محدودیتهای ایمنی در استفاده از tDCS برای مداخلات انسانی در بیماری صرع
مرداد 26, 1397 Comments..0

محدودیتهای ایمنی در استفاده از tDCS برای مداخلات انسانی

محدودیتهای تکنیکی

tDCS از دیگر درمانهای غیر تهاجمی متعادل سازی-عصبی  از جنبه های مختلفی متفاوت است چرا که ایجاد پتانسیل عمل در سلول عصبی نمی­کند و از جریانهای ضعیف الکتریکی استفاده می کند، نگرانیهای سلامت در این زمینه وجود دارد که باید به آنها اشاره کرد. با تولیدات الکتروشیمیایی ناشی از تماس جریان به پوست، ممکن است خارش در پوست ایجاد شود. در ضمن داغ شدن بافت در ارتباط با پوست درست تماس نیافته در بیماران با بیماریهای پوستی و در دستورکارهایی که هر روز در آن tDCS و/یا جریان الکتریکی بالا بکار می رود مهم است. چون ممکن است موجب سوختن پوست شود. اگرچه قرمز شدن بیشتر با ناحیه مورد تحریک رابطه دارد، اتساع جریان خون بیشتر رخ می دهد تا آسیب پوستی. در حقیقت، در نظر باید داشت که تماس مستقیم بین مغز و الکترود وجود ندارد و همچنین مسافت، الکترو شیمی و آسیب حرارتی به بافت عصبی بسیار کمتر است. علاوه براین مطالعات آزمایشی و مدلسازی پیشنهاد می کنند  افزایش دمای قابل ملاحظه­ای در پروتکلهای متداول وجود ندارد.

به صورت تاریخی، شدیدترین عارضه مشاهده شده در اولین مطالعه tDCS در سالهای 1960 که توسط لیپولد و ردفران در رابطه با نفس نفس زدن و کرختی حرکتی در مونتاژ الکترودی دوطرفه لوب فرونتال با قرار گرفتن مرجع جریان روی پای فرد بود. بدون از دست دادن هشیاری گزارش شده و تنفس با قطع جریان به حالت نرمال بازگشته است. این رویداد با این واقعیت که فرد ده برابر چگالی مورد نیاز جریان دریافت کرده بود مرتبط است، شاید حدود 3 میلی آمپر. ضوابط عمومی منع استفاده از تحریک غیر تهاجمی مغز برای tDCS نیز وجود دارد. فرد نباید در شرایط دارویی بی­ثبات باشد یا وضعیتهایی که ممکن است خطر تحریک را افزایش دهد مانند صرعهای کنترل نشده. اگرچه تشنجهای صرعی در بیماران با صرع­های فعال در مطالعات اولیه غیر قابل مشاهده خواهد بود. همچنین فرد نباید قطعات فلزی کارگذاری شده در اطراف الکترودها داشته باشد. در پایان باید دانست که اکثر این مشاهدات از مطالعاتی با یک تحریک روی افراد سالم که بدون استفاده از دارو انجام شده استخراج شده است. در مورد عوارض جانبی تحریک روزانه (با حتی دو بار در روز) در بیمارانی با اختلالات عصب-روانشناختی که از دارو استفاده می کنند کمتر اطلاعات وجود دارد. در چنین شرایطی، عوارض جانبی می تواند بزرگتر گردد و بنابراین در طول مداخله لازم از فرد پرس وجو شود. برای مثال، در بعضی مطالعات تک بیماره گزارش شده که tDCS  می تواند شیدایی/ شیدایی ضعیف را در بیماران با افسردگی شدید بوجود آورد. بنابراین توصیه می­شود که یک نظارت دارویی متواند درمان با tDCS را هدایت کرده و در چنین شرایطی تاثیر عوارض جانبی قابل ملاحظه را افزایش دهد ( روسویسکی برنونی و همکاران، 2012).

