بررسی وضعیت سواد رسانه ای کارکنان ادارات روابط عمومی سطح شهر کرمانشاه- قسمت ۱۷

رسانه ها می توانند شهروندان به ویژه کودکان و نوجوانان را در برخورداری از تفکری انتقادی و یافتن راه حل های خلاقانه تقویت کنند به گونه ای که این شهروندان به نوبه خود به تولید اطلاعات بپردازند. روز به روز بر این باور افزوده می شود که کودکان می توانند از همه نوع برنامه ها چیز هایی بیاموزند، از جمله برنامه هایی که به طور اساسی برای دادن اطلاعات یا آموزش ساخته نشده اند.
والدین می توانند با همراهی کودکان ونوجوانان در تماشای برنامه ها و بحث و تبادل نظر با آنها در خصوص این برنامه ها به محافظت از کودکانشان، در برابر اطلاعات و مطالب زیان آور برای سلامت(اخلاق) او بپردازندو به عنوان مخاطبین اختیار و کنترل خود را به دست رسانه ها نسپارند.
مدارس نیز می توانند به نوبه خود نقشی را ایفا کنند. برنامه هایی که هدف آموزشی دارند ، اگر با دقت در قالب چارچوب ساختاری درسی ساخته شوند که شامل داده هایی از موضوعات بر گرفته از دیگر منابع باشند، می توانند تأثیر آموزشی داشته باشند. اگر چه، برای اینکه رسانه ها به ویژه تلویزیون در بستر آموزش رسمی، مفید واقع شوند، لازم است که از آن به روشی نظام مند و کنترل شده استفاده شود، و نه روشی نا منظم و متکی به بخت و اقبال. در آن واحد، زمانی که به تأثیرات خوب رسانه ها به ویژه تلویزیون توجه می کنیم، برای یافتن تأثیرات به اصطلاح بد اجتماعی ، به دقت و ارزیابی محتاطانه ای نیازمندیم.
با دقت در مسائل عنوان شده می توان به این موضوع اندیشید که رسانه ها به ویژه تلویزیون می توانند تبدیل به دانشگاهی عمومی شوند(لنینگ، ۲۰۰۶ : ۱۹).
رسانه های جدید استعداد عجیبی در الگو سازی، شخصیت، الگو و ستاره سازی دارند و ستاره های ورزش و سینما را همانند «انسانهای کامل» به جوانان معرفی میکنند. سؤال اساسی برای جامعه ما با ویژگیهای انقلابی، اسلامی و آرمانی این است که رسانه ها با این گستردگی نفوذ تا چه میزان می توانند به «دانشگاه» تبدیل شوند. این رسانه ها چگونه می توانند ایمان و اعتقاد دینی را در جامعه تقویت کنند؛در عین حال در شرایط جهانی شده ارتباطات، با وجود رسانه های رقیب خارجی، مخاطب خود را حفظ و مصون کنند(حسن زاده و محمدی استانی، ۱۳۷۹: ۵۷).
۳-۲-۲۳- سواد رسانهای از نظر هابز
از نظر رنی هابز[۵۸]، (اندیشمند و نظریه پرداز درحوزه سواد رسانه ای) سواد رسانه ای؛ توان ارزیابی پیام رسانه ای است که در دو سطح عمل می کند از یک سو، در سطح نخستین و مقدماتی، محاظب به موضوعات و پرسش هایی مانند چه کسی پیام های رسانه ای را می آفریند؟ توجه دارد و از سوی دیگر، در سطحی عمیق تر، مخاطب ارزش ها و سبک های پنهان و مستتر در پیام را مدنظر قرار می دهد.(سپاسگر، ۱۳۸۴: ۱۲۲)
به نظر می رسد پرسش های سطح نخستین و مقدماتی، بخشی از پر سشهای هارولد لاسول[۵۹] در تعریف ارتباطات باشد. از نظر لاسول، در هر ارتباط پنج پرسش ” که می گوید؟ چه می گوید؟ با چه وسیله ای می گوید؟ برای که یا چه می گوید؟ با چه تأثیری می گوید؟” مطرح می شود. این امکان وجود دارد که بین نظر لاسول در حوزه ارتباطات و هابز در زمینه سواد رسانه ای تلفیق صورت گیرد و بر این اساس، مدل جدیدی آفریده شود، به این ترتیب که سواد رسانه ای به مثابه مفهوم اصلی، از دو لایه تشکیل شده است. یکی لایه “مرکزی، درونی یا میانی” و دیگری “لایه پیرامونی، بیرونی”. در لایه بیرونی، مؤلفه های اصلی ارتباطات رسانه ای مورد نظر لاسول، شامل” چه کسی می گوید؟ چگونه می گوید؟ با چه تأثیری می گوید؟” مطرح می شود و در لایه درونی، ارزشها و سبک های زند گی ارائه شده در پیام مورد بررسی قرار می گیرد. (سپاسگر، ۱۳۸۴: ۱۲۳)
ویژگی اصلی لایه درونی( برخلاف لایه بیرونی) این است که ویژگی های پنهان تر پیام را در بر می گیرد و به همین دلیل، فهم سواد رسانه ای مبتنی بر آن، پیچیده تر از لایه بیرونی است؛ مخاطبی که از چنین سطحی از سواد رسانه ای برخوردار باشد و بتواند ارزشها و سبک های زندگی پیام های آشکار و پنهان را تشخیص دهد، از دانش بیشتر و عمیق تری برخوردار خواهد بود(هابز،۲۰۰۵: ۴).
