خرید پایان نامه : خدمات بهداشتی
بهمن 17, 1397 Comments..0
دانلود پایان نامه

کیفیت زندگی‌ را میزان رفاه افراد و گروه‌ها تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی عمومی تعریف می‌کند. هم‌‌چنین گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی‌، کیفیت زندگی را ادراک فردی از وضعیت زندگی در متن نظام‌های فرهنگی و ارزشی جامعه و در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها، علایق و نگرانی‌های فرد توصیف می‌کند (شای و همکاران، 2006). پیسون‌ (1995)، کیفیت زندگی را این‌گونه تعریف می‌کند: اصطلاح کیفیت زندگی به‌ طور کلی به وضعیت محیطی که مردم در آن زندگی می‌کنند، مثل آلودگی و کیفیت مسکن و هم‌چنین به برخی صفات و ویژگی‌های خود مردم مثل سلامت و میزان تحصیلات اشاره دارد. با توجه به تعاریف ارائه شده می‌توان گفت که اصولاً کیفیت زندگی یک مفهوم پیچیده و چندبعدی در رابطه با وضعیت جمعیت، در یک مقیاس جغرافیای خاص (روستا، شهر، کشور و. . . )است که هم متکی به شاخص‌های ذهنی یا کیفی و هم متکی به شاخص‌های عینی‌ یا کمی است (کوکبی و دیگران، 1384).

چارچوب مفهومی کیفیت زندگی
کیفیت زندگی مفهومی محتوایی و فراگیر است و محققان با تئوری‌ها و رویکردهای مختلف به جنبه‌های گوناگون آن پرداخته اند (ونکامپ و دیگران، 2003؛ یوزل، 2004). اما محققان نتوانسته اند معنی و تعریف واحدی برای آن ارائه دهند. این اندیشه به طور فراگیر در پس زمینۀ ذهنی محققان وجود دارد که کیفیت زندگی به رابطۀ مردم با زندگی هرروزه آن‌ها می پردازد (پاکیون، 2003). هنوز در مورد کیفیت زندگی و جنبه‌های تشکیل دهنده آن اتفاق نظر وجود ندارد اما نکته‌ای که همه محققان در آن اتفاق نظر داشته اند، چندبعدی بودن مفهوم کیفیت زندگی بوده است به طوری که هر محقق با دیدگاه خود لایه‌های تشکیل دهنده کیفیت زندگی را برشمرده و با تعریف لایه‌ها سعی در تعریف کیفیت زندگی دارد (فتحلیان و پرتوی، 1390).
ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺰان رضایت‌مندی از زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺮﻣﻲﮔﺮدد. ﺣﺎﻟﺖ وﺟﻮدی ﻓﺮد در ﺑﻬﺰﻳﺴﺘﻲ و رضایت‌مندی از زﻧﺪﮔﻲ ﻛﻪ از ﻳﻚ ﻃﺮف ﺑﺎ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺑﻴﺮوﻧﻲ ﻳﺎ ﻋﻮاﻣﻞ ﻋﻴﻨﻲ از زﻧﺪﮔﻲ و از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ ﺑﺎ ادراک دروﻧﻲ ﻳﺎ ارزﻳﺎﺑﻲ ﻛﻪ ﺧﻮد ﻓﺮد از ﻋﻮاﻣﻞ و ﺣﻘﺎﻳﻖ زﻧﺪﮔﻲ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﺷﻮد (ونکامپ و دیگران، 2003).
ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻴﺰان ﺷﺎدی ﻓﺮدی و رﺿﺎﻳﺖ از زﻧﺪﮔﻲ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﺷﻮد و ﻣﺤﻴﻂ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﻴﺎزﻫﺎ، آرزوﻫﺎ و دﻳﮕﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺤﺴﻮس و ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻬﺰﻳﺴﺘﻲ ﻛﻠﻲ را ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ (فی، 2008). درک ﻓﺮدی از ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ در زﻣﻴﻨﻪای از ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎی ارزﺷﻲ ﻛﻪ ﻓﺮد در آن زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ و در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ اﻫﺪاف، اﻧﺘﻈﺎرات، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎ و واﺑﺴﺘﮕﻲﻫﺎﻳﺶﺻﻮرت ﻣﻲﮔﻴﺮد (ﻧﺠﺎت، منتظری و هوالکویی نائینی، 1385).

کیفیت زﻧﺪﮔﻲ از دو ﻣﻔﻬﻮم ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎی اﺳﺎﺳﻲ ﻣﺸﺨﺺ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ: ﻣﻔﻬﻮم اول درک ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﺔ آن رﺿﺎﻳﺖﻣﻨﺪی از زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ و ﻣﻔﻬﻮم دوم ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ در ﻣﺤﻴﻂ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺤﻴﻄﻲ اﺳﺖ (وست وی، 2006).
کیفیت زندگی، درﺟﻪ‌ای است ﻛﻪ اﻓﺮاد از اﻣﻜﺎﻧﺎت ﻣﻬﻢ زﻧﺪﮔﻲﺷﺎن ﻟﺬت ﻣﻲﺑﺮﻧﺪ (ون کامپ و دیگران، 2003). ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﻋﻨﺼﺮی واﻗﻌﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺠﻬﻴﺰات ﻣﻌﻨﻮی زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﺎ ﺳلاﻣﺘﻲ، ﻣﺤﻴﻂ زﻧﺪﮔﻲ، ﻗﺎﻧﻮن، ﺳﺮﻣﺎﻳﺔ ﻛﺎر، ﺧﺎﻧﻮاده و … ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﺷﻮد (پاکیون، 2003).
ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ در ﺣﺎﻟﺖ ﺣﺪاﻗﻞ، ﺗﻮان ﺷﻬﺮوﻧﺪان در ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎﻳﻲﭼﻮن ﺳلاﻣﺘﻲ، ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﻛﻮدﻛﺎن، اﻣﻨﻴﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﺗﺤﺼﻴلات اﺳﺖ (فی، 2008). در زﻣﻴﻨﺔ وﻳﮋه‌ای از ﻣﺤﻴﻂ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ درﺟﻪ ای از ﺗﺠﺎﻧﺲ ﻳﺎ ﻧﺎﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﺳﺎﻛﻨﺎن ﺷﻬﺮ و ﻣﺤﻴﻂ ﺷﻬﺮی اﺣﺎﻃﻪﻛﻨﻨﺪه ﻣﺠﺎور ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد (پاکیون، 2003).
ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﭼﻨﺪوﺟﻬﻲ، ﻧﺴﺒﻲ و ﻣﺘﺄﺛﺮ از زﻣﺎن و ارزشﻫﺎی ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از یک‌سو اﺑﻌﺎد ﻋﻴﻨﻲ و از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ اﺑﻌﺎد دروﻧﻲ دارد (یوزل، 2004).
از نظر آمریگو و آراگونس (1997)، متغیر رضایت‌مندی مسکونی ماهیتی دوگانه دارد، در بررسی‌های مربوط به کیفیت زندگی به عنوان متغیر وابسته و در تحلیل علت‌های رفتاری سوژه در سکونت‌گاه خود، متغیر مستقل محسوب می‌شود. در این مورد، رضایت‌مندی به پیش‌گویی رفتار می‌پردازد و در نتیجه یک متغیر مستقل است. بنابراین، رضایت‌مندی از محیط مسکونی معیاری برای سنجش کیفیت زندگی محسوب می‌شود (بنایتو، فرنارو و بنس، 2003). لی، (2008)، استفاده از مدل رضایت‌مندی را پایه‌ای برای بررسی‌ شاخص‌های کیفیت زندگی پیشنهاد و بیان می کند که کیفیت زندگی با اندازه‌گیری ادراک ذهنی افراد تشخیص داده می شود و رضایت‌مندی و ادراک فردی کلید این کار هستند. بنابراین، جنبۀ مهمی از بررسی اندازه گیری کیفیت زندگی باید براساس ادراک، عادات و ارزیابی نظر ساکنان تنظیم شود. او معتقد است که در مطالعات گذشته رابطۀ بین ویژگی‌های عینی حوزه‌های انتخاب شده و حوزه رضایت مندی مورد آزمون قرار گرفته است و در پژوهش‌های کمتری به رابطۀ عینی- ذهنی دیگر حوزه‌ها پرداخته شده است. تمرکز مطالعات بر کیفیت زندگی در شهرها فرصتی است تا این رابطه‌ها بررسی شود (لی، 2008).
روی‌کردهای کیفیت زندگی
روی‌کرد عینی (لی، 2006)، کیفیت‏ زندگی را به عنوان مواردی آشکار و مرتبط با استاندارهای زندگی می‏داند. این موارد می‏تواند سلامت‏ جسمی، شرایط شخصی (از جمله ثروت و شرایط زندگی)، ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی و یا دیگر عوامل اجتماعی و اقتصادی باشد (لی، 2006).
در مقابل، روی‌کرد ذهنی کیفیت زندگی را مترادف‏ شادی یا رضایت فرد در نظر می‏گیرد. این منظر بر عوامل شناختی در ارزیابی کیفیت زندگی تأکید می‏کرد. در نوسان بین دو روی‌کرد عینی و ذهنی، یک دیدگاه کل‏نگر (فلس‏ و پری‏، 1996)، به وجود آمد. این دیدگاه کیفیت زندگی را یک پدیدهء چند بعدی می‏بیند و هر دو مؤلفهء عینی و ذهنی را در نظر می‏گیرد (فلس‏ و پری‏، 1996).
داس در سال 2008 چارچوب مفهومی برای سنجش کیفیت زندگی شهری پیشنهاد کرده که ارتباط بین محیط و کیفیت زندگی را نشان می‌دهد. این مدل، روی‌کردی پایین به بالا را پیشنهاد می‌کند که در آن هردوی شاخص‌های عینی و ذهنی برای مطالعه کیفیت کلی زندگی مورد توجه قرار گرفته اند. با توجه به مطالعات صورت گرفته می‌توان گفت که هنوز چارچوب مفهومی قابل قبول جهانی برای سنجش کیفیت زندگی و روش‌شناسی واحدی برای تعیین قلمروها و معرف‌های کیفیت زندگی وجود ندارد و انتخاب قلمروها و معرف‌های مربوط به هر قلمرو و روش سنجش کیفیت زندگی براساس اهداف مطالعه، قضاوت‌های شخصی محقّق، ویژگی‌های ناحیه مورد مطالعه و داده‌های در دسترس صورت می‌گیرد و تفاوت‌های عمده در مدل‌های کیفیت زندگی به دلیل تفاوت در مقیاس، شاخص‌ها و قلمروهای زندگی است که در مطالعات گوناگون کیفیت زندگی مورد توجه قرار گرفته اند. «کیفیت زندگی» یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی جهان‏ امروز و از مباحث اساسی در تکوین سیاست‌گذاری اجتماعی محسوب‏ می‏شود که موضوعاتی چون رفاه، کیفیت زندگی سلامت محور، نیازهای اساسی، زندگی رو به رشد و رضایت‌بخش، فقر و مطرودیت‏ اجتماعی و انسجام اجتماعی، نوع‌دوستی و از خودگذشتگی در میان‏ جماعات را در برمی‏گیرد. کیفیت زندگی نه تنها دارای معنای متفاوتی‏ نسبت به مفاهیمی چون رفاه، زندگی خوب و. . . است بلکه در حوزه‏های‏ مختلف، معانی متفاوتی را به خود می‏گیرد (امیدی، 1387).
الگو تا فرایند

 

مطلب مشابه :  خرید پایان نامه :باورهای خودکارآمدی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کیفیت زندگی هم فردی و هم اجتماعی است که این دو جنبه متقابلاً به هم وابسته‏اند. ممکن است سطوح فردی نیازها چگونه برطرف می‏شوند موضوعی صرفا شخصی نیست یا به‌ندرت چنین است. حتی رابینسون کروزوئه از کمک «جمعه» بهره‏مند می‏شد. همان‌طور که شاعری به نام جان داون‏ خاطر نشان می‏کند: ما همه در قالب خانواده و اجتماع محلی به هم وابسته‏ایم. معاش خود را از آن‌ها می‏گیریم و در تأمین زندگی به آن‌ها کمک می‏کینم. بین‏المللی ساختن روابط اقتصادی و ماهیت جهانی تهدیدات زیست محیطی، احساس و واقعیت روابط متقابل را در مقیاس جهانی تقویت می‏کند. با وجود این، برای تفسیر چگونگی رفع نیازهای انسانی به شیوه‏های فردگرایانه کوشش‌هایی صورت گرفته است. اقتصاد نوکلاسیک نمونه به‌جایی است که تأکید خود را بر به حداکثر رساندن مطلوبیت فردی و تمایل به ناچیز نشان دادن محدودیت‏های فوق‏العاده متغّیری دارد که بر امکانات مصرف مردم تحمیل شده است. آن‌چه موضوعیت بیشتری برای درک این مسئله دارد که رفتار بالفعل مردم چگونه است مفهوم سلسله مراتب نیازهاست که در ابتدا بوسیله مزلو (1954) عنوان گردید. استدلال مزلو این است که همزمان با برطرف شدن نیازهای «نازلتر» نیازهای سطح بالاتری پدیدار می‏شود از نظر مزلو سلسله مراتب نیازها چنین است؛ بقا یا مبارزه برای زنده ماندن، ایمنی از خطرات فیزیکی، تعلق و عشق، احترام یا منزلت، و سرانجام خود شکوفایی براساس معیار بهینه پارتو نمی‏توان هیچ کس را در هیچ کجا مرّفه‏تر ساخت مگر آن‌که رفاه کس دیگری در جایی دیگر لطمه بیند، توجه به کیفیت زندگی، جغرافی‌دان را به ناچار به سوی پرسش از عدالت اجتماعی سوق می‏دهد (دیوید، شاهی اردبیلی و حاتمی نژاد، 1381).
برخی افراد در بعضی نقاط (برای مثال در کمربند گرسنگی آفریقای مرکزی) دل مشغول زنده ماندن هستند. دیگران از تأمین نیازهای اساسی تر آزاد هستند و در جستجوی کسب موقعیت در نوع خاصی از مصرف یا رفتار می‏باشند. اما اشتباه است اگر نتیجه بگیریم که رفع نیازهای فردی همیشه از چنین نظم معقولی تبعیت می‏کند. خانواده فقیر ممکن است هنگام یک مال بادآورده تهیه یک خوراک اشرافی یا تلویزیون بزرگ را بر رفع نیازهای اساسی خود ترجیح دهد. ممکن است اولویت‌های شخصی افراد تابع برخی ضروریات که آشکارترین آن‌ها بقاست باشد ولی حتی در چنین حالتی این امکان وجود دارد که زندگی را فدای اهداف متعالی‏تری کنند. برداشت‏های اجتماعی کلی‏تر از چگونگی ارتقاء کیفیت زندگی هم متضمن نوعی اولویت‏بندی هاست. این گامی مهم در ورای فهرستی غیر تفارقی از معیارها و ملاک‌هاست. تحقیقات اولیه در مورد مفهوم توسعه که سازمان ملل متحد محّرک آن بود نمونه خوبی به دست می‏دهد. ونوسکی‏ (1974) بین «وضع رفاهی» مردم و «سطح زندگی» تمایز قائل شد و معتقد بود که وضع رفاهی به سطح زندگی وابسته است. او رفاه را بر حسب وضع جسمی مردم (رشد فیزیکی)، وضع آموزشی (رشد فکری)، و وضع اجتماعی(مشارکت و وفاق اجتماعی) تعریف می‏کرد. سطح زندگی شامل خوراک، پوشاک، سرپناه، بهداشت، آموزش، اوقات فراغت، امنیت، محیط اجتماعی و محیط طبیعی می‏شود. درست مانند ذخیره نقدی مردم بوسیله جریانات درآمدی تأمین می‏شود وضع رفاهشان نیز از سطح زندگی‏شان ناشی می‏شود. این خیلی شبیه به رابطه بین نیازهای اساسی و واسطه است. چنین مفاهیمی پایه‏ای برای مدل فرایند عمومی رفع نیازهای انسان فراهم می‏سازد (جوزدانی، 1388).
ساخت چنین مدلی دشواری‏های زیادی دارد. مهم تر از همه این که روابط علت و معلولی به‌خوبی درک نشده است.برای نمونه روشن نیست که چگونه وضع فیزیکی یا فکری ملت نمی‏تواند به بهترین شکل بوسیله هزینه کردن میزان مشخصی پول بیشتر برای خدمات بهداشتی یا آموزشی تقویت شود. تعریف نتایج، برحسب وضعیت فیزیکی یا فکری، مورد مناقشه خواهد بود. برای مثال آیا سطح بهداشت به وسیله نرخ مرگ و میر، بهتر سنجیده می‏شود یا به وسیله توانایی زندگی برای داشتن عملکردی موثر؟روشن نیست که بهداشت(به هر صورتی که تعریف شده باشد) با صرف هزینه‏ های هر چه بیشتر برای خدمات بهداشتی(از جمله برای بیمارستان‌ها، دکترها یا پرستارها، مراقبت‌های واکنشی یا پیش‌گیرانه) به بهترین نحو بهبود می‏یابد یا به وسیله بهبود مساکن مردم، ایمنی در کار، یا آسیب‏پذیری در برابر بیکاری که همگی بر وضع فیزیکی آن‌ها تأثیر گذارند (جوزدانی، 1388).
ریشه‏یابی این مسئله به عقیده‏ای باز می‏گردد که در برخی نقاط وجود دارد و براساس آن رفع نیازهای انسانی، در مفهوم وسیع چگونگی تعیین کیفیت زندگی، قابل مقایسه با تولید کارخانه‌ای است. چگونگی تولید بیشترین پیراهن یا ماشین لباسشویی از یک سرمایه‏گذاری مشخص شیوه نسبتا ساده‏ای در تخصیص بهینه منابع دارد. این پرسش که چگونه بیشترین نتیجه را از هزینه کردن برای خدمات اجتماعی به دست می‏آوریم به‌مراتب پیچیده‏تر است زیرا بازده خدمات اجتماعی به اندازه بازده یک کارخانه مشخص نیست. در حوزه‏های محدودی از فعّالیت شواهد نشان می‏دهد که برخی اقدامات خاص مؤثرتر و اقتصادی‏تر از اقدامات دیگر است. اما هیچ‏گونه روش عینی یا علمی برای نمایش این مسئله وجود ندارد که بهداشت ملی چگونه به بهترین نحو بهبود می‏یابد که دولت با جانبداری از بهداشت، آموزش یا جلوگیری از جرم و جنایت می‏تواند زندگی مردم را بهبود بخشد و جای تردید است که روش‌های معاصر ارزیابی رقومی عملکرد ساز و کارهای بازار بتواند تخصیص منابع را به شکل متقاعد کننده‏تری تعیین کند.این ممکن است فقط توجه ما را معطوف به این کند که چیزهایی را آسان‏تر از همه می‏توان اندازه‏گیری کرد. مفهوم بهبود وضعیت بدنی، فکری یا زندگی مردم در ابهام‏باقی خواهد ماند، زیرا مفهومی انسانی است (جوزدانی، 1388).
بی‏تردید در عرصه سیاسی است که بسیاری از تصمیمات مربوط به فرایند رفع نیازهای بشری گرفته می‏شود. از قرار معلوم مردم برای خط مشی سیاسی حزب در هنگام انتخاب نمایندگان‌شان ملاحظاتی را در نظر می‏گیرند. به‌عنوان مثال کم و زیاد شدن تمایل‌شان بستگی دارد به اینکه در وعده‏های تبلیغاتی اولویت به خدمات بهداشتی داده شود یا به نیروی پلیس. درباره تأثیر نسبی کارگزاری‏های عمومی و شرکت‌های خصوصی در تدارک خدمات ادعاهای متعارضی وجود دارد که منعکس کننده پای‏بندی‏های ایدئولوژیک است و نه گواه تجربیات جایگزین. نتایج عملی می‏تواند به خوبی معّرف چگونگی تقسیم قدرت درون یک جامعه و ساختارهایی باشد که چنین وضعیتی را به وجود آورده است و نه ملاحظه سنجیده کیفیت مطلوب زندگی (دیوید و همکاران، 1381).
نظریه‌های مطرح شده
مشهورترین نظریه‌ها درباره نیازهای زندگی، می‌توان به نظریه‌های زیر اشاره کرد:
نظریه سلسله مراتب نیازهای «ابراهام مزلو»
مزلو نیازهای انسان را در پنج دسته طبقه‌بندی کرده است: 1. نیازهای فیزیولوژیک؛ 2. نیازهای ایمنی؛ 3. نیازهای عشق و تعلق؛ 4. نیاز به احترام؛ 5. نیاز به خودشکوفایی. ایده محوری این نظریه آن است که نیازهای انسانی، از لحاظ رشد و تسلط بر رفتار، سلسله مراتب مترتب بر هم دارند؛ یعنی هرچه نیاز در مرتبه پایین‌تر قرار داشته باشد، در فرایند رشد زودتر آشکار می‌شود. نکته دیگر این‌که، نیاز‌های پایین‌تر، قوی‌ترین انگیزه‌های حاکم هستند؛ در حالی که نیاز به خودشکوفایی، ضعیف‌ترین انگیزه‌هاست (شولتز، 1367).
ب) نظریه ERG «کلیتون آلدرفر»
آلدرفر، در مقابل نیازهای مزلو، نیازهای سه‌گانه نظریه خود را بدین صورت پیشنهاد کرد: 1. نیازهای حیاتی؛ 2. نیازهای همبستگی؛ 3. نیازهای رشد؛ از حرف اول هر یک از این مجموعه نیازها، نام نظریه ERG حاصل شده است. بر اساس نظریه آلدرفر ـ بر خلاف نظریه مزلو ـ ممکن است چند نیاز به طور هم زمان موجب انگیزش شوند (شولتز، 1367).
ج) نظریه نیازهای آشکار «هنری موری»
موری، فهرست جامعی از نیازهای انسان تهیه کرد. او این کار را با تمایز بین دو مجموعه از این نیازها آغاز کرد؛ نیاز‌های اولیه که جنبه فیزیولوژیک دارند و نیازهای ثانویه که جنبه روان‌شناختی دارند. نیاز‌های اولیه مانند نیاز به هوا، غذا، امور جنسی، آب و … اهمیت زیادی دارند، اما آن‌چه بیشتر توجه موری را به خود جلب کرد، نیاز‌های ثانویه بود. پژوهش موری او را واداشت تا فهرستی از بیست نیاز تنظیم کند. نیاز‌های انسان از نظر موری عبارت‌اند از: 1. خواری‌طلبی؛ 2. پیشرفت؛ 3. پیوند جویی؛ 4. پرخاش‌گری؛ 5. خود مختاری؛ 6. مقابله؛ 7. خویشتن‌یابی؛ 8. دنباله‌روی؛ 9. سلطه‌گری؛ 10. نمایش؛ 11. آسیب‌گریزی؛ 12. تحقیرگریزی؛ 13. مهرورزی؛ 14. نظم؛ 15. بازی؛ 16. طرد؛ 17. شناخت حسی؛ 18. میل جنسی؛ 19. مهرطلبی؛ 20. فهم. فهرست او از نیازهای انسان، مهم‌ترین خدمت وی به روان‌شناسی به شمار می‌آید. موری بر این باور بود که نیازها، اکتسابی و آموختنی هستند؛ برخلاف مزلو که معتقد بود همه انسان‌ها با نیازهای

مطلب مشابه :  خرید پایان نامه :رضایت از زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

فوکا | Postmag سبز فایل.