علمی

عزت نفس و عملکرد تحصیلی

نکته دیگری که در تحقیق حاضر روی اون تاکید شده موضوع کارکرد تحصیلیه ،که تلاش می شه به طور خلاصه بدون پرداخته شه.یکی از مباحث مهم در روان شناسی و آموزش و تربیت موضوع فرقای فردیه.افراد نه فقط از نظر ویژگیای بدنی با همدیگه متفاوتند ،بلکه از نظر بقیه ویژگیای روان شناختی و شخصیتی ،مثل هوش ،انگیزه ،اعتماد به نفس ،توجه و… وهمچنین شرایط محیط خانوادگی و اجتماعی با همدیگه فرق دارن.
اعتماد به نفس

واسه فهمیدن به علل این تفاوتها لازمه که به علل وراثتی و بخش و تاثیر دوطرفه این دو عامل بر هم اشاره شه.ادما از یه طرف با خصوصیات و صفات وراثتی مشخص و متفاوتی به دنیا میان و از طرف دیگه در شرایط و محیطای جورواجور پرورش پیدا میکنن ،پس تفاوتای افراد نتیجه عمل دوطرفه بین محیط و وراثته .مهم ترین عوامل فردی که در کارکرد تحصیلی (یا افت تحصیلی)نقش دارن ،عبارتند از داشتن هدف،عزت نفس ،انگیزه ،اضطراب ،روش مطالعه ،هوش ،توجه ،برنامه ریزی ،جنسیت ،عوامل بدنی،نارساخوانی،سازش نایافتگی رفتاری،شرایط عاطفی و روانی و غیبت از کلاس درس.

برنامه ریزی

 

۲-۵-۱-هدف

یکی از مهمترین عواملی که بر کارکرد تحصیلی دانشجویان تاثیر میذاره،داشتن هدفه.کاملا معلومه دانشجویانی که واسه تحصیل خود اهدافی در نظر می گیرن از اونایی که هدف خاصی رو دنبال نمی کنن موفقیت بیشتری رو تجربه می کنن ؛داشتن هدف موجب می شه که دانشجویان واسه اون برنامه ریزی کنن و با جهت از قبل تعیین شده حرکت کنه .هدف ،جهت خاصی به موضوعای درسی میده و روش مطالعه و یادگیری رو آسون تر می کنه.هدف باعث یادگیری بهتر و تلاش بیشتری واسه کسب موفقیت می شه.هدف ایجاد انگیزه می کنه .خیلی از مواقع نداشتن هدف مشخص ،روشن ،قابل حصول و متناسب با یادگیرنده و امکانات اجرایی اون باعث می شه که یادگیری خوب انجام نشه.واسه اون که تدریس و آموزش معلم اثر داشته باشه باید هدف آموختن هر مطلب واسه یادگیرنده و یاددهنده به طور کامل روشن باشه.داشتن هدف به خصوص ،هدفی که با نیازها ،علائق و تواناییای یادگیرنده مطابقت داشته باشه باعث بوجود اومدن انگیزه واسه یادگیری می شه.هم اینکه ،داشتن هدفای دراز مدت و کوتاه مدت باعث می شه که یاددهنده آسون تر و منطقی تر ،کارکرد یادگیرنده و آموزشای خود رو ارزشیابی کنه ؛بنابر این می فهمه که یادگیرنده در چه زمینه هایی نیاز به آموزش و تمرین بیشتر داره. هم اینکه،داشتن هدف به یاددهنده کمک می کنه تا به جنبه های مثبت و منفی روش آموزش خود پی ببره و اون رو اصلاح کنه.