شکل شماره (۲-۱): مدل سواد رسانهای از نظر هابز (ببران و خداویردی زاده، ۱۳۹۰: ۵).
۴-۲- ۱- تلفیق نظر لاسول و هابز در زمینۀ سواد رسانهای
به نظر می رسد پرسش های سطح نخستین و مقدماتی هابز، بخشی از پرسش های هارولد لاسول[۶۰] در تعریف ارتباطات باشد. از نظر لاسول، در هر ارتباط ۶ پرسش «که می گوید؟ چه می گوید؟ کجا می گوید؟ چگونه می گوید؟ برای چه می گوید؟ با چه تأثیری می گوید؟» مطرح می شود. این امکان وجود دارد که بین نظر لاسول در حوزه ارتباطات و هابز در زمینه سواد رسانه ای تلفیق صورت گیرد و بر این اساس، مدل جدیدی آفریده شود، به این ترتیب که سواد رسانه ای به مثابه مفهوم اصلی، از ۲ لایه تشکیل شده است. یکی لایۀ «مرکزی، درونی» و دیگری «لایه پیرامونی، بیرونی». در لایۀ بیرونی، مؤلفه های اصلی ارتباطات رسانه ای مورد نظر لاسول، شامل: «چه کسی می گوید؟ چگونه می گوید؟ با چه تأثیری می گوید؟» مطرح می شود و در لایۀ درونی، ارزش ها و سبک های پنهان و مشتتر ارائه شده در پیام مورد بررسی قرار می گیرد.
ویژگی اصلی لایۀ درونی (بر خلاف لایه بیرونی) این است که ویژگی های پنهان تر پیام را در بر می گیرد و به همین دلیل، فهم سواد رسانه ای مبتنی بر آن، پیچیده تر از لایه بیرونی است؛ مخاطبی که از چنین سطحی از پیام رسانه ای برخوردار باشد و بتواند ارزش ها و سبک های پنهان را تشخیص دهد، از دانش بیشتر و عمیق تری برخوردار خواهد بود(هابز،۲۰۰۵: ۴).
شکل شماره (۲-۲): تلفیق نظر لاسول و هابز در زمینه سواد رسانهای (ببران و خداویردی زاده، ۱۳۹۰: ۶).
ویژگیهای لایه بیرونی
۱- چه کسی پیام را می سازد؟
مخاطب باسواد رسانه ای،این توانایی را دارد که پدیدآورندگان پیام (کارگردان، بازیگران، تهیه کنندگان، سیاستگذاران و..) را تشخیص دهد.
۲- چگونه پیام ساخته و ارائه می شود؟
مخاطب باسواد رسانه ای، این توانایی را دارد که ابعاد فنی تولید و ارائه پیام (دکوپاژ، مونتاژ، نورپردازی،زاویه دوربین، نحو تدوین تصاویر و..) را تشخیص دهد.
۳- پیام برای چه کسی ساخته و ارائه شده است؟
مخاطب باسواد رسانه ای، این توانایی را دارد تا تشخیص دهد که پیام برای چه گروهی از مخاطبان تهیه وپخش شده است.
۴- برای چه هدفی پیام ارائه می شود؟
مخاطب باسواد رسانه ای این توانیی را دارد تا هدف پیام آفرینان (اعم از اهداف سیاسی ـ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) را تشخیص دهد.
