علمی

الگوهای انگیزشی

انگیزه ،حالات و شرایط دورنیه که رفتارشخص رو تحریک می کنه و در جهت معینی می بره و عبارت از حالات و شرایط داخلی فیزیولوژیک و روانی فرده که اون رو به هدفای خاص مجبور می کنن که ممکنه شکلای مختلفی پیداکرده و اسمای مختلفی بر اون گفته شه ؛مثل احتیاجات ،رغبتا،امیال،گرایشا،توجه ،فشار و به هم خوردن تعادل.

انگیزه از دید تاثیرش در رفتار همیشه متوجه هدفیه .مثلا شخص گرسنه به جستجوی غذا می پردازه و تا اون رو به دست نیاورد و نخورد و سیر نشه،تلاش و جستجوی خود رو ادامه میده.نیاز به غذا «گرسنگی» و نیاز به آب«تشنگی» رو به وجود می آورد و در هردو حالت ،فرد یه نوع نبود تعادل احساس می کنه که تا آب و غذا نخورد تعادل لازم برقرار نمی شه.حالتایی چون گرسنگی و تشنگی که هنگام نیاز با به هم خوردن تعادل ،فرد پیدا می کنه رو انگیزه می گن(قشلاقی،۱۳۷۱)

شناخت انگیزه آدم

قبل از پرداختن به انگیزه تحصیلی و افزایش اون لازمه به انگیزه آدم کلا توجه کنیم.نظریه پردازان و محققان در مورد انگیزه آدم به دو بحث نظر دارن:انگیزه داخلی و انگیزه خارجی .در انگیزه خارجی یه عامل خارجی فرد رو به انجام کاری خاص تحریک می کنه.مثلا ،کودکی اتاقش رو تمیز می کنه تا والدینش اور ا به سینما ببرن یا علم آموزی که تکالیفش رو خوب انجام میده تا اجازه داشته باشه در بازی فوتبال شرکت کنه.هر چند در این دو مورد با انجام خوب کارمواجه شده ایم ،اما هیچ کدوم از این دو کودک ،تکلیف خود رو به خاطر خودآن کار انجام نداده ان.بلکه تلاش اونا فقط واسه رسیدن به چیز دیگه ایه،اما وقتی که آدم،با انگیزه داخلی اری رو انجام میده ،فقط اون رو واسه خودآن می خواد و نتیجه ای جداگونه رو به انجام میرسونه ،و حتی اگه از کار خود هیچ نتیجه مطلوبی هم نمی گیره ،بازم از این کار که اون رو انجام داده ،احساس پشیمونی نمی کنه،در مورد اینجور کسی هیچوقت به تشویق نیاز نیس .این جور افراد اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین پرداختن به فعالیت خود ،از دیگر امور غافل می شن و فقط به کار خود توجه دارن.نظریه پردازان اینجور حالتی رو در «جریان بودن»نامیده ان.یعنی فرد جوری با دقت معطوف به غعالیت خویشه ،که عاملای محیطی بر ایشون هیچ تاثیری نداره.

هر چند در بیشتر کلاسای درس می تونیم هم انگیزه خارجی و هم داخلی رو مشاهده کنیم ،اما وجه غالب با انگیزه بیرونیه .نمره های خوب ،برچسب رنگارنگ ،ستایش از کارکرد مناسب و چیزای دیگه ای به جز اینا .هم اینکه تنبیه کردن هم به عنوان روشی واسه افزایش انگیزه(خارجی)همیشه در نظر گرفته می شه(مانند محروم کردن دانش آموزان از بازی،نگه داشتن دانش آموزان در مدرسه،اخراج دانش آموز و چیزای دیگه ای به جز اینا).(اسپالدینگ ،ترجمع بیابانگرد و نائینیان،۱۳۷۷).

دانش آموز

البته نشونه های انگیزه داخلی هم گاه به گاه در مدارس پیدا میشه.مثلا بعضی از دانش آموزان به مطالعه کردن علاقه مند می شن،چراکه اون رو در چیزای واسه تحقیقات خود درموضوعی خاص پیدا میکنن و یا از حل مسائل ریاضی حال می کنن،چراکه جواب پرسشای ذهنی و خیلی زیاد خود رو در اونا پیدا میکنن.انگیزه داخلی یه حالت روان شناختیه و وقتی بدست میاد ،که آدم خود رو دارای کفایت لازم و اختیار درک کنه.هر چند تحقیقاتی که در این مورد صورت گرفته ،به هر کدوم از این دو عامل به طور جداگونه پرداخته ولی این دو عامل با وحدت پیدا کردن با همه که معنا پیدا میکنن .در مورد کنترل گفته شده که به دو بخش تقسیم می شه:

