چرا اعتمادبه نفس نداریم؟

ضعف اعتمادبه نفس

ضعف این احساس باعث می شودکه باورکنیم فقط درصورتی قابل تأیید هستیم که ازهمه جهات کامل وبی نقص باشیم.
بنابراین همواره احساس بی ارزشی کرده وتلاش می کنیم به طریقی خودرا بهبود بخشیم.
ازآنجایی که کامل بودن درهمه ی جهات امری محال است پس احساس شکست وناتوانی کرده خودرابدبخت می دانیم. اعتمادبه نفس  یا احساس عشق ومحبت ودادن ارزش واعتباربه خود را نباید باخودستایی وخودپرستی اشتباه کرد. (نینوایی،1382).

بدون اعتبار وارزش لازم به خودمان هرگز قادرنخواهیم بود که ازاحساس آرامش وآسایش برخوردار باشیم. همه ی امیدها،هدف ها وآرزوهای مابراساس این نیازاصلی استواراست ودرجه خوشبختی مادر زندگی بستگی به ارضاء این نیاز دارد.

عدم شناخت وآگاهی به عواملی که بر روی رفتارانسان تأثیرگذاشته ،موجب بروز رفتارنابهنجار می شودکه مانع اساسی وسدی محکم درراه رسیدن به خوشبختی وایجاد ارتباط ودوستی بایکدیگراست. بابررسی دقیق این عوامل وعلت ها پی می بریم که همه ی اعمال مخرب ونادرست ناشی ازدردی است که به علت عدم قبول خود ونداشتن اعتماد به نفس احساس می شود.

ضعف اعتماد به نفس اساساً یک مشکل،حاصل ازعدم آگاهی است. انکارخود نتیجه ی تلقینی است مخرب،که به اشتباه وبابرداشت غلط به طورناخودآگاه درمغزجای گرفته است. این تلقین موجب می شود که درتمام جنبه های زندگی احساس عدم لیاقت ونا توانی وبی ارزشی کنیم.

بنابراین داشتن اعتماد به نفس کافی ،مسئله ای کاملاً حیاتی وعامل مؤثر برای احساس خوشبختی وسبک لذت اززندگی است.
ممکن است با یک پیروزی درزندگی احساس لذت کنیم،اما چین لذت هایی زودگذر وناپایداراست. تنها لذت واقعی وبادوام آرامش رونی است که علیرغم وجود شکست وضعف های انسانی به خاطرتأ یید وقبول خودمان احساس می کنیم .(همان منبع).

عوامل مؤثر درضعف اعتمادبه نفس

آیامعمولاًتوانایی های خودتان رازیر سؤال می برید؟
آیا برای این عدم اطمینان به خود توجیهی دارید یا فقط به دلایل واهی این کار رامی کنید؟
اگراین طوراست احتمالاًشمادچارکمبوداطمینان واعتمادبه نفس هستید.

مطلب مشابه :  هوش هیجانی و رابطه ی ان با سلامت روانبی و موفقیت شغلی

تاهمین لحظه افرادبسیاری هستندکه ازهمه ی تواناییهای خودبه طور کامل استفاده نمی کنند .ممکن است ما هم یکی ازهمین افراد بوده وبه جای انجام کارهای مفید وسودمند همیشه مشغول فکرکردن به این مسئله باشیم که چه زندگی  بی مصرفی داریم وچه قدر محیط اطرافمان کسل کننده است.اگر چه ممکن است کمی ازخود دورافتاده باشیم وارزش خود رافراموش کرده باشیم،اماهیچ گاه برای تغییر دیرنیست .

فردفاقد اعتماد به نفس ممکن است ازانجام همه ی کارها سرباززندوبی هدف باشد،فقط به این دلیل که تصورمی کند که توانایی انجام کاری راندارد.اما الآن دیگر زما نش رسیده که این رویه راتغییرداده واین را باور کنیم که ما قادربه انجام هرکاری که می خواهیم هستیم.

چه چیز منجربه فقدان اعتماد به نفس می شود؟

اعتماد به نفس پایین ممکن است درشرایط مختلف ایجادشود، درمحیط های اجتماعی ممکن است باافرادی سروکار داشته باشیم که ما راتحقیر می کنند. وضعیت ظاهری نیز تاحدی دراین زمینه مؤثراست،محیطی که فرد درآن به دنیا آمده وپرورش یافته نیزبسیار،روی اعتماد به نفس تأثیردارد.
بچه ای که هیچ وقت احساس نکرده است که فردی به خصوص است وازطرف والدین حمایت نشده است ،بااین تفکر رشد خواهد کرد که هیچ کس اورادوست نداشته وبرای او ارزش قائل نیست.

محیط کار نیز روی اعتماد به نفس تأثیرمی گذارد.اگرکارهایی که انجام می دهیم مورد تشویق قرار نگیرد وتوجهی به آن نشود ،وهمکارانمان وجودمان را نادیده بگیرند،اعتماد به نفسمان کاهش پیداخواهد کرد.

کساتی که درمعرض ابتلا به ضعف اعتماد به نفس قراردارند دارای فاکتورهای زیر هستند:
1- بدبینی
2- منفی بافی
3- ضعف درکنترل خود
4- ترس
5- خام گرایی
6- برداشت ناصحیح
7- کمبود مهارتی
8- عدم درک متقابل
9- مطلق نگری

مطلب مشابه :  بررسی نظریه های مختلف در رابطه با سازگاری

عوامل مربوط به عدم اعتماد به نفس

علل مربوط به عدم اعتماد به نفس درافراد ممکن است ازسه ناحیه زیرایجادشده باشد :

1- دررابطه با خود
2- دررابطه باخانواده
3- دررابطه با اجتماع

در رابطه با خود علل وانگیزه هایی که به خود فرد مربوط می شوند بسیارند که مهمترین آنها عبارتند از:
– وقایع تلخ ودلسرد کننده که موجبات ناراحتی ونگرانی ودرنتیجه عدم اعتماد به نفس را پدید می آورند.
– وجود ترسها ودلهره ازافشا شدن رازی که به زندگی وسرنوشت فرد بستگی دارد.
– وجود گیجی وسردر گمی به علت وظایف ،مشکلات ودشواری های متعدد.
– عدم داشتن اهداف مشخص درزندگی .

– فاصله زیاد بین خود ادراک شده وخود ایده آل.
– نقایص ونارساییها ی جسمی که سبب احساس حقارت واحیاناً عدم کارایی می شود.
– عدم اعتماد به خواست واراده خود.
– تسلیم شدن در برابرحوادث ومشکلات وبی کفایتی.
– ناکامیها ومحرومیت ها وشکست های متوالی وخرد کننده که سبب دل مردگی وافسردگی شدید می شود.
– عدم خودباوری واحساس خوب داشتن.
– عدم استقامت وپایداری درمقابل انواع مشکلات ومسائل زندگی.
– عدم احساس کنترل سرنوشت وزندگی خود وپشتکار.
– عدم احساس توانمندی وارزشمندی در فرد واحساس ضعف ونا توانی.
– تداوم بدبینی وگله مندی های راجع به زندگی ومسائل ودشواری های آن .
– عدم آگاهی وایمان واعتقاد نسبت به توانایی ها وستعداد های خویش.
– عدم هماهنگی بین عقاید وکردار ورفتار.
– احساس حقارت وخود کم بینی درفرد.
– نداشتن نگرش مثبت واحترام آمیز نسبت به خود.
– گریز ازسئولیت نفس ونداشتن زندگی مسئولانه برای خود