مقابله با استرس با روش SIT
شهریور 7, 1397 Comments..0

مقابله با استرس با روش SIT

ورزشکاران

در کار با ورزشکاران بر لزوم تمرکز بر روی افراد به غیر از «جمعیت هدف» تاکید شده است. از زمان بازی های المپیک لوس انجلس همواره این سوال مطرح بوده است که روانشناسان ورزش در بازدهی ورزشکاران تا چه اندازه نقش دارند؟ یکی از راههای ممکن برای مداخله روانشاسان در امور ورزش کاهش استرس یا حداقل آموزش ورزشکاران برای بهره برداری سازنده از آن بوده است تا بدین طریق استرس مانع از عملکرد صحیح و مفید آنها نشود. در سالهای اخیر SIT و مداخلات کنترل استرس وابسته به آن به طور موفقیت آمیز در کار با ورزشکاران به کار رفته اند.

پیش از اینکه به جنبه های اختصاصی چنین مداخلات درمانی بپردازیم لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که تمرکز دیگر کنترل استرس در سطح مربیان بوده است. به همان طریق که پزشکان در بیماران خود یا مدیران مدارس در معلمان می توانند ایجاد استرس کنند، مربیان ورزشی نیز با سبک های ارتباطی خود می توانند در ورزشکاران استرس ایجاد کنند. به نظر اسمیت، اسمول و کورتیس (1979) اغلب مربیان از دستورالعمل های مبهم، تنبیه کلامی، تعریف و تمجید اندک از ورزشکاران به نگرش منفی در آنها نسبت به مربی، اعضاء تیم و خودشان می انجامد که این به نوبه خود عملکرد ورزشکاران ر در مسابقه پائین می آورد. از این رو یکی از شیوه‌های کاستن استرس ورزشکاران تاثیر گذاردن بر شیوه تعامل مربیان با ورزشکاران است.

اسمیت و همکاران رویکرد شناختی- رفتاری را برای آموزش این مسئله به مربیان به کار بردند که چطور دستور عمل های خاص پاسخ همراه با پسخوراند مثبت درباره عملکرد ورزشکاران و تشویق تعمیم یافته تر را سرمشق دهی کرده و به کار برند. در هر حال، همه پژوهشگران تا بدان حد خوشبین نیستند که بتوانند سبک های ارتباطی منفی مربیان را با ورزشکاران تغییر دهند. برای مثال کایراسکنبام، ویتروک و مونسون (1984) مداخلات آموزشی SIT را برای تعلیم ورزشکاران در مدارا با انتقاد دیگران مورد عمل قرار دادند. چنین رویکردی مکمل مهمی برای اقدامات اسمیت در تغییر رفتارهای مربیان است.

جنبه دیگر آموزش کنترل استرس کار مستقیم با ورزشکاران برای کاهش استرس مربوط به فعالیت های ورزشی آنها بوده است. برای مثال، دیکیس (1982) SIT را به شیوه تدریس کلاسی برای تعلیم غواصان برای مدارا با استرس های مربوط به زیر آب بکار برد. در این آموزش سعی شد که در غواصان احساس اعتماد به نفس در مدارا با موقعیت های پراسترس به وجود آید. دوره آموزش متشکل از 8 جلسه 15 دقیقه ای بود که با تمرین موارد آموخته شده در استخر تکمیل گردید (مثل نحوه کنترل حمله هراس غواص).

مطلب مشابه :  منابع آزمون دکتری

اسمیت (1980) جامع ترین برنامه کنترل استرس را برای ورزشکاران طرح نمود. در این برنامه آموزش با جلب همکاری ورزشکاران از طریق مصاحبه‌ها، پرسشنامه ها و خود بازنگری برای تعیین فراوانی و شدت تنش و اضطرابشان شروع شد (مثل شب قبل از یک بازی یا بعد از یک خطا).

