مفهوم یادگیری و فرایند یادگیری انسان

2   فرایند یادگیری انسان

پس از مطالعه و بررسى طرق مختلف یادگیری، ممکن است این سؤال به ذهن خطور کند که اغلب تحقیقات و آزمایش‌هاى انجام شده در زمینه یادگیری، در آزمایشگاه و بر روى حیوانات انجام گرفته است. آیا مى‌توان کلیه یافته‌هاى مذکور را عیناً به انسان تعمیم داد؟ به عبارت دیگر، آیا انسان عیناً مانند سایر حیوانات مورد آزمایش، عمل مى‌کند؟ آیا نظریه شرطى آن‌چنان که در مورد حیوانات صادق است، در تغییر یا تثبیت رفتار انسان نیز صدق مى‌کند؟

در اینجا بدون اینکه بخواهیم منکر یافته‌هاى علمى تغییر رفتار ارگانیسم باشیم، فرایند یادگیرى انسان را مورد بررسى و تحلیل قرار مى‌دهیم. شکى نیست که شناخت صحیح مراحل یادگیرى در انسان، در سایه مطالعه دقیق بر روى او در محیط‌هاى طبیعى کلاس و خانواده – که تا حد امکان کنترل شده باشد – امکان‌پذیر خواهد بود، اگرچه کنترل محیط طبیعى کار آسانى نیست و این انسان باهوش اگر از وجود عوامل کنترل در محیط آگاه شود هرگز رفتار طبیعى از خود بروز نخواهد داد. انسان داراى اراده است و اکثر رفتارهایش از روى آگاهى است؛ یعنى اگر نخواهد چیزى را یاد بگیرد، هرگز یاد نخواهد گرفت. او این توانایى را دارد که از قید و بند عادت، انعکاس‌هاى شرطی، پیش‌داورى دیگران و … آزاد شود و حتى نیازهایى چون تشنگى و گرسنگى و خواب را تا حدى تحت‌کنترل در آورد. او مجبور نیست اسیر و برده محیط شود. او مى‌تواند خود را از قید تأثیرات محیط، اعم از محیط جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادى و غیره نجات دهد؛ به عبارت دیگر، انسان مانند حیوانات دیگر در مقابل محرک‌هاى محیطى منفعل نیست.

در اکثر نظریه‌ها و الگوهاى یادگیری، به احتیاجات، تمایلات، تجربیات و عادات قبلى انسان کمتر توجه شده است و شاید بتوان گفت که اصولاً از مفهوم خود (self-concept) در فرایند یادگیرى انسان غفلت شده است. اگرچه پاداش و تنبیه نقش بسیار ارزنده‌اى در یادگیرى انسان دارد، این عوامل، در مورد انسان، تنها به انگیزه‌هاى بیرونى ختم نمى‌شود، زیرا اگر یادگیرى را منحصر به این‌گونه عوامل بدانیم، با قطع پاداش و تنبیه و انگیزه‌هاى بیرونى باید یادگیرى نیز قطع شود، در حالى که چنین نیست. انگیزه‌هاى درونى و تقویت‌کننده‌هاى معنوى تأثیر فراوانى در هدایت رفتار انسان دارند. انسان بر اساس هدف حرکت مى‌کند. او درون‌گر و غایت‌نگر است و ممکن است امروز امرى را بدون پاداش و تنبیه یاد بگیرد، به این امید که در آینده پاداشى را به دنبال داشته باشد؛ به بیان دیگر، ممکن است منظور او از یادگیرى بالقوه در زمان حال، عملکردى در آینده باشد. از طرف دیگر، عملکرد انسان پیچیده است و از یادگیرى‌هاى متعدد و متنوعى نشأت مى‌گیرد، نه از یادگیرى‌هاى ساده و جدا از هم. او ضمن اینکه به آزمایش و خطا مى‌پردازد و تحت‌تأثیر محرک‌هاى مختلفى قرار مى‌گیرد، مى‌اندیشد و بر اساس اندیشه و تفکر، عوامل مختلف محیطى را بر مى‌گزیند. در انسان، تقویت‌کننده‌هاى مثبت یا منفى یکسان، بر خلاف حیوانات، اثر یکسان ندارند؛ مثلاً براى کبوترى که به یک محرک پاسخ درست مى‌دهد و دانه دریافت مى‌کند و بر اثر تکرار، رفتارش تثبیت مى‌شود، مهم نیست که این دانه را چه کسى به او مى‌دهد، اما براى فراگیرى که نمره بالا دریافت مى‌کند، بسیار مهم است که چه کسى به او آفرین مى‌گوید یا جایزه مى‌دهد.