۱-فرصت کنترل

۲-توانایی کنترل

فرض کنین شما فردی هستین که به مسافرت علاقه دارین و دوست دارین که با اتومبیل شخصی خود سفرکنید .در تعطیلات تابستونی به چندشهر سفر می کنین و از نقاط جور واجور دیدن می کنین بازم فرض کنین امسال شخص نیکوکاری کلیه هزینه های سفرشما رو واسه دوماه تامین کنه.اون حتی واسه شما تعیین می کنه که از کدوم جاده ها بگذرید و محل اقامت شما رو در همه نقاط از قبل پیش بینی و رزرو می کنه.شما فقط کافیه موافقت کنین که اینجور پیشنهادی رو قبول می کنین؟ این سفر هم مانند سفرهای قیلی براتون لذت بخشه ؟جواب هردو سوال شاید منفیه.چون این فرد اختیارشما رو از شما گرفته ؛گویی شما ماشینی هستین که هرچه ایشون دستورمی دهد باید اجراکنید،در اینجور سفری هیچوقت احساس نمی کنین که خودمختارید.در کلاسای درس به طورمعمول همچین چیزی همه روزه به اجرا در میاد .ما به اانش آموزان می گیم که در هرلحظه باید کجا باشن،چه بکنن ،چه مدت به کاری مشغول باشن و با کی فعالیت کنن،اگه خیلی از دانش آموزان به یه اینجور برنامه آموزشی جواب منفی میدن،عجیب نیس.البته شما به عنوان یه فرد بزرگسال می تونین پیشنهاد اونقدر سفری رو رد کنین ؛اما کودکان که مجاز نیستن برخلاف رأی اولیای آموزشی عمل کنن.این گونه س که این دانش آموزان به سفر تحمیلی می رن و به مدرسه میان در حالی که همه می گن که برآموزش خود کنترل مشخصی ندارن و واسه همینه که هیچوقت نمی تونن دارای انگیزه داخلی واسه آموزش باشن.علاوه بر اینکه کنترل به عنوان فرصتی واسه انتخاب و تصمیم گیریه .به عنوان فرصتی واسه انتخاب و اراده کردن هم تلقی می شه.یعنی آدمایی که در موقعیتی خاص خود رو با کفایت پیدا میکنن،قادر به کنترل برآن موقعیت هم هستن.حتی وقتی که در موردی خاص فرصت طوری که فردخواهانه ،جفت و جوره ؛باز آدمایی که خود رو با کفایت نمی دونن ،قادر به به کار گیری فرصت مناسب نیستن.مثلا اگه به شما بگن که اجازه دارین با یه هواپیماپروازکنید و هر طور دوست دارین اون رو هدایت کنین ؛وقتی شما از فنون خلبانی آگاهی ندارین ،دادن اینجور فرصتی واسه شما بهودهه.اما اگه پیشنهاد به این صورت باشه که در شروع به شما آموزش خلبانی داده شه ،بازم تنها وقتی از این فرصت استقبال می کنین که قاد به یادگیری علم هوانوردی باشین .معلمان واسه افزایش انگیزه داخلی دانش آموزان باید اول محیطای آموزشی رو واسه فرصت کنترل دانش آموزان بر امورمختلف آماده کنن و دوم از توانایی دانش آموزان در اجرای فعالیتا اطمینان پیدا کنن.در واقع اطمینان پیدا کردن از توانایی دانش آموزان از فرصت کنترل داشتن ایشون مهم تره،چون اگه دانش آموزان خود رو واسه فعالیتا با کفایت ندونن از هیچ فرصتی نمی تونن بهره بگیرن و ممکنه به عواقب بدی هم منجر شه،اما وقتی که دانش آموزان در موردی خاص خود رو با کفایت تشخیص میدن ،حتی اگه فرصت کنترل شخصی به اونا داده نشه ،بازم تمایل دارن درآن کار اوقات خود رو صرف کنن.