 

 

عوارض جانبی ناشی از تحریک با tDCS

دانش مربوط به عوامل ایمنی و سلامت این نوع از تحریک تا حدود زیادی محدود است. ایمنی تحریک الکتریکی مغز وابسته به شدت جریان، اندازه الکترودها، و مدت زمان تحریک می­شود. در یک مطالعه MRI ، دریافتند که روش­نامه­های tDCS که برای تحریک پذیری قشری شناخته شده هستند تغییرات تا یک ساعت بعد از تحریک مداومت داشته­اند، موجب ورم مغزی نشده یا دگرگونی در سد خونی-مغزی و مخچه ایجاد نکرده­اند. در تنها مطالعه­ی مهم منتشر شده در مورد ایمنی تحریک با جریان مستقیم، 103 نفر را مورد ارزیابی قرار دادند که عوارض جانبی بر عملکردهای شناختی و اندازگیریهای روانی-حرکتی یافت نشد، همچنین تغییری در EEG در طول یا بعد از 20 دقیقه تحریک وجود نداشت. در یک مطالعه دو سو کور، دارای گروه با تحریک ساختگی و گروه کنترل نشان داده شد که مقایسه گروه تحریک tDCS با گروه ساختگی بر روی قشر حرکتی میزان کمی ناراحتی را موجب می­شد و تفاوت در مدت احساس سوزش بود. تفاوتی در مقیاس خودسنجی توجه و خستگی یافت نشد و شرکت کنندگان و محققان نمی­توانستد تفاوت بین tDCS واقعی و ساخته را تشخیص دهند.

هیچ یک از افراد شرکت کننده درخواست خاتمه تحریک را نداشتند، و نیازی به هیچگونه مداخله داروئی در طول یا بعد از پایان جلسات tDCS وجود نداشت. رایج­ترین عارضه جانبی احساس سوزش خفیف بود که  6/70% افراد در طول زمان تحریک و8/7% بعد از تحریک به آن اشاره کردند. خستگی ملایم دومین عارضه جانبی شایع بود که توسط 3/35% از شرکت کنندکان در ضمن تحریک و 6/22% بعد از تحریک گزارش شد، در حالیکه احساس خارش خفیف زیر الکترود های هادی جریان در 4/30% در حین تحریک و 9/14% بعد از آن گزارش شد. 6/21% از داوطلبان سوختگی بسیار خفیف و 7/15% درد خفیف را زیر الکترود تحریک حس کردند. احساس دیداری در رابطه با خاموش و روشن کردن تحریک در 8/10% از افراد گزارش شد. و 7/17% از افراد تحریک را ناخوشایند برآورد کردند و 7/16% مدعی بودند که تفاوت بین تحریک آندی و کاتدی را حس می­کنند. تنها 8/10% مشکلاتی در تمرکز را و تنها 9/3% شان بعد از تحریک این مشکل را گزارش کردند. در 9/4% در ضمن تحریک سر درد و 8/11% بعد از تحریک سردرد را گزارش کردند.  9/4% از افراد در حین تحریک حس عصبی شدن و حساسیت بیش ار حد را از خود نشان دادند. 9/2% حالت تهوع را برای دو ساعت به صورت میانگین تحریک را گزارش کردند و یک فرد میگرنی تا دو روز بعد از تحریک اختلال خواب را گزارش کرد. هیچ یک از داوطلبان تغییری در ادراک دیداری  قبل و بعد از تحریک نداشتند. تجربه­ای از عوارض جدی شبیه تشنج یا نشانگان روانی  در رابطه با کاربرد tDCS وجود نداشت. وقوع عارضه قابل ذکر مانند سردرد کمتر از 8/11% بعد از تحریک که در تحریک با TMS تکرارشونده گزارش شده بود، بسیار کمتر مشاهده شد (پوریز و همکاران، 2007).

مطلب مشابه :  هشتمین جشنواره تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

 

 

 