مطلب مشابه :  تکنیک های والدین جهت اعمال کنترل فرزندان

اکثر نظریه‌هاى موجود، تنها وجهى از وجوه یادگیرى انسان را مورد توجه قرار مى‌دهند. اگر بخواهیم چگونگى یادگیرى انسان را مطالعه کنیم، باید مجموع نظریه‌ها را در نظر بگیریم؛ زیرا تفکیک آنها در فرایند یادگیرى انسان چندان معقول نیست. یادگیرى در انسان، برخلاف سایر حیوانات، در مراحل مختلف رشد متفاوت است. جریان یادگیرى انسان در دوران کودکی، مانند مراحل رشد و تکامل او، با جریان یادگیرى ایشان در بزرگسالى متفاوت است. انسان داراى قدرت اندیشه و تفکر است و علاوه بر این، مى‌تواند حاصل اندیشه و تفکر خود را با زبان به دیگران انتقال دهد و از اندیشه دیگران بهره بگیرد. او مى‌تواند در تمام مراحل زندگى از ساخت ذهنى خود در حل مسائل جدید و ناآشنا کمک بگیرد. خلاصه اینکه اگرچه انواع یادگیرى‌هایى را که در این فصل نام بردیم مى‌توان در نوع انسان جستجو و مطالعه کرد، این‌گونه نیست که هریک از این انواع به طور مجزا در انسان شکل گیرد. یادگیرى انسان را باید در مجموع نگریست و قدرت اندیشه و تفکر او را محور اصلى شناخت فرایند یادگیرى قرار داد.

2-2-3-3  تعریف ومفهوم یادگیری

   هدف از آموزش آسان کردن یادگیری است، یادگیری یا آموختن را می توان فرآیند پردازش اطلاعات و کسب اندیشه ها و مهارت های جدید یا کشف وشهودی تعریف کردکه بر رفتار اثر می گذارد. تأثیر یادگیری بر رفتار معمولا پایدار است و در تجربیات فرد تغییر به وجود می آورد ( افضل نیا ،1387).

   تغییر مستمر ونسبتا پایدار در عملکرد فعلی یا عملکرد بالقوه آدمی بر اثر تجربه و تعامل وی با جهان پیرامون خود را یادگیری می گویند. این تعریف بیشتر ویژگی های مرتبط با یادگیری را در نظریه های رفتاری، شناختی و سازنده گرایی در حوضه های یادگیری نگرشی، دانشی و مهارتی را در بر می گیرد. در همه این نظریه ها، یادگیری فرآیندی است که از راه استدلال وتجربه حاصل می شود. در نظریه رفتارگرایی، به رابطه بین محرک وتقویت کننده، از یک سو و پاسخ دهنده از سوی دیگر تأکید می شود و در آن رفتار آشکار و تمرکز بر عناصر و اجزای تشکیل دهنده رفتار پیچیده و تغییرات حاصل در رفتار مورد توجه قرار می گیرد. در نظریه شناختی، یادگیری به عنوان فرآیند درون داده ها، مدیریت آنها در حافظه کوتاه مدت و رمز گردانی آنها در حافظه دراز مدت، یعنی پردازش اطلاعات تلقی می شود. بنابراین دانش، شامل سازه های ذهنی نمادین در ذهن یادگیرنده است و فرآیند یادگیری، وسیله ای است که بر اساس آن، این بازنمایی ها به حافظه دراز مدت انتقال می یابد. به نظر روان شناسان سازنده گرا، یادگیرندگان زمانی که می کوشند تجارب خود را بفهمند، به تولید دانش می پردازند(دریسکل[1]،2000، به نقل از شریفی،1385).

    رفتار گرایان و شناخت گرایان، دانش را مستقل از یادگیرنده می دانند و فرایند یادگیری را عملی برای درونی ساختن دانش تلقی می کنند. اما به نظر روان شناسان سازنده گرا، یادگیرنده گان فعالانه تلاش می کنندت تا خود به تولید دانش بپردازند. بر اساس هر سه نظریه، یادگیری در درون شخص انجام میگیرد. یادگیری و پیشرفت تحصیلی، صرف نظر از اینکه بر اساس کدام یک از نظریه های بالا حاصل شود، از برخی شرایط و متغیرها میتوان به انواع انگیزش، شرایط و امکانات آموزشی، خودپنداره و ویژگی های شخصیتی و غیره اشاره کرد(شریفی،1385).

مطلب مشابه :  سایت دوفانوس

   گانیه[2] (1985)، در تعریفی دیگر، یادگیری را چنین تشریح می کند:((یادگیری تغییری است که در توانایی انسان ایجاد می شود و برای مدتی باقی مانده  و نمی توان آن را به سادگی به فرایندهای رشد و نمو نسبت داد)). بنابراین نوع تغییری که یادگیری نامیده می شود در رفتار ظاهر می گردد. استنباط یادگیری وجود داشته و چه رفتاری می تواند پس از قرار گرفتن او در این موقعیت از او سربزند، صورت می گیرد. این تغییر ممکن است ، افزایش توانایی برای نوعی عملکرد باشد، یا تمایل برای تغییر یافته هایی از نوع آنچه که نگرش یا علاقه یا ارزش نهاده نامیده می شود. چنین تغییری باید عملکردی نسبتا پایدار باشد و برای مدتی در فرد حفظ گردد و سرانجام این گونه تغییری که قابل اسناد به رشد و نمو است، مانند تغییر در قد یا قوی شدن ماهیچه ها بر اثر ورزش، متفاوت باشد.(رضایی راد 1388)

یادگیری را می‌توان تغییر تقریبا دایمی رفتار که در نتیجه تمرین به وجود می‌آید دانست. آن دسته از تغییرهای رفتاری که ناشی از بلوغ و پختگی است یا بر اثر شرایط و اوضاع موقت سازواره پیدا شده است(نظیر خستگی یا حالات ناشی از مصرف دارو) در شمار یادگیری قرار نمی‌گیرد.[ اتکینسون، ریتال و همکاران] بر این اساس، یادگیری تغییری است که در توانایی انسان ایجاد ‌شده و برای مدتی باقی می‌ماند و نمی‌توان آن را به سادگی به فرایندهای رشد و نمو نسبت داد.[ گانیه، رابرت میلز ، 1373]

  یادگیری به طور کلی، فعالیتی دگرگون‌ساز است که افراد را برای مقابله با رویدادها و سازش با محیط آماده می‌سازد. یادگیری، در موقعیت‌های مختلف و در اکثر سطوح زندگی حیوانی از بازتاب‌های شرطی جانوران تا فرآیند‌های پیچیده شناختی افراد آدمی رخ می‌دهد.

  یادگیری در حقیقت دارای مفهموم بسیار گسترده‌ای است که در قالب‌های دگرگونی، عادت‌شکنی، ایجاد علاقه، نگرش‌های نو، درک ارزش و پیش‌داوری پدیدار می‌شود. شیوه ترکیب و کاربرد معلومات در استدلال، تفکر، نظریه‌پردازی، حل مساله، احساس و دگرگونی‌هایی که در کل شخصیت به وجود می‌آیند همه از یادگیری مایه می‌گیرند.[ پارسا، محمد، 1374] اما ادوارد تولمن(Edward Tolman) بین عملکرد و یادگیری تمایز قائل شد. وی با طرح مفهوم یادگیری نهفته(Latent learning)، بیان داشت که یادگیری ممکن است بلافاصله خود را در عملکرد فرد نشان ندهد.[ اسماعیلی، علی و شایسته، سیاوش؛  1386]

  عده‌ای از روان‌شناسان، یادگیری را چنین تعریف کرده‌اند: یادگیری، تغییری است که بر اثر تجربه یا آموزش در رفتار موجود زنده پدید می‌آید. در این تعریف، مهم‌ترین واژه‌ای که نظر را به خود جلب می‌کند واژه “تغییر” است. زیرا رفتار فرد در زمانی که چیزی نیاموخته با زمانی که آن چیز را آموخته است تفاوت دارد.

  واژه مهم دیگر در تعریف روان‌شناسان از یادگیری “رفتار” است. زیرا تغییر رفتار با تغییر ابعاد بدنی مانند طول، عرض، قد و وزن ارتباطی ندارد، بلکه بیشتر معلول یادگیری است نه دگرگونی‌های بدنی.

  برخی دیگر از روان‌شناسان نیز یادگیری را دگرگونی‌های نسبتا پایدار در توانایی، گرایش یا ظرفیت پاسخ‌دهی عنوان کرده‌اند. در این تعریف تاکید شده است که یادگیری پیش از تغییر رفتار پدید می‌آید.

 

[1] Driccell

[2] Ganie