دانشجو

وقتی که دانشجو هدفی رو واسه خود انتخاب کنه تمایل بیشتری واسه درس خوندن و یادگیری داره.کمتر احتمال داره دچار کم کاری و تنبلی شه و سطح نمرات درسی اون روز به روز بالاتر میره .اگر که گفته شده ،هدفا باید طوری انتحاب شه که از نظر دانشجو دسترسی به اون ممکن باشه .بعضیا از دانشجویان از ترس نبود موفقیت ،هدفی انتخاب نمی کنن .اگه هدف بزرگ و یا دور از دسترس باشه دانشجو به دلیل ترس از نبود لیاقت اون رو انتخاب نمی کنه.پس ،هدفای بزرگ باید به اهداف کوچکتر تقسیم شه تا دانشجو به انتخاب اونا راغب شه.به طور خلاصه موضوع هدف در دانشجویان ،از چند بعد قابل یحثه ؛اول اینکه دانشجویان باید از مطالعه هر درس هدف یا اهداف خاصی رو واسه خود در نظر داشته باشن.دوم اینکه ،هدف یا اهداف خاصی از کل تحصیل در دانشگاه داشته باشن.سوم اینکه ،خونواده ها و مربیان هم باید از از تربیت و آموزش دانشجویان اهداف خاصی رو داشته باشن.نکته قابل توجه در این مورد اون هستش که هر چی اهدافی که دانشجو واسه خود در نظر میگیره با اهدافی که مورد نظر مربیان و اساتیده ؛هماهنگی بیشتر وجود داشته باشه،اندازه موفقیت دانشجو در رسیدن به اهداف بیشتر میشه و برعکس ،هرچه در این مورد فاصله و اختلاف بیشتر باشه پریشونی و پریشونی و گیجی دانشجو بیشتر میشه.

 

۲-۵-۲-عزت نفس

عزت نفس یعنی احساس مهم بودن .این احساس از کل افکار ،احساسا ،احساسات و تجربه ها در طول زندگی ناشی می شه.فکر می کنیم فردی باهوش یا کودن هستیم ،احساس می کنیم شخصی منفور یا دوست داشتنی هستیم ،خود رو دوست داریم یا نداریم.مجموعه هزاران برداشت ،آزمایش و تجربه ای که از خود داریم که نسبت به خود احساس مورد پسند ارزشمندبودن ،و یا برعکس احساس ناخوشایند بی عرضگی ،داشته باشیم.

باهوش

همه افراد جدا از سن ،جنس،زمینه فرهنگی ،جهت و نوع کاری که در زندگی دارن نیازمند عزت نفس هستن .عزت نفس واقعا بر همه سطوح زندگی اثر میذاره . واقعا بررسیای جورواجور روانشناسی نشون دهنده اون هستش که اونقدر که نیاز به عزت نفس ارضانشود ،نیازای سطح بالاتر مثل نیاز به آفریدن ،پیشرفت ،و خودشکوفایی محدود و ناشکفته باقی می مونه.آدم اگه در زندگی هیچی نداشته باشه اما داری عزت نفس یاشد همه چیز دشت می کنه ،ولی برعکس ،اگه همه چیز داشته باشه ولی دارای عزت نفس نباشه همه چیز رو از دست میده .دانشجویی که دارای عزت نفسه از ویژگیای زیر برخورداره :جداگونه عمل می کنه ؛در مورد مسائلی چون به کار گیری وقت ،پول ،حرفه ،لباس و مانند اینا دست به انتخاب می زنه و تصمیم میگیره .اون دوستان و سرگرمی هاش رو بیشتر خودش پیدا می کنه؛مسئولیت پذیره ؛سریع و با اطمینان عمل می کنه ؛مسئولیت کارای روزمره خود از نظر شستن ظروف ،البسه و نظافت خونه و حیاط رو بردوش میگیره؛بیشتر به کمک دوستانش می شتابد ؛به پیشرفت- هاش افتخار می کنه ؛وقتی که از پیشرفت هاش حرفی به میان میاد با شادی تایید می کنه و حتی به دلیل اونا ،گاهگاه از خودش تعریف می کنه؛به چالشای جدید با شور و شوق خیلی زیاد روی می آورد و مشاغل ناآشنا ،آموزشا وفعالیتای جدید ،توجهش رو جلب می منند و اون با اطمینان ،خود رو درگیر اونا می کنه ؛دامنه بزرگی از هیجان و احساسات رو نشون میده ؛می تونه قهقهه بزنه ،بخنده،فریاد بکشه ،گریه کنه ،به شکلی ارتجالی محبتش رو بروز دهد ،به طورکلی هیجانای مختلفی رو بیان می کنئ؛ شکست رو خوب تحمل می کنه ؛هنگام روبرو شده با ناکامیا می تونه واکنشای جورواجور مثل صبر ،خندیدن بی خود ،بلند حرف زدن و چیزای دیگه ای به جز اینا از خود نشون بده ،میتونه از چیزی که موجب شکست اش شده ،حرف بزنه ؛احساس می کنه که می تونه بقیه رو تحت تاثیر بذاره ؛از نفوذی که بر افراد خونواده ،دوستان و حتی مربیان و چیزای دیگه ای به جز اینا داره ،مطمئنه.