محدودیتهای اخلاقی

tDCS نامزد بالقوه برای درمان کمکی برای دامنه وسیعی از مشکلات عصب-روانپزشکی است. همچنین بعنوان ابزاری در تحقیقات علوم اعصاب که با کانونی سازیش می تواند در جنبه های مختلفی از تحقیقات مغز مورد استفاده قرار بگیرد. مطالعات معطوف به اخلاقیات در tDCS توانایی این ابزار را در هدایت تغییرات در رفتار، مانند قضاوت اخلاقی، تقلب و تصمیم گیری را آشکار کردند. برای مثال اخیراً در یک مطالعه تاثیر tDCS بر رفتار سودجویانه نشان داده شده است. به صورت مشابهی در دیگر مطالعات، وابسته به نوع قطبیت جریان نتایج تاثیر بر رفتار خودپسندی درمقابل فارغ از خود بودن در زنان مورد بررسی قرار گرفته است. گرچه اثرات کوتاه مدت بودند ( تحریک روزانه برای داوطلبان انجام نشد)، منطقه مورد نظر مشابه با زمانی بود که برای تاثیر طولانی مدت تحریک صورت می­گیرد. بنابراین نگرانیهای اخلاقی زمانی که این نوع تحریک می تواند تغییرات، یا شدت و مدت زمان را در رفتار ناهنجار افزایش دهد، بوجود می­آید. مطالعات گوناگونی روی افراد سالم، تغییرات مثبت روی توجه و حافظه را بر اثر tDCS نشان داده­اند. در قلمرو عصب-اخلاقیات موضوع اینست که آیا tDCS شناخت را در افراد سالم ارتقاء می­دهد. آیا tDCS را می­توان برای افزایش عملکرد در شرایط ویژه (مانند امتحانات مدرسه) بکار برد؟ موضوع دیگر اینکه تاثیر شناختی گزارش شده بر توجه و حافظه در بعضی جنبه ها مشابه آمفتامین هاست. با توجه به کاربردهای درمانی، آمفتامینها بعنوان داروهای افزایش دهنده عملکرد بصورت غیر قانونی به فروش می رسند. در مقایسه با TMS دستگاه tDCS را نیز راحت­تر و ارزان­تر می توان ساخت که برای اهداف غیر پژوهشی و درمانی توسط افراد غیر متخصص می تواند مورد استفاده قرار گیرد. در حقیقت ویدئوهای در شبکه های اینترنتی مانند یوتیوپ وجود دارد که طریقه ساخت و استفاده از tDCS را آموزش می دهند. گرچه باید تاکید شود که همه­ی اثرات ارتقابخش این روش برای مدت کوتاهی دوام خواهد داشت، ممکن است تحریک­های طولانی مدت روزانه دامنه مدت اثر آن را افزایش دهد که البته اثرات جانبی را هم افزایش خواهد داد. از سویی، دیگر مواد قانونی مانند کافئین بعنوان افزاینده عملکرد شناختی غالباً مورد استفاده قرار می­گیرد. در حقیقت، بخاطر اینکه کاربردها در این زمینه بیشتر در مرحله پژوهش هستند، روشهای تثبیت شده و راهنماهای ایمنی هنوز در حال تعریف شدن هستند. تحقیق و توسعه هرگونه دستگاه جدیدی فرصتهایی را برای علوم مغز و کاربردهای بالینی پیش می­کشد. و همچنین چالشی در برابر داروها و در گستره­ای وسیعتر مخاطرات احتمالی بالقوه و پیچیده گی های مانند: اخلاقیات و پرسشهای اخلاقی و موضوع اقتصاد سلامت و توزیع عادلانه امکانات خواهد بود. برای فن­آوریهای غیرتهاجمی علوم اعصاب، این موارد بزرگترین چالشهای پیش رو هستند. همواره هر مداخله­ای در مغز همراه پیامدهای جدی بالقوه بوده است. با توجه به این نگرانیها، تنها با برنامه ریزی محتاطانه بالینی و مطالعات آزمایشی می توان انگیزه مراقبتهای سطح بالا را برای افرادی با اختلال روانشناختی یا دیگر اختلالات  فراهم کرد (روسوویسکی برنونی و همکاران، 2012).

مطلب مشابه :   مفهوم یادگیری و فرایند یادگیری انسان

 

