علمی

روانشناسی : کیفیت زندگی :

گذشته پیدایش معنی کیفیت زندگی به دوران ارسط در ۳۸۵ سال قبل از میلاد مسیح برمیگرده .در اون دوران ارسطو “زندگی خوب”یا خوب انجام دادن کارا “رو به معنی خوشحال بودن در نظر گرفته بود ،اما در عین حال به فرق معنی شادی در افراد پرداخته و ذکر کرده شلامتی که باعث شادی تو یه فرد مریض می شه یا ثروت که فرد فقیری رو خوشحال می کنه برابر نیس و گفت که شادی نه فقط واسه افراد جور واجور معانی متفوتی داره بلکه واسه یه فرد هم در شرایط متفاوت معنی برابری نخواد داشت .به هر حال در اون زمان شادی یا شادمانه زیستن برابر با اون چیزی که امروز کیفیت زندگی اسمشه تلقی می شد.

اصطلاح کیفیت زندگی تا قرن بیستم مورد استفاده نیستش بود .کم کم محققین فهمیدن که کیفیت زندگی می تونه یکی از نتیجه های پراهمیت در ارزیابیای سلامت باشه ،اگر تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت هم به این نکته تاکید داره(فایرس و ماچین[۱]،۲۰۰۰)

سازمان بهداشت جهانی چها بعد سلامت جسمی ،روابط اجتماعی و حیط زندگی رو واسه کیفیت زندگی در نظر گرفته(رحیمی و خیر،۲۰۰۷)

خیلی از رشته های علمی از جمله علوم اجتماعی و رشته های مربوط به مراقبت از سلامت در گسترش تاریخی زندگی نقش داشتن.این مسئله خود مشکاتی بوجود میآورد چون هر کدوم از این رشته ها از زاویه ای متفاوت به کیفیت زندگی پرداخته و بر علائق متفاوتی متمرکزه و نتیجه های مختلفی رو دنبال می کنه(هولمز،۲۰۰۵)

جامعه شناسا و روان شناسا از پایه کیفیت زندگی رو برحسب رضایت از زندگی و شادی که اندازه تحقق خواسته ها یا انتظارات فرد رو مورد توجه قرارمی دهد ،توصیف می کنن.دشواریهای مربوط به معنی سازی کیفیت زندگی روی تعیین عامل های شادی و یا رضایت از زندگی و تایید فرقای احتمالی موجود بین فرهنگای جور واجور از دید انتظارات و معیارهای قابل قبول واسه افراد ،متمرکزه(هولمز،۲۰۰۵)در واقع خیلی از محققان (مثلا بولینگ[۲]،۱۹۹۵) توجه خود رو بر گیج کنندگی بالقوه عواملی مانند فرهنگی ،سن ،طبقه اجتماعی و سوگیریای جنسیتی معطوف کردن.

محققان علوم اجتماعی هم نقش عواملی مانند وضعیت اقتصادی اجتماعی ،علائق مالی ،اهداف شخصی ،اشتغال و پشتیبانی اجتماعی در کیفیت زندگی رو مورد توجه قرار دادن(هولمز،۲۰۰۵).

اقتصاد

متخصصین اقتصاد مراقبت از سلامت ،بیشتر نگران تخصیص منابع واسه رسیدن به اهداف جانشین هستن(گرابوسکی و هانسن[۳]،۱۹۹۰)و مثلا روی مسائلی مانند هزینه های مربوط ب بهره مندی و خوب بودن بیشتر ،متمرکز می شن(اسپیکر و کلینج[۴]،۱۹۸۸؛به نقل از مرادی،۱۳۸۹)