۲-۵-۲-۱-عزت نفس و کارکرد تحصیلی

یکی از مفاهیمی که به معنی نگاه به آموزشگاه و یادگیری آموزشگاهی بسیارتزدیکه ،معنی نگاه به خود و عزت نفس تحصیلی در مورد یادگیری آموزشگاهیه.موفقیت و تائید یا شکست و نبود تائید در تعدادی از تکالیف یادگیری و در یه مدت تقریبا طولانی به عزت نفس کلی درباره آموزشگاه و یادگیری آموزشگاهی میرسه.به همین راه موفقیت و تائید یا شکست و نبود تائید پس از چندسال نحصیل منتهی به این می شه که دانش آموز این واقعیت یا شکست رو به خودش به عنوان یادگیرنده یا دانش آموز گسترش بده.آخرسر دانش آموز یا باید از متهم کردن آموزشگاه یا معلمان به دلیل نبود موفقیت دست برداره و خود رو هدف اتهام قراردهد یا باید تائید آموزشگاه و معلمان رو به خاطر موفقیتش به تائید خود مبدل سازه . علم آموزی که مرتبا در آموزشگاه موفقیت دشت می کنه باید تائید دانشگاه و معلمان خود گسترش بده و یه معنی کلی مثبت درباره خودش به عنوان یادگیرنده درست کنه(بلوم،ترجمه سیف ؛۱۳۶۳).

تحقیقات انجام شده نشون دهنده رابطه بین عزت نفس تحصیلی و پیشرفت تحصیلیه.هر فرد فعالیتایی رو که با موفقیت انجام داده و یا می تونه انجام بده ،دوست داره.تصور دانش آموز درباره موفقیت یا شکست تو یه تکلیف یادگیری بر اساس تجاربیه که ایشون در مورد اون تکلیف یا تکالیف مشابه از معلمان ،والدین ،همسالان و اشخاصی که به روشی با تکلیف مورد نظر رابطه داشتن ،کسب کرده.اگه فرد معنقد باشه که در گذشته تکالیف مشابهی رو با موفقیت انجام داده شاید با تکالیف بعدی با یه جور عاطفه مثبت برخورد می کنه و اگه باور داشته باشه که در تکالیف مشابه گذشته با شکست مواجه شده ،شاید با تکلیف بعدی بانوعی عاطفه منفی روبه روخواهد شد. ارسطو(۱۹۷۹)فرمولی واسه عزت نفس جفت و جور کرد که این اینطوریه:نوزاد پس از تولد به طور خیلی از وابستگی و ناتوانی خود و نیاز به بزرگسالان خبردار میشه.اگه نوزاد در خونواده ای متولد شده باشه که اون خونواده پذیرنده ایشون باشن و مورد محبت ،نوازش و علاقه قرار گیرد ،کم کم درزمان رشد و تکامل خود احساس با ارزشی می کنه و والدین رو به عنوان موضوعای خوب ،داخلی می سازه،براثر تکرار تائید و تصدیقای خارجی ،حس با ارزشی در خود ؛داخلی می شه.حال اگه این نوزاد در خونواده ای به دنیا اومده باشه که موردقبول ،لطف و نوازش قرارنگیرند ،از همون اول دچار احساس از دست دادن با ارزشی می شه و این ضعفه طی روند رشد روانی ،به گونه های جور واجور ،در رفتار فرد تاثیر میذاره.

بالبی(۱۹۷۳)عزت نفس رو یه تیکه از شخصیت می دونه و اهمیت کسب امنیت در دوران کودکی رو هم به عنوان اصل کلی و پایه ای واسه داخلی کردن اعتماد به خود یادآور می شه.

