده احتمالی کمک می کند و نتیجتا خونریزی کمتر می گردد.

ـ احساس مریضی و دل به هم خوردگی دست می دهد ، چون در این حالت خون از سیستم هاضمه رانده شده و در صورت لزوم منجر به استفراغ و اسهال می گردد تا غذای اضافی را خارج و دویدن را آسانتر نماید.

ـ تعریق بیشتری انجام می شود ،‌برای اینکه فعالیتهای فیزیکی تولید گرما می کند و بازده بیشتر کاری در یک درجه حرارت مطلوب انجام می شود .بنا بر این تعریق باعث خنک شدن شده و گرمای اضافی با عرق کردن در سطح بدن از بین می رود.

ـ به دلیل سفت شدن عضلات لرزش صورت می گیرد .در صورتیکه تعریق باعث خنکی زیاد بدن گردد لرزش جبران آن را نموده و باعث گرمی بدن می شود.

تمامی تغییرات فوق طبیعی بوده و به دلیل اطمینان برای زنده ماندن در یک حالت اضطراری ایجاد می گردد .نکته مهم این است که انرژی ایجاد شده در یک حالت فشار روانی می بایست به صورت سازنده و یا غیر مضر خالی گردد در غیر این صورت مضر است. (‌همان منبع، ص 49)

مطلب مشابه :  هوش هیجانی چه ابعادی دارد؟

شخصیت نوع A و B

در سال 1960 فردمن[1] و روزنمن[2] از متخصصان قلب آمریکا با مطالعه 3000 نفر دریافتند که بعضی از افراد رفتار خاصی از خود بروز می دهند که استعداد آنها برای ابتلا به بیماری قلبی را دو برابر بیشتر از سایر افراد می سازد.آنها نوع اول را تیپ A و آنهایی را که احتمال کمتری به ابتلا به بیماری قلبی داشتند تیپ B  نامیدند .

ویژگی های اصلی رفتار تیپ A عبارت است از:

ـ احساس ناامنی از موقعیت

ـ پرخاشگری زیاد

ـ خشم

ـ‌ عجله در انجام امور

ـ خود خوری

افراد تیپ A زودتر به فشار روانی پاسخ می دهند .این تیپ افراد به دلیل انتظار بالای خودشان به شدت آسیب پذیر می باشند و به اصطلاح از کاه کوه می سازند که در نتیجه در کارایی آنان تاثیر دارد. تیپ A پس از هر موقعیت فشار زا ، سریعا خود را برای در گیری در موقعیت بعدی آماده می سازد، در حالیکه برای تیپ B مدتی طول می کشد تا انرژی از دست رفته خود را بازیافته و آماده نبرد بعدی گردد.تفسیر فوق از تیپ A شاید بیانگر این باشد که تیپ A نامطلوب بوده و مدیران برای انجام بهتر کار می بایست تیپ B را تشویق نمایند.

مشخصه هایی که در بالا درج شد مربوط به یک نوع A ی غیر موثر مریض و آسیب پذیر است.در واقع سازمانها برای افزایش بهره وری و انجام سریع کارها نیز افراد نوع Aی کار آمد دارند.این افراد هوشیار بوده ولی فراواکنشی نیستند ، به سرعت در مورد ماهیت مساله قضاوت کرده و بعدا به مرور رخداد می پردازند به طوریکه می توانند از اشتباهات درس گرفته و در آینده از راه حل های موفق مدد جویند.افراد نوع A  ی کار آمد در جهت رسیدن به اهدافشان شدیدا کوشا هستند . (سیفی، 1377، صص12-11)

[1]  Friedman

[2]  Rosenman

فوکا | Postmag سبز فایل.