مدل G.Smith

این مدل توسط اسمیت در سال ۲۰۰۲ تعریف و ارائه شده است. گام­های این مدل تا حدودی شبیه مدل­های پیش­گفته بوده و برای اجرای هر کدام از این گام­ها از ابزارهای مشابهی استفاده می­شود. گام­های پنج­گانه این مدل عبارتند از: شناسایی ریسک­ها، تجزیه و تحلیل ریسک­ها، اولویت­بندی و مسیریابی ریسک­ها، پاسخ به ریسک­ها و پایش ریسک­ها، که در شکل ۲-۲۲ نشان داده شده است. (اسمیت[۱]، ۲۰۰۲)

شکل ۲-۲۲- نمای مدل  G.Smith

۲-۳-۸-۷- مدل  Leach

این مدل که یک مدل علـّی می­باشد در سال ۲۰۰۰ توسط لیچ ارائه شده است. در این مدل که در ۲-۲۳ دیده می شود، فازهای مختلف مدل به صورت علت و معلولی نشان داده شده است و تاثیر هر فاز بر سایر فازها به صورت شهودی و ملموس قابل درک است. (لیچ[۲]، ۲۰۰۰)

شکل ۲-۲۳- نمای مدل  Leach

 

۲-۳-۸-۸- مدل Pritchard

پریت­چارت مدل خود را در قالب چهار فاز به نام­های برنامه ­ریزی ریسک، ارزیابی ریسک، توسعه پاسخ به ریسک و کنترل پاسخ به ریسک ارائه می­ کند. فاز ارزیابی ریسک شامل سه فعالیت شناسایی، تعیین خاصیت و اولویت­بندی ریسک می­باشد و فاز کنترل پاسخ به ریسک او نیز دو وظیفه سنجش کنترل و مستندسازی ریسک را انجام می­دهد. شکل ۲-۲۴ مدل و گام­های آن را به تصویر می­کشد. (پریتچارد[۳]، ۱۹۹۷)

شکل ۲-۲۴- نمای مدل  Pritchard

 

 

۲-۳-۸-۹- مدل Boehm

بوهم برای مدیریت ریسک فرایندی با دو فاز اصلی بیان می­ کند. یکی از این فازها «ارزیابی ریسک» می­باشد که شامل مراحل شناسایی، تجزیه و تحلیل و اولویت­بندی می­شود. دومین فاز «کنترل» می­باشد که خود در بردارنده مراحل برنامه ­ریزی مدیریت ریسک، تفکیک ریسک، برنامه ­ریزی پایش ریسک، ردیابی و اقدام اصلاحی است. (بوهم[۴]، ۲۰۰۸)

۲-۳-۸-۱۰- مدل Fairley

فیدلی در مدل خود سخن از هفت گام مجزا به میان می­آورد که این گام­ها به ترتیب عبارتند از:  شناسایی فاکتورهای ریسک، ارزیابی احتمالات و اثرهای ریسک، توسعه استراتژی با هدف کاهش ریسک­های شناسایی شده، پایش فاکتورهای ریسک، بکارگیری برنامه ­های پیشامد، مدیریت بحران، پوشش در برابر بحران. (فیرلی[۵]، ۲۰۰۶)

۲-۳-۹- مقایسه مدل­ها

در شکل ۲-۲۵ مدل­های مختلف مدیریت ریسک بر­حسب سال خلق و توسعه­شان، به منظور مقایسه کنار یکدیگر قرار داده شده ­اند. برای این منظور فازهای هر مدل به صورت خطی در زیر یکدیگر نوشته شده ­اند. با بررسی این جدول مشاهده می­گردد که از سال ۲۰۰۰ به بعد نگرش پژوهشگران نسبت به اطلاع از وضعیت ریسک­های پروژه دچار دگرگونی می­شود. این تغییر تاحدی است که در آنان گرایش به استقرار فاز پایش ریسک به­وجود می­آید و فاز پایش از آن به بعد محل مشخصی برای خود در میان سایر فازهای مدیریت ریسک می­یابد.

این مطلب را هم بخوانید :  انواع ریسک

در تمامی مدل­های ارائه شده از سال ۲۰۰۰ تاکنون فاز پایش حالت ساده و تک فازی خود را حفظ کرده و تفکیک آن به صورت ریزتر در هیچ یک از مدل­ها دیده نمی­ شود.

