ارشد حقوق: مفهوم شناخت درمانی، کاربرد و کارایی آن در پژوهش‌های روان درمانی

مفاهیم کلی نظریه های شناختی عبارتند از: ادراکات ذهنی شخص از رویدادها، تفسیرها و استنادهای مربوط به رفتارها، الگوهای فکری، بیانات شخصی و راهبردهای شناختی، حال با در نظر گرفتن چیزی که گفته شد در شناخت درمانی توجه زیادی به جزئیات و نقش تفکر در تغییرات رفتاری و عاطفی می شه چون اگه دستکاری های شناختی تکراری باشن، به ناراحتی یا مشکلات روانی منتهی می شن. برداشت کردن و نتیجه گیری جزء کارای مهم آدم هستن. آدما باید کارای خود رو زیر نظر بگیرن و واسه برنامه ­ریزی در زندگی اجتماعی، عاطفی و شغلی خود احتمال پیامدها رو سبک سنگین کنه. ولی وقتی دستکاری های شناختی زیاد هستن نمی تونن این کارا رو درست بکنن و دچار اضطراب، افسردگی و دیگر مشکلات می شن. شناخت درمانگرها دستکاری های شناختی رو می پیدا کنن و به بیماران خود کمک می کنن اشتباهات شون رو بفهمن و تفکر خود رو عوض کنن) شارف، ترجمه فیروزبخت ۱۳۸۷).

مشکلات

۲-۲-۳- راه و روش شناخت درمانی

شناخت درمانی عبارتست از حل منظم و ساخت مند مسأله. محدودیت وقتی داره و با احتمال خیلی کم بیشتر از ۳۰ جلسه طول می کشد. واسه هر جلسه دستور کار جفت و جور می شه. بک عقیده داره، درمان گر باید با گرمی و خلوص با مراجع همدلی کنه. هم اینکه درمان گر باید الگوی اموری باشه که می خواهد آموزش دهد (تاد و سی. بوهارت ۱۳۸۹، ۴۳۸). شناخت درمانی، روان­درمانی نظامداریه که براساس نظریه، آسیب شناسی روانی، مجموعه ای از اصول و فنون درمانی و یه عالمه از دانشه که از پایهً از بررسی های تجربی بوجود آمده (کیمیایی ۱۳۹۲). مضمون اصلی نظریه های شناختی رفتار درمانی و تغییر رفتار اینه که چگونگی تفکر افراد چیجوری احساس و رفتار اونا رو تعیین می کنه هدف شناخت درمانی تشخیص و اصلاح افکاریه که به احساس ها و رفتار های بد می انجامد (سیف ۱۳۷۸، ۷۴). شناخت درمانی به وسیله آرون بک به عنوان درمانی دارای ساختار، کوتاه مدت و متمرکز بر حل مشکلات جاری و تغییر تفکر و رفتار نا موثر در دانشگاه پنسیلوانیا در اوایل دهه (۱۹۶۰) شکل گرفت. به طور خلاصه مدل شناختی می گوید که تفکر دستکاری شده یا نا موثر (که روی خلق و رفتار مریض اثر می گذارد) وجه مشترک همه پریشونی های روان شناختیه. ارزشیابی واقع­بینانه و تغییر واقع­گرایانه تفکر منتهی به بهتر شدن خلق و رفتار می شه. بهبود پایدار با تغییر باورهای به درد نخور زیر بنایی مریض حاصل می شه. اصول خاصی هستن که زیربنای شناخت درمانی واسه همه بیماران حساب می شن.

این مطلب را هم بخوانید :
مدل سه بخشی تعهد سازمانی

الف. شناخت درمانی بر اساس مدل شناختی خاص بیماره. افکار الان مریض که موجب موندگاری مشکلات مریض شده و رفتارای مشکل ساز ایشون رو هم پیدا می کنن. بعد عوامل تسریع کننده ای که روی ادراکات مریض اثر می گذارد شناسایی می شه. و بعد رویدادهای رشدی و الگوی پایدار تفسیر اون رویدادها بررسی می شه.

ب. شناخت درمانی لازمه اتحاد درمانی قویه. رابطه درمانی بر اساس گرمی، همدلی، اعتماد و توجه خالصانه س.

پ. شناخت درمانی بر اساس همکاری دوجانبه و مشارکت فعاله. درمان یه کار تیمیه و مریض و دکتر با هم تصمیم می گیرند هر جلسه روی چه چیز کار کنن. در اول دکتر نقش فعال تری در تعیین سمت و طرف جلیات درمان داره و با گذشت جلسات مریض نقش فعال تری بازی می کنه.

ت. شناخت درمانی معطوف به هدف و متمرکز برحل مسأله س. دکتر در جلسه اول می خواهد که مریض مشکلاتش رو فهرست کرده و اهداف خود رو مشخص کنه تا با کمک دکتر به صورت واقعی ای رسیدن به این اهداف رو دنبال کنن.

 

ث. شناخت درمانی بر زمان حال تأکید می ورزد. درمان بیشتر بیماران لازمه تأکید جدی بر مشکلات الان و موقعیت های خاصیه که مریض رو تحت فشار قرار می دهد.

ج. شناخت درمانی آمورشیه. هدف اینه مریض بیاموزد خود دکتر خودش باشه و بر پیشگیری از برگشت تأکید می کنه.

این مطلب را هم بخوانید :
پیش شرطها یا عوامل تعیین کنده ابعاد تعهد سازمانی

چ. شناخت درمانی محدودیت وقتی داره. بیماران گرفتار به اضطراب ناچیز در چهار تا چارده جلسه شرکت می کنن. البته همه بیماران ظرف چند ماه بهبود نمی­پیدا کنن. بعضی بیماران به یه الی دو سال درمان نیاز دارن تا بتونن باورهای به درد نخور انعطاف­پذیر و الگوهای رفتاری که منتهی به ناراحتی طولانی می شن رو تغییر بدن.

اضطراب

ح. جلسات شناخت درمانی ساختار دارن. اول در شروع جلسه خلق مریض بررسی شده و با همکاری مریض دستور جلسه تعیین می شه. از مریض خواسته می شه درباره جلسه قبل نظر دهد، تکالیف درمانی مرور می شن، تکالیف جدید تعیین می شه، محتوای جلسه متوالیاً خلاصه می شه و در آخر جلسه از مریض خواسته می شه در باره جلسه نظر و بازخورد بده. این ساختار درزمان جلسات درمانی همیشه ثابته.

خ. شناخت درمانی به بیماران می آموزد که افکار و باورهای نا موثر خود رو شناسایی و آزمایش کرده و به اون­ها جواب دهد. دکتر به مریض کمک می کنه که افکار خود رو به رقابت کشیده و اعتبار و کارآیی اون ها رو آزمایش کنه.

رشناخت درمانی از فنون متنوعی واسه تغییر تفکر، خلق و رفتار استفاده می کنه. انتخاب یه فن بر مبنای نظم دکتر از مریض و هدف دکتر در اون جلسه به خصوص صورت می گیرد (جودیت اس بک، ۱۳۹۲، ۴۸-۴۴).