معنی کیفیت زندگی در پزشکی وقتی مطرحه که شاخصای پزشکی سنتی مثل مرگ و میرو اندازه مریضی به دلیل دید بسیار محدودشان مورد انتقاد قرارگرفتند.اینجور شاخصایی نمی تونستن دامنه خیلی از بقیه نتیجه های بالقوه ای رو که حتی در پزشکی عادی هستن ،مشخص کنن.مثلا در درمان سرطان این موضوع تایید شده که اثرات جانبی درمانها خود می تونن باعث مشکلات زیادی شن.پس در مورد اینجور درمان طولانی غیرمطمئنی ممکنه فرد ترجیح بده که زندگی کوتاهتری با کیفیت بالاتری داشته باشه تا عمر طولانی تری و با کیفیت زندگی پایین تر(لوپز و اشنایدر[۵]،۲۰۰۴)

مشکلات

سازمان بهداشت جهانی «سلامتی[۶]»رو حالتی می دونه که در اون ادما از نظر روانی ،عاطفی و اجتماعی به طور کامل سالمه و در اون هیچ نشونه ای از مریضی و روان ناراحتی مشاهده نمی شه این تعریف به این معنیه که آزمایش سلامتی ،نباید فقط به شاخصای سنتی سلامتی یعنی اندازه«مرگ ومیر[۷]»و«ابتلای به مریضی[۸]»توجه کرد ،بلکه باید کیفیت زندگی افراد رو هم در نظر گرفت(ساکساناو اوکانل،۲۰۰۲؛به نقل از مرادی،۱۳۸۹).با در نظر گرفتن تعریف تندرستی به وسیله سازمان بهداشت جهانی در سال۱۹۴۸میلادی ،مبنی بر ابعاد وسیع اون به شکل رفاه کامل فیزیکی ،روحی و اجتماعی و نه فقط نبود وجود مریضی ،لازمه اندازه گیری سلامت و آزمایش مداخلات بهداشتی علاوه بر شاخصای زیادی و شدت مریضی به بقیه ارزشهای انسانی مانند کیفیت زندگی هم توجه کنن(فایرس و ماچین،۲۰۰۰،فایر کلوو[۹]۲۰۰۲ و بنومی ،پاتریک و بوشنل[۱۰]۲۰۰۰).

معنی کیفیت زندگی با ساخت اولین اندازه کیفیت زندگی به وسیله کارنوفسکی در سال ۱۹۶۹ به صورت رسمی مطرح شد .هر چند در این اندازه بیشتر بر بعد جسمی کیفیت زندگی تاکید شده بود ،ولی از طرف پزشکان مورد استقبال زیادی قرار گرفت و در فضایی که رویکرده ای شرعی و عادی اون زمان ،فقط به تشخیص،تعیین پیش آگهی وپیشرفت درمانی اکتفا می کردن،به عنوان یه حرکت ظاهری و ماندگارمطرح شد(کارنوفسکی و بورچنال[۱۱]،۱۹۴۹،به نقل از حقایق،۱۳۸۶).

در حالی که بین سالهای ۱۹۶۶تا۱۹۷۰تنهاچهار مقاله در مورد کیفیت زندگی وجود داشت،این رقم در بین سالهای ۱۹۷۰تا۱۹۷۴به ۳۳مقاله رسید و از اون به بعد به عنوان یه موضوع عادی در میدون تحقیق و مهمترین هدف درمانی در تلاشای بالینی تبدیل شد(گاکنموس-هلزمن،بلو،فیلد برنرو فلیک،۱۹۹۵،به نقل از صالح زاده،۱۳۷۸)،طوری که یافته های تحقیق موسسه اطلاعات علمی[۱۲] نشون می دهدکه بین سالهای ۱۹۸۲تا۲۰۰۵بیش از ۵۵۰۰۰مقاله علمی ،از اصطلاح کیفیت زندگی استفاده کردن(کاستانزا و همکاران،۲۰۰۷)امروز در مقایسه تاثیر و ارزش نسبی درمانهای متفاوت ،تحقیقات ،سیاست گذاریهای بهداشتی ،آزمایش خدمات بهداشتی ،درمان بیماران و بهبود رابطه دکتر و مریض میشه کیفیت زندگی رو به عنوان یه نتیجه پراهمیت اندازه گیری کرد(بنومی،پاتریک و بوشنل۲۰۰۰،گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی[۱۳]۱۹۹۶).برهمین پایه خیلی از محققان و کارشناسان در رشته های جور واجور معتقدندکه تعیین و ارزشیابی کیفیت زندگی باید مبنای اصلی سیایتگذاریهای داخلی کشورها باشه و وظیفه اصلی دولتها ،علاوه بر افزایش سطح تولید اقتصادی ،طراحی و تدوین برنامه های درازمدت و دائمی به خاطر بهبود کیفیت زندگی افراده(ایسترلین[۱۴]،۲۰۰۳،به نقل از واحدی،۱۳۹۱).