مطالعات بالینی و کاربردی در زمینه tDCS

مطالعات بالینی مرتبط، تاثیرات مفید تحریک کاتدی tDCS  را بر روی نیمکره تحت تاثیر قرار گرفته بر اثر سکته اثبات کرده­اند. همچنین تحریک آندی بر نیمکره­ای که تحت تاثیر سکته قرار نگرفته نیز مورد بررسی قرار گرفته است. تحریک آندی tDCS در ناحیه حرکتی اولیه در مقایسه با گروه تحریک نما می تواند بر کنترل درد در بیماران با آسیب نخاع اثربخش باشد. اخیراً داده ها از یک پژوهش با جایگزینی تصادفی و با گروه تحریک نما تاثیر تحریک کاتدی در ناحیه قشر حرکتی اولیه افراد سالم را در کاهش ادراک درد مورد ارزیابی قرار داده است. در ادامه باید ذکر کرد که تاثیر این نوع تحریک برای درمان آزمایشی افسردگی در انسان و برای میگرن و صرع در نمونه های حیوانی مورد استفاده قرار داده اند. علاوه براین تحریک آندی کوتاه مدت (سه دقیقه) در ناحیه تمپورال-آهیانه­ای چپ تاثیر کوتاه مدتی بر کاهش وزوزگوش در افراد انسانی داشته است (پورییز و همکاران، 2007).  تا به امروز نتیجه 2 ارزیابی بالینی آزمایشی با جایگزینی تصادفی و با گروه کنترل تحریک نما برای درمان درد مزمن منتشر شده است. این پژوهشها تاثیری بیش از 58% بر شاخصهای اندازه گیری درد را گزارش کرده­اند (فرگینی و همکاران، 2007).

فرگینی و همکاران در مقاله مروری سال 2007 خود اشاره کرده­اند که بیشتر تمرکز مطالعه­شان بر مشکلات حرکتی دست بعد از سکته موثر بر قشر حرکتی یا مسیر قشر-نخاع بوده و نتایج گزارش شده در مورد افرادی با نادیده­انگاری و زبانپریشی با استفاده از تحریک غیرتهاجمی، به ترتیب نواحی پیشانی-آهیانه­ای یا زبانی را مورد برسی قرار داده اند. هشت مورد مطالعه یافت شده که با مشخصات آنها تطابق داشت و تاثیر تحریک غیر تهاجمی مغز را بر عملکرد حرکتی دست بعد از سکته مورد برررسی قرار داده بودند که راهبردشان در مورد هر فرد افزایش تحریکپذیری در نیمکره متاثر از سکته یا کاهش تحریک­پذیری در نیمکره­ای که تحت تاثیر سکته نبوده است. تمام این مطالعات بهبود در عملکرد را در مقایسه با گروه تحریک نما نشان دادند. بعلاوه بعضی از این مطالعات نشان دادند که بهبود عملکرد حرکتی با تغییر در عوامل عصب-زیست شناختی در ارتباط هستند. برای مثال در سه مطالعه بهبود عملکرد حرکتی با افزایش تحریک­پذیری قشر در نیمکره متاثر از سکته همراه بود. مطالعاتی که چندین جلسه تحریک غیر تهاجمی را اجرا کرده بودند نشان دادند که اثر بوجود آمده برای چند هفته تداوم دارد.

در یک مطالعه مروری که در مورد تاثیر تحریک غیر تهاجمی مغز در بیماران با نشانگان فیبرومالژیا صورت گرفت یافته های به دست آمده نشان داد که در 4 مطالعه که در آن از tDCS استفاده شده بود ( تحریک آندی M1:1 و تحریک آندی M1/DLPFC:3 ) همگی با اندازه گیری میزان درد قبل و بعد از تحریک کاهش قابل توجه درد را گزارش کرده اند (مارلو و همکاران، 2012).

در یک مطالعه مروری که مقالات سالهای بین 1998 تا 2012، در مجموع 200 نفر در رابطه با استفاده بالینی tDCS در درمان افسردگی عمده را مورد بررسی قرار داد، با در نظر گرفتن نتایج بالینی وابسته نظیر پاسخدهی و میزان بهبود، تاثیر tDCS آشکارا ثمر بخش ارزیابی نشد (برلیم و همکاران، 2012).

[1]. Lippold and Redfearn

[2]. respiratory and motor paralysis

[3]. current reference

[4]. Brunoni

[5]. Duble blind

[6]. Csaba Poreisz

[7]. adjuvant

[8]. moral judgment

[9]. deception

[10]. decision making

[11]. utilitarian behavior

[12]. maladaptive

[13]. scope

[14]. neuroethics

[15]. amphetamine

[16]. Transcranial magnetic stimulation

[17]. stroke

[18]. Temporoparietal

[19]. tinnitus

[20]. Felipe Fregni

[21]. neglect

[22]. aphasia

[23]. fibromyalgia syndrome (FMS)

[24]. Marlow

[25]. Berlim

فوکا | Postmag سبز فایل.