۵- تأثیر گذاری پیام تا چه حد است و چه جهت گیری دارد؟
مخاطب با سواد رسانه ای این توانایی را دارد تا میزان تأثیرگذاری پیام را تعیین کند، همچنین پیامدهای آسیب زا یا اثرات مثبت( حفاظت کننده) پیام را تشخیص دهد.
پاسخ به این پرسش که پیام رسانه ای برای چه کسی، چگونه و توسط چه کسی شناخته شده است و پدیدآورندگان آن با چه هدفی و با انتظار چه نوع تأثیرگذاری بر مخاطب آن طراحی کرده اند “وضعیت زمینه ای پیام” را برای مخاطب روشن می کند. همچنان که پاسخ به مهم ترین پرسش در حوزه ارتباطات رسانه های یعنی اینکه پیام چیست؟ وضعیت ساختار متن پیام را به مخاطب نشان می دهد. این ساختارها شامل “انواع ژانرها” و قالب های پیام رسانه ای است ( سپاسگر، ۱۳۸۴: ۱۲۴)
یکی دیگر از جنبه های نکته هابز بر آن تکیه دارد مهارت تماشای انتقادی رسانه هاست؛ وقتی مخاطب به این مهارت مسلط باشد فرای پیام توسط وی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و از خود درباره چارچوب پیام و جنبه هایی از پیام که جا افتاده است می پرسد؛ این بخش از سواد رسانه ای به اندازه ای اهمیت دارد که هابز از آن با عنوان “فهم سطح بالاتر” باد می کند. از نظر هابز، این جنبه از سواد رسانه ای، توان پیش بینی کننده قوی ای برای شناسایی نیازها و انتظارات مخاطبان فراهم می آورد (هابز، ۲۰۰۳: ۳۴۳).
ویژگی لایه درونی
هر پیام ارزش ها و سبک های زندگی متناسب با خود را به نمایش می گذارد؛ منظور از سبک زندگی اعمال و کارهایی است که به شیوه ای خاص طبقه بندی شده اند و حاصل ادراکاتی خاص هستند.سبک زندگی شامل آن دسته از اولویت های افراد است که به صورت عملی قابل مشاهده اند
در گستره سبک زندگی، پیام شکل می گیرد ومخاطب دارای سواد رسانه ای می تواند سبک زندگی القا شده در پیام را شناسایی کند. به عبارت دیگر، مخاطب دارای سواد رسانه ای قادر است که زندگی ای را که رسانه ها بر افکار و اعمال و زندگی او اعمال می کنند، تشخیص دهد(پاتر، ۱۳۸۵: ۳۶).
۴-۲- ۲- الگوی سواد رسانهای جیمز پاتر
از نظر جیمز پاتر، مجموعه چشم اندازهایی که ما به طور فعالانه برای قرار گرفتن در مقابل رسانه ها از آن بهره برداری می کنیم تا معنای پیام هایی را که با آنها مواجه می شویم تفسیر کنیم؛ سواد رسانه ای نامیده می شود(پاتر، ۲۰۰۵: ۲۲-۲۳). از نظر پاتر، سواد رسانه ای الگویی چند عاملی است و «ساختارهای دانش[۶۱]»، «منبع شخصی[۶۲]»، «وظایف پردازش اطلاعات[۶۳]» و «مهارت ها و توانایی ها[۶۴]» عامل های مدل سواد رسانه ای وی هستند. بر اساس دیدگاه پاتر، ارتباط این عوامل، فضایی و حلزونی (نه سطحی) است؛ در هر برش عرضی، یکی از عوامل سواد رسانه ای قرار دارند و از این رو هر یک از عوامل، عامل دیگری را پشتیبانی می کنند. همچنین جیمز پاتر معتقد است که سواد رسانهای دارای چهار بعد به شرح زیر میباشد:
بعد شناختیاین بعد از سواد رسانه ای به دانش و اطلاعات قبلی مخاطبان نسبت به محتوای پیامی است که از یک رسانۀ خاص انتقال داده می شود. این حوزه به اطلاعات واقع بنیاد دلالت دارد(تاریخ ها، اسامی، تعاریف و امثال آن). این اطلاعات در مغز مستقر هستند(همان،۱۹).
بعد احساسیاین بعد از سواد رسانه ای به میزان پیامدهای احساسی مثبت یا منفی گفته می شود که مخاطبان نسبت به محتوای پیام رسانه ای خاص قائل می باشند. به بیان ساده تر، حوزۀ احساسی سواد رسانه ای حاوی اطلاعاتی دربارۀ احساسات است. احساساتی همچون: عشق، نفرت، خشم، شادی و ناامیدی، سردرگمی، تردید، دودلی و … فرستندگان پیام بالاخص از نوع دیداری از نمادهایی خاص برای برانگیختن این بعد از سواد رسانه ای استفاده می کنند(همان، ۲۰).
