هوش هیجانی و رابطه ی ان با سلامت روانبی و موفقیت شغلی
مرداد 21, 1397 Comments..0

هوش هیجانی و موفقیت شغلی

   دانیل گلمن (2009) می گوید: «قوانین انجام کار دائماً در حال تغییرند و ما همیشه به وسیله معیارهای جدیدی مورد قضاوت قرار می گیریم. مهم نیست ما چقدر هوشمندیم، ‌چقدر آموزش دیده ایم یا چه تخصصی داریم. بلکه مهم این است چقدر می توانیم خودمان و دیگران را اداره کنیم. امروزه کارکنان به علت تغییرات دائمی و مستمر ابهامات و حجم اطلاعات زیاد و اضافی و شتاب زدگی در زندگی متحمل فشار روانی (استرس) زیادی می شوند. این امر کاملاً‌ روشن است که قابلیت های هیجانی ترکیبی معجزه آسا هستند که حمایت و بقاء سازمان را تضمین کرده و افراد توانمند و دارای عملکرد عالی را از دیگران جدا می سازد.

مشاغل هزاره سوم به کارکنانی نیاز دارند که دارای سطح بالایی از اعتماد به نفس،‌ تعهد و روحیه تشریک مساعی بوده و بتوانند در مقابله با تضادهای موجود آنها را کنترل و مدیریت کنند. این قابلیت ها نتیجه توانایی شناخت و مدیریت احساسات خود فرد و درک درست و انتقال صحیح آنها به دیگران است. هوش هیجانی آنقدر برای موفقیت ضروری است که 60 درصد عملکرد در همه انواع شغل ها را شامل می شود و می تواند به تنهایی بزرگترین عامل برای پیش بینی عملکرد فرد در محیط کار و قوی ترین نیرو برای رهبری و موفقیت است.

شاید بهترین امتیاز هوش هیجانی این باشد که یک مهارت بسیار انعطاف پذیر است. هوش هیجانی مردم هر چقدر کم یا زیاد باشد باز هم مردم می توانند با تمرین آن را بهبود بخشند و کسانی که در آن نمره کمی می آورند عملاً‌ می توانند خودشان را به پای همکارانشان برسانند. پژوهش انجام شده در دانشگاه کوئینزلند استرالیا نشان می دهد، ‌کسانی که هوش هیجانی و عملکرد شغلی ضعیفی دارند می توانند،‌ تنها با تلاش برای بهبود هوش هیجانی خود، ‌به پای همکارانی که در هر دو بسیار عالی هستند برسند. پس از مطالعه تعداد زیادی افراد در محیط کار متوجه شده اند‌90 درصد کسانی که عملکرد شغلی عالی دارند هوش هیجانی بسیار بالا نیز دارند (گریتس و همکاران[1]، 2005).

مطلب مشابه :  اهمیت و جایگاه سرمایه­ اجتماعی در بسترهای متفاوت اجتماعی

2-20- هوش هیجانی و سلامت

   هر مشکلی، ‌در طول حیات خود، ‌زمانی آماده حل شدن و از بین رفتن می شود. هیجان ها وسیله ای هستند که با آنها می توانیم برای حل مشکل خود اقدام کنیم با درک هیجان های خود می توانیم از میان مشکلات ماهرانه بگذریم و از مشکلات بعدی اجتناب کنیم. اگر عکس این کار را انجام دهیم و احساسات خود را سرکوب کنیم آنها خیلی سریع به احساس تنش، ‌استرس،‌ و اضطراب تبدیل خواهند شد. هیجان هایی که نادیده گرفته می شوند، مغز و بدن را فلج می کنند. مهارت های هوش هیجانی به ما کمک می کنند تا جلوی وضعیت های دشوار، ‌پیش از اینکه غیر قابل کنترل شوند،‌ بگیریم و با این کار مدیریت استرس (کنار آمد با استرس) برای ما آسان تر شود.

کسانی که قادر نیستند از مهارت های هوش هیجانی خود استفاده کنند، ‌به احتمال زیاد،‌ برای مدیریت روحیه و خلق خود از روش های دیگری که کمتر اثر بخشی دارند، ‌بهره می گیرند. احتمال دارد که آنها 2 برابر بیشتر از دیگران مضطرب،‌ افسرده یا معتاد شوند و حتی افکار خودکشی به سرشان بزند. کسانی که هوش هیجانی خود را به کار می گیرند. رابطه مستقیم بین هوش هیجانی و زندگی خوب و سالم نشان می دهد که توجه به هیجان های آگاه بودن و آگاه ماندن از آنها و استفاده از آنها برای راهنمایی کردن رفتار،‌ تا چه حد اهمیت دارد. در سال های اخیر، ‌نتایج پژوهش ها نشان داده است که بین هوش هیجانی و آمادگی برای مبتلا شدن به انواع بیماری ها همبستگی بالایی وجود دارد. استرس،‌ اضطراب و افسردگی دستگاه دفاعی بدن را تضعیف و متوقف می کنند و باعث آسیب پذیری در مقابل همه بیماری ها، ‌از سرماخوردگی معمولی گرفته تا سرطان می‌شوند. وقتی ذهن غرق در تنش، ‌ناراحتی یا اضطراب است، ‌به بدن پیام می رساند که از میزان مصرف انرژی برای مقابله با بیماری بکاهد. این کار باعث می شود تا آسیب پذیری در مقابل بیماری بیشتر شود.

مطلب مشابه :  ضرورت و انواع برنامه ریزی در نظام اموزش

هوش هیجانی در نتایج مربوط به سلامت اثر شدیدی دارد، ‌زیرا از استرس موجود به هنگام مقابله با وضعیت های دشوار می کاهد. بیماری های کشنده، ‌ترس و بدگمانی شدیدی ایجاد می کنند و به نفع بیمار است که به آنها بپردازد و آنها را درک کند. اثر فیزیکی آن به قدری قوی است که تحقیقات انجام شده در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، ‌با عکس برداری از مغز، عملاً ثابت کرده اند که همراه با تغییرات هوش هیجانی، ‌تغییرات فیزیکی در مغز شکل می گیرد. در این پژوهش ها، ‌میزان ترافیک جاری بین مراکز منطق و مراکز هیجان در مغز نشان داده است که میزان این ترافیک بر اندازه و ساختمان این دو مرکز اثر واقعی دارد (هانت و اوانز[2]، 2004).

[1] – Gerits & et al

[2] – Hunt & Evans

فوکا | Postmag سبز فایل.