اراده کردن

۲-۵-۴-الگوهای انگیزشی

بر اساس گفته دسی و همکارانش،(۱۹۸۵)وقتی که افراد خود رو با کفایت و خودمختار درک می کنن دوست دارن دارای انگیزه داخلی باشن ،رفتار این ادما از درون هدایت می شه .این آدما به بقیه و یا به وقایع خارجی خیلی راحت اجازه نمی دن تا برآنها تاثیربگذارند.مثلا ،اگه فردی انگیزه داخلی واسه خوندن داستان داره،اون رو حتما به آسونی می خونه ،چون در این روند رضایت و خوشحالی داخلی احساس می کنه ،و به خاطر این به داستان علاقه نداره که فرضاً هر وقت داستان می خواند مادرش اون رو تشویق می کنه.هم اینکه دلیل این نیس که از چیزی هول و هراس داره(فرضا نمره بد).اون این داستان رو می خواند چون آزمایش کردن و عبرت گرفتن از زندگی بقیه براش رضایت بخشه.

آدمایی که انگیزه داخلی دارن واسه خود اهدافی در نظرمی گیرند و روی اون کار می کنن و هم تکالیفی رو بردوش می گیرن که هم باحال و هم خوب باشه.اونا تکالیف خود رو کارایی که در نظر فرد اجباری تلقی می شه ،باعث می شه تا اختیار درک شده و سطح علاقه یا انگیزه داخلی ایشون کم بشه .مثلا ،معلمانی که از پاداشای خارجی واسه بهبود انگیزه داخلی استفاده می کنن موجب کاهش انگیزه می شن .رفتارای این ادما از بیرون هدایت می شه ،یعنی وقایع خارجی و دیگه افراد در رفتار و تصمیم گیریاشون نقش بسیارمهمی اجرا می کنن .آدمایی که خود رو بی لیاقت می شمارند،بیشتر به افراد با کفایت از خود توجه می کنن.اونا به دنبال فرصت هستن تا با افراد با کفایت تر از خود رابطه برقرار کنن و از امتیازات اونا بهره گیرند و یاممکنه روشی باشن تا از افراد باکفایت تر از خود دوری کنن .اینطوری ،آدمایی که خود رو به صورت «آلت دست»درک می کنن مایل ان تا توجه زیادی به کنترل کنندگان و راهبردهایی کنن که اون فرد آلت دست ممکنه در مقابل کنه و یا تسلیم شه.یافته ها در هردو مورد از بعضی جهات متشابهه.این افراد در مقایسه باآنهایی که توجه بیشتری به احساس خودشون از خوشحالی و رضایت شخصی دارن به دیگر افراد و وقایع خارجی اهمیت بیشتری میدن.

پس دانش آموزان دارای انگیزه خارجی اگر در کاری خوب عمل کنن به جای دقیق شدن و فوکوس کردن روی تکلیف و رضایت از موفقیت در اون،نظرشون بیشتر به خواستای معلم و این که چه استفاده ای می تونن از اون بکنن و یا چه پاداشی به دشت می کنن،معطوف می شه،اما اگه این افراد کاری رو خوب عمل نکنن،به این فکر می کنن که چیجوری تنبیه می شن و چیجوری می تونن توجه بقیه رو از این دور کنن.پس بیشترین توجه و نیروی اونا بر فضای اجتماعی کلاس و مخصوصا موفقیت اونا در اون اجتماع متمرکز میشه.

اما شکلی از انگیزه خارجی هست که به نظر می رسه داخلی باشه تا خارجی .دسی و رایان(۱۹۸۵)اون رو «خودگردانی داخلی شده»نامیده ان.ریشه های این گرایش انگیزشی در تجارب اولیه کودک و نمادهای قدرت و با ارزشی هم چون معلمان و والدین هستش.بیشتروالدین و معلمان از تائید واسه تشویق به کارای مناسب و از نبود تائید واسه جلوگیری از رفتارای ناجور استفاده می کنن.کودکان و علم آموزانی که  میخوان به والدین و معلمان خود خیلی لطف کنن،بیشتر در مورد تائیدشدن به خاطر انجام کارای خوب، احساسات غرور و شرم رو داخلی می کنه،یعنی ممکنه پس از اون این احساسات در وقتی هم که معلمان و والدین به کار وتلاش کودک توجهی ندارندایجاد شه.در واقع اینجور کودکی وقتی که کار خوبی انجام میده ،احساس غرور می کنه حتی اگه بقیه اون رو تائید نکنن.همین طور ،وقتی ایشون کاری رو به بهترین شکل و با جدیت انجام نده،احساس شرم می کنه.لازم هم نیس کسی چیزی در مورد شکست اون بدونه تا احساس شرم اون ظاهر شه.

علم آموزانی که بیشتر تقویت کننده های اجتماعی(تائید و نبود تائید)رو داخلی کردن ،بیشتر چندین ساعت روی تکالیف خود کار می کنن، چون میخوان از احساس شرم دوری کنن .انگار این افراد دارای انگیزه داخلی باشن ،چون واسه انجام تکلیف خود به پاداشا ئ تنبیه ها نیاز ندارن،اما چون اونا لذت واقعی رو از انجام تکالیف تجربه نمی کنن ،هنوز ازنظر انگیزشی ،خارجی هستن و اون ممکنه واسه اونا خسته کننده باشه.اونا در واقع روی تکلیف سختی کارمی کنن که به اون خیلی علاقه ای ندارن ،چون میخوان به خاطر آزمایش بقیه حس خوبی به دست بیارن.

آخرسر مثل افراد دارای انگیزه خارجی،یا بدون انگیزه هم خود رو به صورت یاکفایت و خودمختار احساس نمی کنن، اما این افراد برخلاف آدمایی که انگیزه خارجی دارن راه بسیار طولانی و سخت می بینن ،طوری که در آخر دست از کار میکشن.در واقع این افراد نه از فرد شایسته ای کمک می گیرن و نه در برابر راهبردهای کنترل کننده از طرف یه نماد قدرت مقاومت می کنن ،در حالی که دانش آموزان دارای انگیزه خارجی تلاش می کنن تا بر محیط خود تاثیر بذارن و درک خود رو از کفایت و کنترل زیاد کنن.دانش آموزان بدون انگیزه باور ندارن که راهی هست که اونا بتونن بر چیزی که واسه اونا اتفاق میفته تاثیر داشته باشن.درک خودمون این ادما از کفایت و کنترل اون قدر پایینه که موقعیت خود رو به صورت درموندگی می بینه.

دانش آموزان بدون انگیزه ،بین رفتار تحصیلی خود و اتفاقات مدرسه هیچ رابطه ای تشخیص نمی دن.اگه معلم از اونا پرسشی کنه و اونا جواب درست بدن شاید این موفقیت رو به شانس و یا به آسونی سوال نسبت بدن، اما وقتی در آزمونی نمره پائین می گیرن ،بین این واقعیت که اونا مطالعه نکرده ان و پس نتونسته ان نمره خوب بگیرن، هیچ رابطه ای نمی بینن.به نظر این افرادنتایج آزمون از پیش مشخص شده بوده ،پس هیچ مطالعه و تلاشی نمی تونه اون رو عوض کنه.اونا باور دارن که موفقیت تحصیلی اونا به عنوان خارجی و غیرقابل کنترل ، مثل آسونی امتحان و شانس و بخت و اقبال بستگی داره و قابل استناده .شکست تحصیلی این افراد هم به عوامل خارجی و غیرقابل کنترل بستگی داره ،مثل اینکه :«من اونقدر کودن هستم که هیچوقت امکان نخواد داشت موفق شوم».اهداف این افراد اونقدر غیرقابل دسترسی جلوه می کنه که اونا هرگونه تلاشی واسه رسیدن به اون رو متوقف کردن.به نظر می رسه هر تلاشی واسه این افراد ،بی فایده س.در واقع افراد همیشه دارای انگیزه داخلی و یا خارجی نیستن.مثلا ، خیلی از پسران که در سالهای اولیه نوجوونی واسه یادگیری روندن اسکی انگیزه داخلی دارن ،واسه درس خوندن انگیزه داخلی ندارن ،بعضی از دانش آموزان در محیط مدرسه بدون انگیزه هستن ،اما تو یه محیط کاری و با دریافت پول به طور کامل از خود انگیزه نشون میدن.معلمان خوب باید مراقب باشن تا در مورد گزایشای انگیزشی دانش آموزان تعمیمای نادرست ندن.باتلقی گرایشای انگیزشی به صورت ساختارهای روانشناختی انعطاف پذیر و روون ،که تحت تاثیر عوامل محیطی هستن .کلاس درس رو واسه معلمان باقی می ذاریم تا در رابطه با انگیزه تحصیلی دانش آموزان کارآیی و تاثیر داشته باشن.

دانش آموزان دارای انگیزه پیشرفت بالا ،بیشتر تکالیفی رو انتخاب می کنن که از نظر درجه سختی در حد متوسط باشن واز تکالیفی خیلی آسون یا خیلی سخت دوری می کنن.تکالیف آسون واسه اونا مقابله ای تلقی نشده و با انجام دادن اون احساس فضل و غرور نمی کنن.تکالیف سخت هم هرچند رقابت فراوون ایجاد می کنن،اما واسه افراد انگیزه پیشرفت بالا ،انگیزه آفرین نیستن،چون احتمال موفقیت در اونا بسیار کمه.دانش آموزان دارای انگیزه و نیلز به پیشرفت پایین هم به طرف تکالیف نیمه سخت روی میارن.کسائی که احتمال موفقیت در اونا زیاد و احتمال شکست بسیارکمه روی میارن و یا به تکالیف خیلی سخت روی می کنن که بشه از سختی اونا به عنوان بهونه ای واسه نبود موفقیت استفاده کرد(بیابانگرد،۱۳۷۷).

سیف(۱۳۶۸)عقیده داره اگه دانش آموزان نسبت به درس بی علاقه باشن (دارای انگیزه سطح پایینی باشن)، به توضیحات معلم توجه نمی کنن.تکالیف خود رو با جدیت انجام نمی ده و در آخر پیشرفت چندانی دشت می کنن.

درباره تاثیر انگیزه بر پیشرفت تحصیلی و یادگیری ،پژوهشای زیادی انجام گرفته.آگورو گلووالبرگ(۱۹۹۷)ضریب اتحاد بین اندازه های انگیزه . پیشرفت تحصیلی حاصل از پژوهشای انجام شده در مورد۶۳۷۰۰۰دانش آموز کلاس اول تا کلاس دوازده رو بررسی کرده و نشون دادن که میانگین ضرایب اتحاد موجود برابر با۳۴/۰+است.بلوم(ترجمه سیف۱۳۶۳)رابطه بین انگیزه و پیشرفت تحصیلی رو ۵۰/۰+گزارش کرده.وجود این رابطه بین متغیرهای انگیزه و پیشرفت تحصیلی نشون دهنده اون هستش که انگیزه بر یادگیری تاثیر مثبت و مستقیم داره ،یعنی انگیزه زیاد منتهی به یادگیری بیشتر و انگیزه کم به یادگیری کم منجر می شه.(بیابانگرد،اسماعیل؛۱۳۷۸).

باقری یزدی و همکاران(۱۳۷۴)با اجرای پژوهشی با عنوان بررسی وضعیت سلامت روانی دانشجویان ورودی سال تحصیلی(۷۴-۷۳)دانشگاه تهران که تعداد آزمودنیای اون ۲۳۲۱نفر بوده، به این نتیجه رسیدن که ۳۰درصد از افراد مورد مطالعه احساس غمگینی و افسردگی و۸/۲۸درصد تحت استرس بودن۳/۴درصد سابقه مریضی عصبی و ۵/۱۶درصد مشکوک به مشکل روانی بودن.

سلامت روانی

 

رفعتی و ضیغمی(۱۳۸۳)طی پژوهشی با عنوان«رابطه پیشرفت تحصیلی با برون گرایی-درون گرایی و روان- نژندی دانشجویان پرستاری شیراز»که روی ۳۰۴دانشجوی پرستاری دانشکده پرستاری فاطمه الزهرا(س)شیراز انجام شد.نتیجه گرفته که میانگین نمره در اندازه برون گرایی۱/۱۲درصد و در اندازه روان نزندی ۱/۱۲درصد بود.۵/۲۵درصد از دانشجویان در کار تحصیل ناموفق و ۲۵درصد موفق و مابقی در حد متوسط بودن.رابطه برعکس خطی بین معدل نیمسال تحصیلی با نمره برون گرایی و روان نژندی وجود داشت که فقط در مورد روان نژندی رابطه معنی داری(۰۰۰/۰=p)وجود داشت.بنابر این با در نظر گرفتن یافته ها،پیشرفت تحصیلی افراد ناراحت از وضعیت روانی اوناس.بررسی بیشتر مسائل روانی و شخصیتی دانشجویان و فعال کردن مراکز مشاوره روانی واسه اونا لازمه.

دانشجو

فروزنده و همکاران(۱۳۸۱)طی پژوهشی نتیجه گرفتن که ۸/۴۳درصد از دانشجویان دوره شبونه شهرکرد بدون سلامت روانی بوده.هم اینکه براساس یافته های پزوهش فوق بین وضعیت سلامت روانی دانشجویان و وجود حوادث استرس زای یکساله گذشته رابطه معنی داری(۰۱/۰<(pوجود داشته.

حنیفی و همکاران(۱۳۸۱)طی پژوهشی با عنوان غربالگری آسیب شناسی روانی در دانش آموزان مقطع متوسط ساری براساس آزمون scl-90-R در سال تحصیلی ۸۲-۸۱به این نتیجه رسیدن که ۵/۱۰درصد از دانش آموزان مشکوک به مشکلات روانی هستن و براساس یافته های این تحقیق بین سلامت روانی و جنسیت ،سنی و تحصیلات مادر رابطه معنی داری وجود داشته.