اقتصادی

تورانس عقیده داره که کیفیت زندگی الان مفهومی وسیع داره که همه جنبه های زندگی فعلی فرد رو در بر میگیره(تورانس،۱۹۸۷).این جنبه ها شامل موفقیت فرد در رسیدن به شرایط خاص یا موقعیتی از پیش تعیین شده (مک کال،۱۹۷۵)و هم تجربه الان احساس سلامتی ورضایتمندی فردی (لهمان،۱۹۸۳)می شه.

۲-۴-۲-تعریف کیفیت زندگی

واژه کیفیت[۱۵]،دارای معانی متفاوتیه که در فلسفه و نظریه شناخت ،منظور از کیفیت چگونگی و وجود شیءه در زمینه های اقتصادی ،کیفیت برابر مرغوبیت و مطلوبیت و یه سری از ویژگیای یه کالا ،که باعث فروش اون کالا می شه ،هستش.در زمینه های اجتماعی و فردی ،کیفیت برابر لیاقت صلاحیت و لیاقت فردی و اجتماعیه.در مباحث کنترل کیفیت ،کیفیت اندازه رضایت مصرف کننده از کالای مصرفیه(وود و دوفین،۱۹۹۹،به نقل از دونالد،۲۰۰۱).
فلسفه

هر چند در این مورد که کیفیت زندگی یه سازه چندبعدی و پیچیده س و براساس آزمایش مریض از وضعیت خودش در بخش های جسمی ،روانشناختی ،و اجتماعی ،تعیین می شه،یه توافق همگانی در بین محققان هست،ولی در تعاریف نظری و عملیاتی و تعیین بخش های اختصاصی اون توافقی وجود نداره(کوت و والاندر[۱۶]،۱۹۹۵،به نقل از صالح زاده،۱۳۸۷).

کلا کیفیت زندگی از واژه هاییه که تعریف مشخص و برابری نداره،هر چند مردم به شکل ذاتی معنی اون رو خیلی راحت درک می کنن ،اما این کفهوم واسه اونا برابر نیس(نجات،۱۳۸۷).

از دست دادن قابل توجه یه نظریه دارای جزئیات و نبود ثبات روش شناختی در بین رشته های مربوط به مراقبت از سلامت باعث شده که کیفیت زندگی برابر با سازه های متفاوتی در نظر گرفته می شه.بسته به تحقیق،کیفیت زندگی ،رضایت از زندگی ،بهزیستی ذهنی،شرایط و وضعیت زندگی عینی ،رویاهای«سالم یا خوب»و…رو مشخص می کنه(بولینگ[۱۷]،۱۹۹۱؛سالک[۱۸]،۱۹۹۸؛استوار و کیک[۱۹]،۱۹۹۴).

از طرفی از اونجا که مانند بقیه متغیرها اندازه گیری کیفیت زندگی لازمه وجود تعریف کامل و مشخصی از اون میشه،همیشه تلاش شده تا تعریف مناسبی واسه اون ارائه شه(نجات،۱۳۸۷).

