مفهوم انگیزش و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی

ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

ارزشیابی به یک فرایند نظام دار برای جمع آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات گفته می­شود به این منظور که تبیین شود آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا درحال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی. ارزشیابی پیشرفت تحصیلی را می توان به صورت زیر تعریف کرد:

سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدفهای آموزشی ازپیش تعیین شده، به منظور تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیتهای آموزش معلم و کوششهای یادگیری دانش­آموزان یا دانشجویان به نتایج مطلوب انجامیده اند و به چه میزانی. بنابراین، درارزشیابی پیشرفت تحصیلی دو اقدام اساسی ضروری است : 1- تعیین هدفهای آموزشی 2- سنجش یاعملکرد یادگیرندگان. درآموزش و پرورش دونوع هدف وجود دارند: کلی و دقیق. هدفهای کلی غایت نام دارند. غایتها بیاناتی هستند کلی و آرمانی که قصد و منظور از ایجاد و اداره دوره­های آموزشی یک جامعه (مانند دبیرستان، دانشگاه و غیره) را نشان می­دهند. این هدفهای کلی معمولاً به وسیله برنامه­ریزان در سطح وزارت تهیه و تدوین می شوند و به صورت مقاصد آرمانی دوره­های آموزشی در اختیار معلمان و مربیان قرار می گیرند. درمقابل این غایتها نوع دیگری هدف دقیق و عینی وجوددارد که آن را غالباً معلمان و متخصصان آموزشی با توجه به غایتهای کلی با استفاده از محتوای درسهای مختلف تهیه می کنند.(سیف، 1384)

همین هدفهای دقیق آموزشی برخاسته از غایتهای کلی هستند که هدفهای دروس مختلف معلمان را تشکیل می دهند. بنابراین، در ارزیابی آموزشی نیز عملکرد یادگیرندگان (دانش آموزان ودانشجویان) باتوجه به این گونه هدفهای دقیق آموزشی سنجیده می شود، و ملاک قضاوت توفیق معلمان و یادگیرندگان همین هدفهاست. به طور ساده، هدفهای آموزشی یا هدفهای یادگیری یک درس یا یک بحث منظور و مقصودی است که معلم از آموزش خود و یاد گیرنده از یادگیری خوددارد.

2-2-3 اندازه گیری پیشرفت تحصیلی

مهمترین وسیله اندازه گیری پیشرفت تحصیلی آزمون است (آزمونهای پیشرفت تحصیلی کتبی یا مداد و کاغذی)

آزمونهای پیشرفت تحصیلی کتبی را می­توان ابتدا به دو دسته عینی و غیرعینی (ذهنی) تقسیم کرد. آزمونهای عینی آزمونهایی هستند که هم سوالها و هم جواب سوالها رادر اختیار آزمون شوندگان قرار می­دهند و آزمون شوندگان درباره جوابهای داده شده اعمالی انجام می­دهد یا تصمیماتی اتخاذ می کنند. به همین سبب این آزمونها را آزمونهای بسته پاسخ نیز می­نامند. آزمونهای عینی یا بسته پاسخ به طور عمده ازسه نوع اصلی چندگزینه ای، صحیح- غلط و جور کردنی تشکیل می­یابند. آزمون شونده در جواب دادن به سوالهای چند گزینه ای،  جواب صحیح را از میان تعدادی جواب پیشنهادی بر می گزیند، در سوالهای صحیح- غلط، درست یا غلط بودن سوالها را تعیین می کند، و در سوالهای جور کردنی، تعدادی سوال را با تعدادی جواب جور می کند. در تصحیح برگه های آزمونهای عینی نظر شخصی مصحح هیچ گونه دخالتی ندارد، و از این رو به این آزمونها، آزمونهای عینی می گویند(همان منبع).

مطلب مشابه :  دیدگاهها و نظریات  عمده در مورد اهمال‌کاری

آزمونهای ذهنی که به آزمونهای تشریحی یا انشایی معروف اند آزمونهایی هستند که در آنها سوالها در اختیار آزمون شونده گذاشته می شوند و او جواب سوالها را خود آماده می کند و در برگه امتحانی می نویسد. به همین سبب به آنها آزمونهای باز پاسخ نیز گفته می شود. علت نام گذاری این نوع آزمونها را نیز به دو دسته آزمونهای گسترده پاسخ و آزمونهای محدودپاسخ تقسیم کرد. در آزمونهای گسترده پاسخ، برای پاسخ آزمون شونده هیچ محدودیتی وجود ندارد و او آزاد است تا هرگونه که مایل باشد پاسخ خود را بپروراند و سازمان دهد. اما در آزمونهای محدود پاسخ آزمون شونده در دادن پاسخ به سوالها آزادی کامل ندارد و سازنده­ی آزمون پاسخ دهنده را ملزم می­کند تا پاسخ های خود را درچارچوب شرایطی محدود سازد.

