مدل فرایند کار کرد خانواده
مرداد 20, 1397 Comments..0

   مدل فرایند کار کرد خانواده

این مدل نیز نهایتاً از طرح طبقات خانوادگی مشتق می­شود. همانطور که توسط استین هاور و همکارانش ( 1984) بیان شد این مدل کار کرد خانواده را در طول شش بعد بررسی می­کند که همه جز یکی شبیه به طبقات مدل مک مستر است .آنها عبارتند از ( نقل از پور قاسمی،1389).

  • انجام وظیفه که شبیه به حل مسئله مدل مک مستر است.2- ایفای نقش 3- ارتباط عاطفی 4-آمیزش عاطفی

5 –کنترل 6 – ارزش­ها وهنجارها.

این کنش­ها در هر یک از دو طرح بالا به طرق مشابهی مورد نظر قرار می­گیرند. در هر دو فرآیند های

زیر باید وجود داشته باشد:

– شناسایی وظایفی که باید انجام گیرند.

– یکی کشف رویکردهای بدیل و انتخاب یکی.

– اقدام.

–  ارزشیابی(باسنجش) نتایج و بر قراری سازگاری­های لازم.

مدل مک مستر مرحله­ای اضافی نیز در فرایند حل مسئله دارد به معنی آگاه کردن هر کس که لازم است از وجود مشکل مطلع شود و راجع به آن نکاتی بداند.

دو مدل وظایف خانواده را به وظایف پایه تحولی و بحرانی تقسیم می­کنند وظایف پایه شامل  اموری هستند مثل تأمین خوراک، پوشاک امنیت و مراقبت بهداشتی یعنی ضروریات به قادر در جامعه .وظایف تحولی وظایفی هستند که باید برای تضمین رشد به موازات باز شدن چرخه زندگی انجام پذیرند بنا بر این مراقبت لازم برای تضمین رشد سالم یک نوزاد کاملاً از آنچه برای یک نو جوان لازم است متفاوت می­باشد.   خانواده­ای با کار کرد خوب نسبت به نیازهایش حساس است و سازگاری­های لازم را به موازات عبور در چرخه­ی زندگی خانوادگی بر قرار می­کند .

وظایف بحرانی مهارت­ها و بنه­ی خانواده­ها را در تنگنا و گاهی اوقات فراتر از قرار می­دهند ممکن است این وظایف شامل رویارویی با وقایع نامعمول و غیرمنتظر همچون مرگ عضوی از خانواده، بیماری شدید اعضای خانواده، از دست دادن شغل حادثه­ی طبیعی از دست دادن خانه به واسطه­ی آتش سوزی و…باشد.

مدل مک مستر نیز بین مشکلات ساز و برگی  و عاطفی تمیز قائل می­شود اولی شامل اموری مانند تأمین نا کافی خوراک پوشاک و سر پناه با تأمین ناکافی مخارج خانواده می­شود، دومی متوجه احساسات است مثلاً ایجاد خصومت جدی یا عدم اطمینان بین اعضای خانواده ( نقل از پور قاسمی،1389).

نقش­ها

نقش­ها در قالب رفتارهای توصیه شده و تکراری موجود در مجموعه­ای از فعالیت­های دو جانبه با سایر اعضای خانواده تعریف شده است ( استین هاور و همکاران، 1984) انجام وظیفه نیازمند این است که تخصیص نقش مناسبی وجود داشته باشد و اعضای خانواده فعالیت­های خواسته شده را بر اساس تخصیص نقش انجام دهند .نقش­ها باید تخصیص یابند توافق صورت گیرد و به عمل در آیند. همچنین باید با یکدیگر یک پارچه گردند برای این که یک وظیفه به نحو رضایت آمیزی انجام گیرد. باید نقش­ها همه­ی آن چه که باید انجام شود در بر گیرند. در بسیاری از خانواده­ها نقش­های بسیاری است که باید ایفا گردند اما به شیوه­ای رسمی تخصیص نمی­یابند بلکه بیشتر به صورت الگوهای عادتی برخی از اعضای خانوده در می­آیند. البته گاهی اوقات لازم است افراد خانواده متفق شوند و روی این که چه کسی به خرید برود خانه را تمیز کند چمن بزند گربه را غذا بدهد و هر آنچه باید انجام شود و نمی­شود توافق حاصل کنند .نقش­ها عبارتند از:

  1. سنتی
  1. اختصاصی

سنتی زمینه­ای مشابه کارکردهای ضروری خانواده را در بر می­گیرد که قبلاً ذکر شد. در حالی که نقش­های اختصاصی اغلب جلوه­ای از آسیب ­ناسی فرد و خانوده هستند مؤلفان این مدل نیز نقش سپر بلا را به عنوان یک نقش اختصاصی متذکر می­شوند.