عقاید متفاوتی در مورد معنی کیفیت زندگی هست.بعضی از محققین فقط اگر باهم چندین بعد از سلامتی سنجیده شه میشه اون رو کیفیت زندگی نامید.بعضیا هم می گن که یه تعریف واحد که در تموم مراحل یه مریضی یا در جوامع جور واجور کاربرد داشته باشدبرای این معنی وجودندارد.بیشتر کارشناسان در ان زمینه توافق دارن که کیفیت زندگی ،حقایق مثبت و منفی زندگی رو در کناریکدیگر در نظر میگیره و چند بعد داره.از طرفی اون رو یه معنی ذهنی[۲۰]و پویا[۲۱]محسوب می کنن.ذهنی به این معنا که حتما باید به وسیله خود شخص ،براساس نظر اون و نه فرد جانشین تعیین شه و پویا یعنی درزمان زمان تغییر می کنه و بنابر این لازمه در دوره ای از زمان اندازه گیری شه(هاجرتی،کومینس و فریس،کومینس۲۰۰۵).

راپلی[۲۲](۲۰۰۳)با تعهد به دیدگاه ذهنی در مورد کیفیت زندگی ویژگیای کلیدی که به باور اون در چند تعریف موردقبول گسترده از کیفیت زندگی ،هست رو خلاصه می کنه.اون میگه:«همه این تعاریف میگن که کیفیت زندگی برداشت روانشناختی شخص از واقعیت مادی جنبه های جور واجور دنیاس».پس اینجور دیدگاهی شک نداشته باشین به جای واقعیت عینی جداگونه مربوط به وجود افراد ،بر برداشت روانشناختی اونا مبتنیه.

هر چند ذهنی بودن دامنه های کیفیت زندگی از نظر بعضی محققان کافی نیس طوری که بعضی از کارشناسان می گن که هر کدوم از دامنه های کیفیت زندگی باید این توانایی رو داشته باشه که هم به صورت ذهنی و هم به صورت عینی[۲۳]قابل اندازه گیری باشه(هاجرتی و همکاران،۲۰۰۱،کومینس،۲۰۰۵).مهم اون هستش که در هر تحقیق که مربوط به کیفیت زندگی باشه ،تعریف اون از نظر محقق روشن شه(فایرسو ماچین،۲۰۰۰،کینگ و هیندز[۲۴]،۲۰۰۳)و با اون تعریف بشه میون این معنی و بقیه مفاهیم مانند«خوب بودن» ،«وضعیت سلامتی» ،«رضایت زندگی» و«امید»تفاوت قائل شد(نجات،۱۳۸۷).

در نتیجه تعاریف و طبقه بندیای زیاد و متفاوت ،پزوهشگران به این توافق رسیدن که ایده تعریف رو کناربگذارند و تعریف سازمان بهداشت جهانی رو به عنوان یه تعریف ملاک موردقبول قراردهند و ۴تا ۵حوزه اصلی رو به خاطر عملیاتی کردن اون در نظر بگیرن.

تعریف ارائه شده به وسیله گروه کیفیت سازمان بهداشت جهانی یعنی:

«کیفیت زندگی یعنی برداشت ادما از موقعیت خود در زندگی در بافت فرهنگ و سیستم ارزشی که در اون زندگی می کنن و در رابطه با اهداف ،انتظارات ،ارزشهاو چیزهای مورد علاقه اونا ،شامل سلامت جسمی ،حالت روانشناختی ،سطح استقلال ،روابط اجتماعی ،باورها . رابطه افراد با ویژگیای مهم محیطشان کیفیت زندگی آزمایش ذهنی از چیزی که در بافت فرهنگی ،اجتماعی و محیطی هست رو مشخص می کنه»(اسپیلکر،۱۹۹۶،به نقل از صالح زاده،۱۳۸۷).

[۱] Fayers & Machin

[۲] Bowling

[۳] Grbowski & Hansen

[۴] Schipper & Clinch

[۵] Lopez & Snyder

[۷] mortality

morbidity

[۹]Faierclough

 

[۱۰]Bonomi,Patric and Bushnell

[۱۱]Burchnal

[۱۲] Institue for scientific information(ISI)

Who quality of lif Group

[۱۴] Easterlin

[۱۵] Quality

[۱۶] Koot and Wallandars

[۱۷] Bowling

[۱۸] Salek

[۱۹] Stewart and king

[۲۰] Subjective

[۲۱] dynamic

[۲۲]Rapley

[۲۳] Objective

[۲۴] King and Hinds