نوع دیگری از آزمون پیشرفت تحصیلی وجود دارد که حد وسط دو نوع آزمون عینی و ذهنی قرار دارد. در این آزمونها که به آزمونهای کوته پاسخ شهرت دارند سوالها بسیار شبیه به سوالهای آزمونهای تشریحی هستند، زیرا آزمون شونده خود باید پاسخها را تهیه کند، اما سوالها بسیار دقیق و مشخص هستند، به نحوی که در تصحیح جوابهای آنها نظر شخصی مصحح دخالت چندانی نمی­کند. جواب سوالهای آزمونهای کوته پاسخ به یک یا چند کلمه (حداکثر یک جمله) یا یک عدد یا یک علامت خلاصه می شود.(همان منبع)

 

2-3 انگیزش پیشرفت

2-3-1 مفهوم انگیزش:

روشن است که کلمه انگیزش از دیدگاه نظریه پردازان مختلف معانی مختلفی دارد، اما همه روانشناسان در این نکته متفق هستند که انگیزه عاملی است درونی که رفتار شخص را بر می­انگیزد، جهت می­دهد و آن­را هماهنگ می سازد. یا به عبارت دیگر، فرایندی درونی است که رفتار را در طول زمان فعال کرده ، هدایت می­کند و نگه می­دارد. به زبان ساده، انگیزش چیزی است که شما را از پیش رفتن وا می­دارد، در حال پیش رفتن نگه می­دارد و تعیین می­کند که سعی دارید به کجا بروید. انگیزه را نمی­توان به طور مستقیم مشاهده کرد ولی وجود آن را از روی رفتار می­توان استنباط کرد. هر انگیزه معمولاً دو عنصر اساسی دارد: 1- سایق، که مراد آن از فرایند­های درونی بخصوصی است که شخص را به عمل بر می انگیزد. 2- هدف یا پاداش، نوعی اثر کاهش دهنده یا سیراب کننده بر نیاز درونی دارد، و در نتیجه، پس از رسیدن به هدف یا کسب دانش، رفتار لااقل برای مدتی از سلطه انگیزه خارج می­شود (حسن زاده، 1388).

مطلب مشابه :  علم دینی در فرهنگ و ادبیات فارسی اسلامی- ایرانی

انگیزش یکی از مهم­ترین عناصر یادگیری است که در عین حال اندازه گیری آن بسیار دشوار است. چه چیزی دانش آموز را وادار می کند که بخواهد یاد بگیرد؟ میل به تلاش کردن برای یادگیری، حاصل چندین عامل است که از شخصیت و توانایی های دانش­آموز تا خصوصیات تکالیف خاص یادگیری، مشوق­ها برای یادگیری، موقعیت­ها و رفتار­های آموزگار گسترش دارد. همه دانش­آموزان انگیزه دارند، سوال این است که برای انجام دادن چه کاری انگیزه دارند؟ برخی از دانش­آموزان برای معاشرت کردن یا تماشای تلویزیون بیشتر از انجام دادن تکالیف مدرسه انگیزه دارند. ” مفهوم انگیزش به طور سنتی برای تبیین و جهت فعالیت افراد به کار می­رود (پروین،1996). انگیزش دانش­آموزان ممکن است هم از لحاظ جهت، متفاوت باشد و هم از لحاظ شدت متفاوت باشد، دو دانش­آموز ممکن است هم از لحاظ جهت، متفاوت باشد و هم از لحاظ شدت متفاوت باشد، دو دانش­آموز ممکن است برای بازی های رایانه­ای انگیخته شوند، اما یکی از آن ها نسبت به دیگری با شدت بیشتری برانگیخته است، گیج و برلاینر (1984) انگیزش را به موتور (شدت) و فرمان (جهت) یک ماشین تشبیه کرده­اند البته جدا کردن شدت و جهت انگیزه­ها  از یکدیگر آسان نیست” (نقل از کدیور، 1386، ص 196).

مورفی (1947) ” انگیزش را نشانه­هایی از واقعیت می­داند که بخشی از رفتار ارگانیزم بستگی به طبیعت و ساختار درونی آن دارد. ” هب (1966) “مفهوم انگیزش را گرایش موجود زنده به ارائه  فعالیت منظم می داند که از  پایین ترین سطح خواب تا بالاترین سطح بیداری  و فعالیت موجود زنده به ارائه فعالیت منظم می­داند که از پایین ترین سطح خواب تا بالاترین سطح بیداری و فعالیت موجود زنده تغییر می­یابد، به طوری که نتیجه رفتار و نوع تحریک به طور متناوب بر ارگانیزم اثر می­گذارد.” اش (1953) “انگیزش را در برگیرنده مجموع عوامل هوشیار فعالیت روانی می­داند که بر اساس آن اراده و رفتار ما شکل می­گیرد.”

راپاپورت (1960) “انگیزش را نیروی اشتها آور درونی تلقی می کند.” آلپورت (1970) “انگیزش را وضعیت درونی ارگانیزم تلقی می­کند که رفتار و تفکر فرد ناشی از آن است” (خداپناهی، 1385،ص:16).

[1]-motiv

[2]-Murphy

[3] -Hub

[4] -Ash

[5]-Rapapurt

[6] -Alpurt