ارتباط

ارتباط بعدی از کار کرد خانواده است که هم مد نظر مدل­های مک مستر و فرایند و هم سایر مدل­هایی که به آنها خواهیم پرداخت قرار دارد. مؤلفان مک مستر بیشتر ارتباط کلامی را مد نظر قرار می­دهند. نه به این خاطر اهمیت ارتباط غیر کلامی را نادیده می­گیرند بلکه به خاطر مشکلات عملی سنجش و جمع آوری داده­ها در زمینه رفتارهای غیرکلامی. البته مدل فرایند، ارتباط غیرکلامی با آن چه را زمینه ( پنهان) می­داند مورد توجه قرار می­دهد که شامل) ارتباط مجازی (ابراز شده از راه لحن صدا، حالت چهره، تماس یا عدم تماس بصری، اطوار و نوع لغاتی که به کار برده می­شوند می­گردد .

مطلب مشابه :  محدودیتهای ایمنی در استفاده از tDCS برای مداخلات انسانی در بیماری صرع

جنبه­های انتقادی ارتباط چه کلامی و چه غیرکلامی وضوح، صراحت، و کفایت ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر، وجود و پذیرش کسانی که مخاطب قرار می­گیرند است .ممکن است ارتباطات عاطفی ابراز احساسات وسیله­ای باشد. مربوط به فعالیت­های روزمره یا لازم زندگی روزانه، یا بیان که نه عاطفی نه وسیله­ای باشد. برای مثال بحث از موضوعات سیاسی یا نظرات مربوط به کارهای هنری .

ارتباطات روشن بر خلاف ارتباطات پوشیده عموماً مطلوب هستند حال آن که ارتباطات پوشیده که مبهم، فریبنده و سر در گم کننده هستند احتمال گیجی و تحریف شدن از سوی گیرنده را افزایش می­دهند و به اضطراب می­انجامند. معمولاً بهتر است ارتباطات به طور مستقیم از فرستنده­ی پیام به گیرنده برسد تا این که از طریق شخص ناشی انجام گیرد .وقتی پیام به طور غیر مستقیم فرستاده شود ممکن است تحریف گردد یا نفر سوم در موقعیتی مشکل قرار گیرد و بین فرستنده و گیرنده در تعارض گیر کند ( نقل از پور قاسمی،1389) .

دخالت عاطفی

دخالت عاطفی به  درجه وکیفیت علاقه و نگرانی اعضای خانواده نسبت به هم مربوط است ( استین هاور و همکاران)1984به طور ایده آل خانواده نیازهای هیجانی تمام اعضایش را بر آورده می­کند تا به مرحله­ای از رشد برسند .بعضی از این نیازها توسط افراد خارج از خانوده بر آورده می­شود. این امر به طور فزاینده­ای در دوره­ی طبیعی رشد و در مقطع نو جوانی روی می­دهد .

هم مدل مک مستر و هم مدل فرایند انواع دخالت عاطفی را متمایز ساخته­اند و به درجه آمیختگی اعضای خانواده با هم نظر دارند .انواع دخالت عاطفی زیر در هر دو طرح فهرست شده­اند .

الف) عدم دخالت ) یا فقدان دخالت در مدل مک مستر 🙁 اشاره به این دارد که اعضای خانواده بیشتر مثل غریبه­ها در خانه­ای بزرگ زندگی می­کنند .آنها غالباً تنها هستند و کامروا نیستند .

ب (علاقه ) یا دخالت 🙁 از احساسات کاملاً رخت بر می­بندد. در چنین خانواده­هایی به نظر می­رسد آمیختگی اعضای خانواده با یکدیگر از احساس وظیفه، نیازی در یک عضو برای کنترل عضو دیگر یا حس کنجکاوی نشات  می­گیرد .

ج)آمیختگی خود خواهانه : در این جا به منظور حفظ احساسات ارزشمند خویش با عضو دیگر همراه می­شود نه به خاطر مراقبت یا نگرانی واقعی نسبت به وی.

د) دخالت دلسوزانه:  این امر بر درک واقعی نیاز هایی که فرد با آنها دست به گریبان است مبتنی است و به پاسخ هایی می انجامد که این نیازها را بر آورده می­سازد.

ه) شبکه: این اصطلاح در مدل فرایند به کار رفته است. هر چند مدل مک مستر حاوی دو طبقه است که مفهوم و مشابهی را توصیف می­کند )در آمیختگی بیش از حد (و ( در آمیختگی هم زیستی)  مفهوم دوم تنها در روابط به شدت مختل دیده می­شود.

طبق این گفته استین هاور و همکاران (1984) انواع دخالت، آن گونه که قبلاً آمد به درجه دخالت و کیفیت آن بستگی دارد که می­تواند پرورش دهنده یا مخرب باشد و هر چند روی هم رفته ما با موقعیت­های این یا آن رو به رو نیستیم، بلکه با تعداد بی شماری از متغیرهای ممکن در جهات متعدد سر و کار داریم .

طرح مک مستر بعد مجزایی به نام ( ابزار عاطفی ) دارد اما مدل فرایند این را در بعد ( دخالت عاطفی) جای می­دهد حال آن که اولی صرفا جلوه­ای از دومی است.