توضیحات ورزشکاران درباره پاسخ های استرسی خویش زمینه کاری لازم را برای مرحله مفهوم سازی اولیه ماهیت استرس و اثر آن روی عملکرد آنها فراهم آورد. پس از جلسه مفهوم سازی اولیه پنج جلسه دیگر تشکیل شد و در طی آنها مهارت های مقابله‌ای خاص نظیر آرامش دهی، کنترل توجه، بازسازی شناختی بصورت خطابه‌های ذهنی استرس کاه تمرین شدند و سپس به هنگام مسابقه مورد استفاده قرار گرفتند. برنامه کنترل استرس به عنوان یک برنامه تعلیمی طرح ریزی شده برای آموزش مهارت‌هی خویشتن داری ارائه گردید نه به عنوان یک نوع روان درمانی.

برخی از ویژگیهای جالب آموزش این بود که از ورزشکار خواسته شد که شرح روزانه “ضداسترس” تهیه کند و بر آن اساس او خود خطابه‌های استرس برانگیز را نوشته و خود خطابه های ضد استرس را جانشین آنها سازد. این مورد اساس تمرین و تکرار بعدی را تشکیل داد. ابتکار جالب دیگر در این آموزش استفاده از روش های القاء عاطفه سیپرل (1967) به عنوان وسیله ای برای رشد و تمرین طیف گسترده ای از مهارتهای مقابله بود. در روش اخیر از ورزشکار خواسته شد تا یک موقعیت پراسترس (مثل اقدام به یک شیرجه مشکل) را کاملاً واضح تصور کند، و به احساس خویش در آن لحظه توجه نماید.

در ادامه کار ورزشکار تشویق شد تا به احساس خود اجازه بروز بدهد و هر گونه علامتی از برانگیختگی توسط درمانگر تقویت گردید (مثل “دقت کن که شما چطور برانگیخته می شوی و چطور احساس استرس پدید می آید. آن خودش به تنهایی پدید خواهد آمد، سپس شما می توانی ببینی چطور قادر هستی آنرا خاموش کنی”).

مطلب مشابه :  یادگیری چه مزایای برای سازمانها می تواند داشته باشد؟

درمانگر طی این مرحله از ورزشکار خواست تا احساسات و افکارش را توصیف کرده و سپس این خطابه ها با دستورالعمل های درمانگر که برای بالا بردن برانگیختگی ورزشکار طرح ریزی شده بود، ترکیب شدند. وقتی برانگیختگی درمانگر بالا بود به او آموزش داده شد تا به وسیله استفاده از پاسخ های مقابله “آن را خاموش کند”. ابتدا آموزش آرامش دهی به کار رفت و بعد خود خطابه های مقابله به کار گرفته شد. در همین موقع دو پاسخ مقابله به صورت پاسخ مقابله هم آهنگ ترکیب شدند.

همچنانکه آزمودنی ها مهارت های مقابله را برای مواجهه با عاطفه شدید القاء شده در طی آموزش به کار بردند، احساس اعتماد به نفس آن تقویت گردید. در اینجا هدف از روش القاء عاطفه این بود که فرصتی برای ورزشکاران فراهم آید تا آنها توانایی کنترل پاسخ‌های هیجانی را که شدیدتر از پاسخ‌های هیجانی واقعی به عوامل استرس‌زا بوده اند کسب کنند. به عبارت دیگر، ورزشکاران چنین گزارش کردند که هیجان حاصل از موقعیت های استرسی بر پایه تصویرسازی ذهنی وتقویت برانگیختگی همراه با آن به وسیله درمانگر شدیدتر از هیجانی بود که در شرایط واقعی زندگی به هنگام مسابقه تجربه می کردند. (اسمیت 1980).

آشکار است که ارزشیابی پیامدهای روش القاء اضطراب و نیز سودمندی روش های SIT در زمینه مسابقات ورزشی نیاز به پژوهش دارد. لانگ (1980) در مرور یافته های مطالعاتی اش درباره آموزش کنترل استرس به ورزشکاران به این نتیجه رسید که یافته‌های کنونی مطالعات موردی و پژوهش های تجربی بیشتر امیدبخش است. ولی لازم است اعتبار این نتایج از نظر روش شناسی پژوهشی مورد بررسی قرار گیرد. همچنین باید در آینده به این مسئله پرداخته شود که چطور مداخلات بر پایه محیط را می توان به طور موفقیت آمیز با آموزش کنترل استرس متمرکز بر “جمعیت های هدف” در آمیخت.

 

 

فوکا | Postmag سبز فایل.