بعد زیبایی شناختیاین بعد از سواد رسانه ای حاوی اطلاعاتی دربارۀ روش و چگونگی تولید پیام است. این اطلاعات بنیانی، زمینۀ لازم را برای مخاطبان به منظور قضاوت در مورد نویسندگان، بازیگران، طراحان، نوازندگان، نورپردازان و … بسته به این که پیام از چه رسانه ای انتقال داده می شود فراهم می کند و به طور کلی این بعد از سواد رسانه ای در داشتن دید نقادانه بسیار حائز اهمیت است.
بعد اخلاقیاین بعد از سواد رسانه ای با ارزش های مخاطب سروکار دارد و به تقویت آن می پردازد. ما دربارۀ خوبی یا بدی شخصیت های یک داستان قضاوت می کنیم. هر چه اطلاعات اخلاقی ما دقیق تر باشد، ارزش های نهفته در پیام های رسانه ای را با عمق بیشتری درک می کنیم و قضاوت هایمان دربارۀ آن ارزش ها دقیق تر و منطقی تر خواهد شد(همان،۲۱).
شکل شماره (۲-۳): سواد رسانهای از نظر پاتر (ببران و خداویردی زاده، ۱۳۹۰: ۷).
۴-۲- ۳- ساختارهای دانش رسانه ای از نظر پاتر
ساختارهای دانش منظومۀ به هم پیچیده ای از دانسته های مخاطبان است که ویژگی خاصی دارد. نخست آن که این منظومه، توده ای بی شکل و درهم و برهم از اطلاعات نیست ومخاطبان در شکل دهی به آن، وضعیت فعال دارند. دوم آن که دانسته ها در این بافت به هم پیچیده، ارزش برابر و یکسان ندارند.
برخی اطلاعات مهمتر هستند و برخی ارزش کمتری در وضعیت ساختارهای دانشی دارند. برای مثال دانستن عنوان های برنامه های تلویزیون و هنرپیشه ها و بطور کلیف اطلاعاتی که در پاسخ به عنصر “چه” ارائه می شوند، اطلاعات کم اهمیتی “در ساختارهای دانش” هستند. اطلاعات ارزشمند، دانسته هایی هستند که در پاسخ به پرسش های “چرا” و”چگونه” مطرح می شوند (پاتر، ۱۳۹۱: ۲۶۹).
منظومه دانش این پنج حوزه پشتیبانی کننده منبع شخصی در برابر رسانه است. جالب توجه آن است که در سه جزءمحتوای رسانه ای، تأثیر رسانه ای و صنایع رسانه ای، بطور مستقیم “رسانه” مورد توجه قرار می گیرد. به این ترتیب که در مؤلفه صنایع رسانه ای، به ظرف رساننده پیام و ویژگی های فناورانه آن، در جزء محتوای رسانه ای، به درونمایه رسانه و در خبر و در تأثیر رسانه ای به پیامدهای رسانه ای (شامل: جنبه های آسیب رسانه ای و سلامت رسانه ای) توجه می شود. در حالی که دو بعد دیگر، به بنیادهای منظومه دانش فرد مربوط می شود، چنان که در یک سو، جهان واقعی قرار دارد؛ جهانی که پیام نسبی با آن دارد هر چند از منظر نظریه سازه گرایی، نسبت این ارتباط آیینه وار نیست به این معنا که رسانه، تصویر آئینه واری از واقعیت ایجاد نمی کند و پیام رسانه ای، ما به ازای یک به یک، با جهان واقعی ندارد. در طرف دیگر، مخاطب قرار گرفته است. مخاطبی که تنها بخشی از جهان واقعی به فهم او در می آید و هر کدام از مخاطبان، واقعیتی از جهان واقعی را تجربه می کنند. به همین دلیل، هر چند جهان واقعی، جهانی یکپارچه است، واقعیت پیوند خورده با جهان واقعی، چندگانه است. بر این مبنا، “خود گزارش دهی” انسانها از جهان واقعی برابر نیست ونکته جالب تر آنست که رسانه ها، واقعیت جهان واقعی را برای انسان پیچیده تر می کنند؛ به این ترتیب که در نقش میانجیگری، در نسبت بین واقعیت و جهان واقعی ابهام بیشتری ایجاد می کنند (همان،۲۷۰).

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.