این مسئله حاکی از آن است که پژوهشگران سال­های اخیر بر خلاف پژوهشگران سال­های قبل از ۲۰۰۰ نسبت به فاز پایش و اهمیت نسبی آن در پروژه به اتفاق نظر دست یافته­اند و برای همین است که گرایش­های یکسان ذهنی آنها نسبت به این مسئله در قالب فاز واحد پایش قابل درک خواهد بود. منشأ اختلاف پژوهشگران در این سال­ها عمدتاً بر سر سایر فازهای مدیریت ریسک می­باشد. نگاهی به مدل­های اخیر (از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴) چنین می­رساند که نوعی هماهنگی و توازن میان مدل­های سال­های اخیر وجود دارد. در این مدل­ها تعداد فازها و ماهیت درونی آنها تقریباً مشخص و یکسان شده است. اختلاف نظر تنها در تقسیم­بندی و تفکیک این فازها به فازهای ریزتر و جزیی­تر می باشد. فازهایی مانند شناسایی، تجزیه و تحلیل و سنجش (اولویت دهی) تقریباً بیانگر مفاهیمی واحد و حصول اطلاعات یکسانی است که گاه با تفکیک بیشتر و گاه با تفکیک کمتر در قالب مدل­های متفاوت بیان می­شوند. آنچنان که از جدول زیر بر می­آید، لیچ تاکید بیشتری بر تفکیک فازهای تجزیه و تحلیل و سنجش (اولویت دهی) مدل خویش دارد. به طورکلی می­توان گفت که مدل­های جدیدتر تاکید بیشتری بر ساده سازی فازهای تجزیه و تحلیل و سنجش (اولویت­دهی) دارند و تنها تفکیک فاز شناسایی را به فاز دوگانه (آنچنان که در مدل PMBOK و PRMA دیده می شود) پیشنهاد می­ کنند. (عوض­خواه و محبی، ۱۳۸۹)

مقایسه مدل­ها با یکدیگر نشان می­دهد که به منظور بررسی ریسک­های یک پروژه اصولاً مفاهیم یکسان شناسایی، تجزیه و تحلیل، سنجش و پایش وجود دارد. این مفاهیم بسیار کلی و گسترده بوده و باید حیطه و دامنه عملشان کاملاً مشخص شود. مدل­های مختلف با توجه به نوع پروژه­ها، خصوصیات و ماهیت آنها به­وجود آمده و برای اینکه مدل­ها بتوانند با خصوصیات و ویژگی­های این پروژه­ها هماهنگ شوند گاه برخی از فازها با یکدیگر ادغام شده و گاه به جزئیات تفکیک شده ­اند و اما در کل، تمامی مدل­ها با گذشت زمان به سوی شکل واحدی حرکت کرده اند و تغییرات یکسانی را به خود دیده­اند و شباهت آنها به یکدیگر بسیار نزدیک شده است. مدل­های پس از سال ۲۰۰۲ انطباق قابل ملاحظه­ای با یکدیگر دارند. به­طورکل، تفاوت عمده مدل­های ارائه ­شده برای فرایند مدیریت ریسک در درک کلی و عمومی از ریسک است که به تحلیل­گر ارائه می­ کنند. این بدین معنا است که ممکن است چندین فاز که در مدلی از یکدیگر تفکیک شده ­اند، در مدل دیگر به صورت یک فاز مجزا، متحد و یکپارچه شوند و همان فاز واحد کار فازهای مفصل تر را انجام دهد.

این مطلب را هم بخوانید :  اجزای اصلی تشکیل دهنده برون­سپاری

بنابراین در این گونه مدل­ها تحلیل­گر درک متفاوت­تری از ریسک به­دست خواهد آورد که این امر به نوبه خود او را به اقدامات متفاوت دیگری رهنمون خواهد کرد. بنابراین چنین به نظر می­رسد که کارایی این مدل­ها با یکدیگر متفاوت است. هر چندکه این نظر صحیح به نظر می­رسد اما باید به این نکته اشاره کرد که کارایی و اثر بخشی مدل­ها تحت تاثیر فاکتورهای متعدد می­باشد. محققان نظرات متفاوت و بعضاً ناسازگاری را در این باره شمرده­اند.

چپ­من بر اهمیت فاز شناسایی تاکید می­ کند و در مقالات خود بیان می­دارد که چگونه درک کاربر از ریسک، سایر فرایندهای مدیریت ریسک را تحت تاثیر قرار خواهد داد. از سوی دیگر وارد با تایید این نظر در مقاله خود از فهرست جامع ریسک سخن به میان می­آورد. او فهرستی از ریسک­ها ارائه می­دهد که به نظر وی دارای اطلاعات گسترده و کلیدی از یک ریسک می­باشد و تحلیل­گران به­واسطه آن قادر خواهند شد کلیه جنبه­های مبهم و مهمی راکه در کارایی فرایند تاثیر گذار است تحت پوشش قرار داده و آشکار سازند.
فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
نکته دیگر این است که تمامی مدل­های ارائه شده برای کشورهای توسعه یافته خلق و ابداع شده ­اند و این در حالی است که شرایط اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و بازرگانی در کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته کاملاً متفاوت است. این عوامل به اندازه­ای گسترده هستند تا بتوانند ریسک­های متفاوتی را ایجاد کرده و شرایط مدیریت ریسک و یا حتی مدیریت پروژه را در این دسته از کشور­ها تغییر داده و سازمان­ها را در موقعیت­های بالقوه جدیدی قرار دهند. بنابراین تلاش برای ایجاد و توسعه مدل­های سازگار در این کشورها بسیار ضروری به نظر می رسد. (یان و همکاران، ۲۰۱۱)  مقایسه مدل­ها به صورت عمومی در شکل ۲-۲۵ و بر اساس مقایسه فازها در شکل ۲-۲۶ دیده می­شود.

[۱] Smith, P. G.

[۲] Leach, L. P.

[۳] Pritchard, C. L.

[۴] Boehm, B. W.

[۵] Fairley, R.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *