رشته حقوق-دانلود پایان نامه درباره اثر ادبی و هنری

ی سرمایه گذاری است که حفاظت و حراست از ان دارای اهمیت ویژه ای می باشد .
حقوق مالکیت ادبی و هنری یکی از دو بخش حقوق مالکیت فکری است که هدف ان حمایت و حفاظت از اثار ادبی هنری و علمی می باشد اوایل تنها کتابها و نویسندگان مورد حمایت بودند و به تدریج همراه با پیشرفت جوامع دیگر مخلوقات و ابتکارات بشری هم در زمره موضوعات مورد حمایت قرار گرفتند ..
تعاریفی که حقوقدانان داخلی از این نوع مالکیت نموده اند :
1 – حق مولف عبارتند از سلطه و اختیارات مولف بر اثرش که ان را خلق کرده یا به وجود اورده است .
2 _ مجموعه حقوقی است که قانون برای آفریننده نسبت به مخلوق اندیشه و هوش او می شناسد این حقوق عبارت است از حق انحصاری بهره برداری از آفرینه برای مدت محدود به سود آفریننده آن و پس از مرگ برای ورثه او .
3 _ در ماده 1 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 نیز آمده است :از نظر این قانون به مولف و مصنف و هنرمند پدیداورنده و به آنچه از راه دانش یا هنر و یا ابتکار آنان پدید می آید بدون در نظر گرفتن طریقه یا روشی که در بیان و یا ظهور و یا ایجاد آن به کار رفته اثر اطلاق می شود .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همان گونه که از تعاریف ارائه شده استنباط می شود حق مولف شامل دو حق معنوی و مادی یا مالی و اقتصادی است . حق معنوی ( حقوق اخلاقی ) حقی است که پدید آورنده را قادر می سازد جهت حفاظت از ارتباط شخصی بین خود و اثر منتشره اش اقدامات خاصی را اتخاذ کند . مثلا تنها خود او می تواند به عنوان پدید اورنده اثر نام برده شود و یا اجازه انتشار ان را داده یا مانع نشر ان شود و یا جلوی تعریف ان را بگیرد در حالی که حق مادی جنبه بهره برداری مالی و تحصیل منفعت تجاری را در نظر دارد به ابن معنا که مشارالثیه می تواند ان راغ نزد عموم عرضه نماید .حق اخیر بر خلاف حق معنوی قابل انتقال و معامله است . در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی و مدنی و سیاسی نیز بهره مندی از منافع مادی و معنوی و لزوم اتخاذ تدابیر مناسب توسط دولتها جهت تامین حفظ توسعه و ترویج اثار ادبی و هنری مورد تاکید است و هیچ یک از دارایی های فرد به اندازه محصولات فکری اش مختص او نیست در این سیستم کپی رایت زمانی موجودیت می یابد که مولف بتواند کلمات و واژه های خود را به طور محسوس مرتب کرده و به شکل مکتوب در اورد مثل زمانی که یک کتاب یا مقاله با ماشین تحریر یا دست نوشته یا دیکته شود .
با توجه به تعاریف قانونی و حقوقی می توان گفت که حق پدیداورنده عبارت است از حق مشروع و قانونی و دارای ضمانت اجرایی که برای حفظ حقوق مادی و معنوی پدیداورنده و بهره برداری از این حقوق به پدیداورنده اثار اصیل و ابتکاری تعلق می گیرد . مالکیت ادبی و هنری گذشته ای به قدمت پیشینه فرهنگ و تمدن بشری دارد . گذشته ای مبهم که تنها حکایات امده در کتاب های گذشتگان ما را متمایل به اندیشه وجود حقوق مالکیت ادبی و هنری در ادوار گذشته می نماید . به تعبیری این حقوق از زمانی که انسان توانسته قلم و یا قلم مویی در دست بگیرد وجود داشته است . یا به تعبیر دیگر از زمانی که نخستین شعر داستان طرح و یا هر اثری که به سرقت رفت بوجود امده است .حتی در دوران های اولیه تاریخ بشر نیز مفهوم مالکیت ادبی به نوعی وجود داشته است .
خداوند تبارک تعالی در قران بطور مکرر انسان را به تفکر و اندیشه در خلقت و عظمت اسمانها و زمین و موجودات و رازهای هستی توصیه می نماید . قران کریم بیش از صد مورد بشر را به فکر کردن سنجیدن پند گرفتن توجه یافتن و تامل کردن فراخوانده است . موضوع تفکر و اندیشه در اسلام از چنان اهمیتی برخوردار است که قران یکی از صفات دوزخیان را نداشتن تفکر و تعقل ذکر کرده است .بنابراین از انجائیکه انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است باید هم در امور مادی و هم در امور معنوی زندگی اندیشه کند .زیرا که تفکر و تعقل تقریبا در سراسر سوره های قران گسترده است و بیان می دارد که مذهب راستین زائیده اندیشه تفکر و تعقل است . خداوند در ایات زیادی از قران کریم انسان را به تفکر و اندیشیدن دعوت می کند تفکر در همه چیز در خواندن قران نیزادمی را به تامل و تعمق درایات و درک صحیح از انها دعوت می کند و ادمی را از دنباله روی و پیروی کورکورانه از پیشینیان نهی می کند و انسان را به پذیرش ایده های نوو بهتر دعوت می کند . هرگونه تحول و پیشرفت ناشی از نواوری ها ابداعات و اختراعات است که همه شان زائیده فکر و اندیشه بشر است بنابراین جوهره ی تکامل فکر و اندیشه است .مسائل امروز تماما با راه حل های دیروز قابل حل نیستند و در هر زمان باید فکری نو در اندازیم .فکر خلاق است که دانش را به فعلیت می اورد .
زانکه گر پیدا شدی اشکال فکر کافر و مومن نگفتی جز به ذکر
پیشرفت و ترقی در نوگرایی است و تا زمانیکه انسان خود را از قالبهای ذهنی غلط رها نکند به کمال نمی رسد اگر با روش قبلی تفکر کنیم غیر ممکن است چیز تازه ای را کشف یا خلق کنیم لذا اکتشاف جستجوی چیزهای جدید نیست بلکه دیدن با چشم های جدید است .
تازه کن ایمان، نه از گفت زبان ای هوا را تازه کرده در نهان
فرد تیز هوش ،بیشتر برای خویش مفید است ولی فرد خلاق هم برای خود و هم برای جامعه اش مفید است .بنابراین تفکر خلاق ،تفکری است که از فرصت ها حداکثر استفاده را می برد .بنابراین مالکیت فکری زمینه توسعه و محور اصلی در رشد هر جوامع بوده و صاحبان فکری با خلاقیت و ابتکار ابداع نواوری اختراع جدیدمی توانند کشور را از حالت ایستا به پویا و توسعه سوق دهند .
بخش دوم : تاریخچه مالکیت فکری ادبی – هنری

مبحث اول : پیشینه تاریخی مالکیت فکری ادبی-هنری
بند اول : دوران باستان
در تمامی کشورها و در بین اثار گوناگون ادبی و هنری کتاب قدمت طولانی تری دارد و پیش از گونه های دیگر اثر،مورد حمایت قرارگرفته است.باید این واقعیت را در نظر داشت که قواعد حقوق بطور معمول نتیجه تحولات اقتصادی، ایدئولوژیکی و اجتماعی هستند که در خارج از قلمرو حقوق شکل می گیرد.اصولی که حقوق معنوی پدیداورنده را تشکیل می هند ، پیش از آن که به صورت حقوق موضوعه درآیند ،تحولات کم و بیش عمیقی را پشت سر گذارده اند .زمانی می رسد که جامعه اثر ادبی و هنری را نه به معیار عینی ، بلکه به معیار شخصی می سنجند؛یعنی اثر را در هر حال مظهری از شخصیت پدیدآورنده می شناسد و این زمان نقطه عطفی در تاریخ حقوق مولف است اما این زمان به یکباره و با یک متن قانونی به وجود نمی آید بلکه سرانجام تحول شرایط اجتماعی ،اقتصادی و ایدئولوژیکی یک جامعه است.پس در شناخت موضوع باید ریشه این حقوق و تحول را با توجه به تحولات اجتماعی بررسی کرد .”شاید بطور قطع بتوان گفت بشر از زمانی که غیر اجتماعی می زیسته است،لوازم مورد نیاز سدجوع و اسایش را مال می دانسته و به کسی اجازه تجاوز به ان را نداده است .”
آندره موریو در این باره می نویسد :” حقوق معنوی مولف از زمانی که انسان توانست قلم و یا قلم مویی در دست بگیرد وجود داشته است .مبداچنین حقی در ظلمات اعصار ناپدید است به محض اینکه قوانین تدوین شد،مرتکب این سرقت مجازات گردیده است . ”
ژان ویل بوا، نیز به نوبه خود معتقد است که حقوق معنوی مولف همواره در تمام جوامع وجود داشته است.در قرن 5 پیش از میلاد با کاهش قدرت افکار مذهبی،مالکیت های مرزی رشد کرد و صاحبان پول نقد قدرت بسیاری پیداکردند که نتیجه ان تبعیض در توزیع پول و ثروت و تحصیل مقاصد سودجویانه زورمندان و غلبه برفقرا و زیردستان بود. افلاطون در کتاب جمهوری در باب تعدیل ثروت می گویدکه مردم باید با کار جمعی در رفع نیازهای یکدیگر بکوشند و طبقات 3گانه جامعه یعنی کشاورزان و صنعتگران ، جنگجویان و اعضای حکومت باید از لحاظ درامدها و اموال مساوی باشند . هرچند افلاطون در اواخر عمر خود در کتاب قوانین این تئوری را اصلاح کرد ولی ارسطو به عنوان دانشجوی ارشد افلاطون برخلاف استاد خود از مالکیت فردی جانبداری کرد.

خانم داک درباره وجود حق مولف در عهد باستان ، مطالعات دقیقی داشته است و مواردی را به عنوان شاهد ذکرمی کند . نخست انکه هرمودور که از شاگردان افلاطون بوده که وی یاداشت های خود را در شهر سیسیل ، بدون اجازه افلاطون به فروش می رساند که این عمل مورد شماتت و سرزنش دانشمندان و خشم مردم قرار گرفت. در نمونه دوم سیسرون خطیب رومی ، روزنامه ای خطاب به دوست ناشر خود آیتکوس ، از اینکه بدون اجازه وی به بالبوس اجازه رونویسی و انتشار یکی ازآثارش را داده است , انتقاد می کند . وی در این نامه می نویسد :” به من بگویید آیا صلاح است که اثار مرا بدون اجازه منتشر کنید؟ حتی هرمودور به خود اجازه چنین عملی را نمی داد. هرمودوری که عادت داشت اثار افلاطون را منتشر کند . ” از مجموع این شواهد می توان به وجود چنین حقی در ان زمان پی برد ؛اگرچه باید پذیرفت که درجه ان در حد بسیار ابتدایی بوده است. مفهوم اجازه گرفتن از مولف یا وارثان او برای تکثیر اثری که قبلا توسط مولف منتشر گردیده ، یا مفهوم پرداخت مبلغی جهت به دست اوردن امتیاز تکثیر اثر یک مولف از جمله مفاهیمی هستند که می توان در قوانین تالمودیک ( یهودی ) مشاهده کرد .
به نظر می رسد این نشانه ها دلایلی برای وجود این حقوق در عهد باستان باشد تا همین مستندات کوچک را به عنوان سر منشاء و ریشه های حقوق فکری تصور نماییم . اما نظر مخالفان این است که با چند حکایت نمی توان نتیجه قطعی گرفت، زیرا هیچ متن قانونی در این زمینه وجود ندارد . در پاسخ گفته می شود در رم قدیم ضرورت حمایت از پدیداورندگان اثر به هیچ وجه احساس نمی شد ، زیرا ایشان از موقعیت اجتماعی ممتازی برخوردار بودند.ازسوی دیگر توجه حاکمان و پاداش های مادی که انان به صاحبان فن و هنر پرداخت می کردند ، به انان اجازه می داد تا با خیالی اسوده فعالیت کنند در نتیجه هرگز درخواست نمی کردند تا حقوقشان نسبت به امتیازات مادی و معنوی ، جنبه رسمی و قانونی پیدا کند . شناسایی این حق ،یک روزه و به سادگی میسر نشده است زمان بسیاری گذشت تا ادبیات و هنردر جامعه جایگاه ممتازی پیداکرد، چرا که این امرمستلزم اگاهی فرهنگی جامعه بود.
بند دوم : قرون وسطی
قرون وسطی از اواخر قرن 5 تا پایان قرن 15 ادامه داشت .دورانی است که قدرت امپراطوری را اصحاب کلیسا به دست گرفتند و نقش امپراطور را در صحنه سیاسی و فرهنگی بر عهده داشتند. اغلب متخصصین تاریخ ، حقوق مولف را طی قرون وسطی مورد تحقیق قرارداده اند معتقدند که این عصر از لحاظ مظاهر فرهنگی وجود و شناسایی پدیداورندگان اثر عصر تهی و فقیری بوده است . از قرن 12 در همه جا و در دانشگاههای اروپایی اثار ترقی و تعالی از نو به چشم می خورد .علل اصلی اینکه در زمینه اثار فکری مدت 7 قرن تقریبا در همه جا رکورد حکم فرما بوده است؛این است که نه تنها شیوه نشر وتکثیر اثار نسبت به عهد باستان هیچ تغییری نکرده است بلکه به علت از هم پاشیدگی اصل تمرکز قوا و داده کمتر اثری به ثمر و بخصوص به مرحله نشر رسیده است تا انجا که رشته مهمی از فعالیت ادبی همچون تئأتر تا عهد تجدد بکلی ناپدید شده است . از طرف دیگر برای اینکه اثری از لحاظ حقوق معنوی پدیداورندگان قابل حمایت اعلام شود می بایست اعتقاد به فکر و نبوغ مولف در جامعه ریشه گرفته باشددرحالیکه در اوایل قرون وسطی اعتقاد مردم بخصوص اهل کلیسا بر ان است که اثر مظهری از الهام الهی است و بنابراین پدیداورنده ان حق اختصاصی بر ان نمی تواند داشته باشد به همین جهت اکثر اثار به طور گمنام منتشر شده اند چرا که نویسنده وظیفه و عنوانی جز اینکه وسیله ای برای ابلاغ الهام الهی باشد ندارد.” در قرون وسطی کلیسا علاوه بر نقش سیاسی نقش اموزشی گسترده ای نیز بر عهده داشت به این صورت که تقریبا تمام مراکز اموزشی ان دوره زیر نظر کلیسا و توسط دانش اموختگان کلیسا اداره می شد از همین رو اثاری که به رشته تالیف در می امد. معمولا حاصل کار جمعی مذهبی و روحانی بود که از سوی کلیسا معرفی می شدند در نتیجه

پاسخی بگذارید