به دنبال مطالعاتی که الیسون(۱۹۸۳،به نقل از بیابانگرد،۱۳۷۶)انجام داد ،مشخص شد که از دست دادن حس کنترل و ایجاد نارضایتی فردی یکی از جنبه های مشخص عزت نفس پایین بوده .در بررسیایی که روی افراد دارای عزت نفس پایین انجام شده ،نشونه هایی چون :شکایت جسمی ،افسردگی ،اضطراب ،کاهش سلامت عمومی بدن ،بی تفاوتی و احساس تنهایی ،تمایل به اسناد شکست خود به بقیه ،نبود رضایت شغلی و کاهش کارکرد ،موفقیت آموزشی و داشتن مشکلات بین فردی ،گزارش شده.

کوپراسمیت(۱۹۷۶)در کتاب گذشته عزت نفس ،در مورد بررسی زیادی که در مورد عزت نفس دانش آموزان ابتدایی به عمل آورده اینجور گزارش می کنه :از معلمان کلاس پنجم خواسته شد دانش آموزان خود رو با یه اندازه که انعاس از اعتماد به خود ،سطح آرزوها و عوامل مربوط به اون بود ،درجه بندی کنه مقیاسای دیگری هم به کار میره و علم آموزانی که در رده بالاترین حد عزت نفس قرار داشتن به طور فشرده مورد مطالعه واقع شدن .شکل های جور واجور روش های پرورش بچه هم به وسیله والدین اونا به کار رفته بود بررسی شد.جمع بندی کوتاه از یافته های فوق از این قراره:

«والدین کودکان دارای عزت نفس زیاد ،به کودکان خود توجه و دقت دارن.اونا دنیای کودکان خود رو طوری تنظیم می کنن که به نظرشون مناسب و مطلوبه .اونا در محدوده ای که به وجود آورده ان ،آزادی تقریبا زیادی به کودکان میدن .محدودیتای تعیین و اعمال شده بیشتر با عزت نفس زیاد همبستهه تا با عزت نفس پایین .خونواده هایی که محدودیتایی به طور کامل مشخصی رو تعیین می کنن ،بیشتر به فرزندان خود اجازه میدن که از رفتار معمولی منحرف شن و آزادی بیشتری واسه اونا قائلند.با مساوی در نظرگرفتن بقیه عوامل ،محدودیتا و قوانین ،شاید اثرات افزایش دهنده و آسون کننده ای دارن.والدینی که ارزشایی مشخص و دیدگاهی روشن در مورد چیزی که رفتار درست می گن ،دارن و می تونن و میخوان که عقاید خود رو بیان و اعمال کنن ،شاید کودکانی بار میارن که واسه خود ارزش والایی قائلند»(بیلر،به نقل از کدیور،۱۳۷۱،صص۲۳۶-۲۳۷)

بهره مندی از عزت نفس علاوه برآن که جزئی از سلامت روانی حساب می شه ،با پیشرفت تحصیلی هم  ربط داره.تحقیقات زیادی نشون داده که بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی اتحاد زیادی(۴/۰تا۶/۰)هست(بیابانگرد،۱۳۶۷).براساس یه الگوی منطقی هر فردی ممکنه چند الگوی احتمالی علی رو مطرح کنه که هرکدامشان رو میشه به صورت نظری مورد بحث قرارداد.

۱-الف دلیل ب:

میشه گفت که پیشرفت تحصیلی هر فرد بر عزت نفسش،از راه ارزیابیای دیگه افراد مهم ،تاثیر میذاره .مثل همین پیش بینی رو میشه با در نظر گرفتن نظریه مقایسه اجتماعی(فسیتنگر،۱۹۵۲)مطرح کرد.طبق این نظریه پیش بینی فرد به عملکردش در گروه اجتماعی مورد مقایسه (مخصوصا در میان همسالان و هم کلاسان که اهمیت زیادی دارن)بستگی داره.مارش(۱۹۸۴)هم نظری مشابه همین رو داره.ایشون عقیده داره که تغییر عزت نفس شاید نتیجه افزایش موفقیت و پیشرفته تا این که متغیری لازم واسه وقوع پیشرفت.