مطلب مشابه :  بررسی و روانشناسی دلبستگی نوجوانان و بزرگسالان

کنترل

کنترل این بعد از کارکرد خانواده همانطور که در مدل فرایند آمده به)کنترل رفتار (در مدل مک مستر شباهت دارد. این بعد از تأثیرات اعضای خانواده بر یکدیگر تشکیل می­شود .مدل فرایند، کار کرد حفاظتی و انطباق ­ای کار کرد را از هم متمایز می­کند .برای نیل به این مقصود به ابزارهای کنترل رفتار اعضای خانواده نیاز است. زمانی که هر دو مدل رامد نظر قرار می­دهیم، چهار سبک پایه برای کنترل رفتار به دست می­آید که عبارتند از خشک، انعطاف پذیر، بی تفاوت و هرج و مرجی .

کنترل خشک قابلیت پیش­بینی بالایی دارد. اما سازندگی و قابلیت سازگاری آن پایین است. این سبک ممکن است در کار کرد حفاظتی  انجام وظایف و نقش­های روزانه به خوبی به کار آید اما در انطباق تغییرات از جمله وظایف رشدی که خانواده­ها باید با آن روبه رو شوند کمتر موافق است .استین هاور و همکاران (1984) متذکر می­شوند که جنبه­های کیفری این سبک معمولاً انهدام، رفتار منفعل –پرخاشگر، کشمکش قدرت و جا به­جایی خشم را بیرون از خانواده دامن می­زند.

– سبک های انعطاف، کنترل، قابل پیش­بینی و سازنده هستند و می­تواند به نحو مقتضی با موقعیت­های تغییر یافته انطباق حاصل کند. به نقل از استین هاور و همکارانش) 1984) این سبک به انجام وظیفه کمک می­کند زیرا جوهره­ حمایتی و آموزشی آن اعضای خانوداه را به سوی شراکت و یکی شدن با آرمان­ها و نقش­های خانواده سوق می­دهد. معمولاً انجام وظیفه ضعیف است و اغلب مشکلاتی در روابط وتخصیص وظایف وجود دارد.

–  سبک­های بی­تفاوت معمولاً قابل پیش­بینی هستند اما سازندگی پایینی دارند. در خانواده­های بی تفاوت همه چیز به حال خود است. تنبلی و بی سر انجامی بیش از سازمان یافتگی و عمل رواج دارد. کودکان برخاسته از این خانواده­ها اغلب رفتار ناامن و توجه طلب دارند، و کنترل تکانه و انضباط ضعیفی نشان می­دهند .ورود به مدرسه که همرنگی با هنجارهای خاص رفتاری را طلب می­کند می­تواند برای آنها مشکل زا باشد .

– سبک­های هرج و مرجی کنترل هم از لحاظ قابلیت پیش­بینی هم سازندگی ضعیف هستند. این سبک­ها غیر قابل پیش­بینی­اند. از سبک خشک تا منعطف و بی­تفاوت تغییر می­کند، به نحوی که هیچ کس نمی­داند چه چیز در انتظار است. این تغییرات بیشتر بر طبق هوس و خلق اعضای خانواده صورت می­گیرند، نه بر پایه­ی تغییر موقعیت با نیازهای خانواده. بی­ثباتی و بی پایگی که مشخصه­ی این خانواده­ها است معمولاً به عملکرد ضعیف خانواده در سایر مسائلی که ذکر کرده­ایم منجر می­شود .

 ارزش­ها و هنجارها

این بعد از کارکرد خانواده در مدل مک مستر جا نگرفته است. البته مدل فرایند ارزش­های مذهبی و اخلاقی خانواده که از منابع روان شناختی و اجتماعی متنوعی مشتق شده­اند، و هنجارهای آن را که آیینه­ی تمام نمای بود و نبود خانواده است مد نظر قرار می­دهد .درک سیستم­های ارزشی خانواده­ها به خصوص در درمان موفقیت آمیز موارد ارجاع شده مفید و حتی شاید ضروری باشد. نه تنها نظرات راجع به چیزهایی مثل سقط جنین، نقش زن در جامعه، وجود خدا، پذیرش یا عدم پذیرش استعمال ماری جوانا بسیار متفاوت است بلکه خانواده­ها روی اموری که ممکن است نسبتا جزئی به نظر برسند اختلاف نظر دارند. این امور شامل موضوعاتی می­شود .مثل آیا بچه باید ساعت خواب مشخصی داشته باشد و این وقت کی باید باشد، و مسئولیت محوله به کودکان سنین مختلف در امور خانه. این امور به نظر جزئی می­تواند کانون تنش و سختی زیادی باشد، خصوصاً وقتی خانواده­ها روی این موضوعات توافق ندارند ( نقل از پور قاسمی،1389) .

  1. Stein Havre

1.Traditional

2.Idiosyncratic

3.Communication

  1. Meta communication
  2. Control
  3. Rigid control
فوکا | Postmag سبز فایل.