 

 

۲-ب دلیل الف:

براساس نظریه همسان سازی خودمون(جونز،۱۹۷۳)فردی ممکنه پیش بینی کنه که دانش آموزان دارای عزت نفس تحصیلی پایین ممکنه از موفقیتایی که در اونا می تونن عزت نفس خود رو تغییر بدن،دوری ورزند .از این رو ،تلاش کمتری رو در مدرسه از خود نشون میدن.هم اینکه براساس خود ارزشی و زنجیره پیشرفت-توانایی ،دانش آموزان گرفتار به انتظارپیشرفت پایین ممکنه تصمیمات دوری از شکست ،از جمله طفره رفتن رو بیشتر آموخته باشن.البته باید در نظر داشت که آسودگی موقتی که به وسیله این تصمیمات دوری از شکست حاصل شده گمراه کننده س ،چون آخرسر به شخص آسیب می رسونن ،پس اگر فرد انتظارات پایینی از توانایی اش داشته باشه ،پیشرفت تحصیلی کمتری رو هم تجربه می کنه.

 

۳- الف و ب به یه روش تعاملی بر همدیگه تاثیر می ذارن:

دو روند که در فوق توضیح داده شد ،حتما با همدیگه در اختلاف نیستن .مارش(۱۹۸۴)یه مدل تعادل سازی پویا رو مطرح می کنه که برابر اون پیشرفت تحصیلی،عزت نفس و اسناد به خودمون تو یه شبکه از روابط دوطرفه پیچیده شدن.هم اینکه تغییر در یکی از اونا منتهی به تغییر در دیگری ،به خاطر ایجاد دوباره تعادل می شه ،پس ،پیشرفت تحصیلی و عزت نفس به یه روش تعاملی و دو طرفه در همدیگه تاثیر می ذارن.

۴-الف و ب معلوم ج هستن:

ماروگاما و همکاران(۱۹۸۱)میگن که دلیل سومی(مثلا ،توانایی یا پشتیبانی اجتماعی)برپیشرفت تحصیلی و عزت نفس موثره .ممکنه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی (هردو)از راه تجارب غیر تحصیلی مربوط به توانایی و یا متغیر سوم دیگری ،تحت تاثیر قرارگرفته باشن.

پس ،به صورت نظری الگوهای جور واجور علی رو میشه مطرح کرد که واقعا هم وجود دارن.با این حال ،چندین مطالعه آزمایشی انجام شده که روابط علی میان پیشرفت تحصیلی و عزت نفس مورد آزمون قرار داده.تحقیقات موجود یافته های مختلفی رو نشون دادن.

پتبیوم و همکاران(۱۹۸۶)با تجربه و تحلیل داده های یه نمونه بزرگ از دانش آموزان دبیرستان و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی عزت نفس کلی در فاصله ۲سال به این نتیجه رسیدن که هیچ گونه دلایلی مبنی بر این که کارکرد یه متغیر ،نسبت به متغیرهای دیگه برجسته تره وجود نداره.اونا توضیح احتمالی در این مورد مطرح می کنن:عزت نفس و پیشرفت تحصیلی ممکنه معلول یه متغیر سوم باشن یا این که هر دو متغیر به یه سبک چرخه ای تاثیر برابری بریکدیگر دارن.

در بعضی تحقیقات گزارش شده که عزت نفس بر پیشرفت تحصیلی برتری علی داره.در تحقیقات دیگری محققان به نتیجه مخالف به این یافته رسیدن.خلاصه این که تحقیقات آزمایش اجازه هیچ نتیجه گیری با ثباتی رو در مورد ترتیب علی غزت نفس و پیشرفت تحصیلی نمی ده.این همون نتیجه گیریه که به وسیله بیرن(۱۹۸۴و۱۹۸۸)در دو مطالعه بیان شده.علاوه بر این ،روابط بین این مفاهیم ممکنه به وجود اومده توسط مشکلات روش شناختی ،سن،تعریف عزت نفس و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی باشه.