تحقیق دانشگاهی – مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو …

کیفیت احساس فردی
کیفیت روابط خانوادگی
کیفیت روابط اجتماعی
کیفیت سلامت
کیفیت شرایط محیطی
کیفیت شرایط اقتصادی
بنابراین می توان گفت که کیفیت زندگی زنان دچار طلاق عاطفی در سطح پایین (ضعیف) و در مقابل کیفیت زندگی زنان عادی در سطح بالاخوب) قرار دارد.
درایران نوابی نژاد و فروغان (۱۳۸۷)، به بررسی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد معنا درمانی بر سلامت روان زنان سالمند پرداختند . نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن بود که کاربرد مشاوره ی گروهی با رویکرد معنا درمانی موجب افزایش سطح سلامت روان ، کاهش میزان اضطراب و فشار روانی ونیز کاهش اختلال در کنش اجتماعی زنان سالمند گردیده است اما در کاهش میزان شکایات جسمانی تاثیر چشمگیری نداشته است.
۲-۷-۲٫ تحقیقات خارجی
رابطهی تنظیم هیجانی، فشارزاهای روانی زندگی و تصویر از بدن با اختلالات خوردن در زنان نتایج به دست آمده در این پژوهش، نشاندهندهی رابطهی معنیدار بین تنظیم هیجانی و اختلالات تغذیهای زنان است که با نتایج پژوهشهای ویچیانسون و همکاران ( ۲۰۰۸ ) مک کنزی ( ۲۰۰۸ ) کزجا، ریف و هیلبرت ( ۲۰۰۹ ) الیور، واردل و گیبسون (۲۰۰۸ ) و پیرهامبورت و همکاران (۲۰۰۴) همسویی دارد. در تبیین این یافته میتوان گفت که توانایی فهم و مدیریت و تنظیم هیجانها، یکی از اصول موفقیت در زندگی تلقی میشود و عدم موفقیت در تنظیم هیجانها میتواند پیامدهای منفی از جمله اختلالات در خوردن را به دنبال داشته باشد.
یافتههای این پژوهش نشان داد که رابطهی معنیداری بین نتایج هیجانی و بیاشتهایی زنان وجود دارد. این یافته با پژوهشهای جاروس و همکاران ( ۲۰۰۷ ) ویچیانسون و همکاران ( ۲۰۰۸ ) کزجا ریف و هیلبرت ( ۲۰۰۹ ) و پیرهامبورت و همکاران ( ۲۰۰۲ ) هماهنگی دارد. در تبیین این یافته میتوان گفت مدیریت هیجانهای خود و دیگران سبب قدرت سازماندهی و سازگاری فرد در موقعیتهای تحریککننده میشود، فردی که توانایی مدیریت هیجانی رشد یافتهای دارد، آزاد از هر گونه اجبار بیرونی و درونی میتواند هیجانها را تجربه کند و یا از بروز آنها جلوگیری نماید.
در واقع عدم توانایی تنظیم هیجانات، باعث میشود که احساسات فرد بر عقل و منطقش غلبه داشته باشد و فرد در موقعیتهای مختلف تنها با تکیه بر جو احساسی محیط و بدون توجه به راهحلهای منطقی ممکن تصمیمگیری کند. اگر شخصی از لحاظ هیجانی، ناهشیار باشد و در تنظیم و تعدیل عواطف و هیجانهای خود به نحوی اشکال داشته باشد، در کنترل میزان خوردن غذا نیز دچار مشکل شده و عواملی از جمله تحریکپذیری شدید نسبت به غذا، تمایل به فربه بودن و فرار از مشکلات باعث پرخوری در او میشود.
به نظر میرسد استرس، چالشی در مسیر سلامتی هر فرد است و جزیی لاینفک و تأثیرگذار در چرخهی زندگی است. موضوعی که در یافتهی دیگر پژوهش مبنی بر رابطهی معنیدار بین فشار روانی (استرس) و بیاشتهایی زنان و رابطهی معنیدار بین فشار روانی (استرس) و پراشتهایی زنان نیز مشاهده میشود.
تصویر بدنی و نگرشی که هر فرد نسبت به جسم خود دارد، بخشی از خودپندارهی او را تشکیل میدهد. تأکید بر لاغر بودن یکی از حوزههای پزشکی است و تبلیغات گسترده بر درمان چاقی و لاغری در بیشتر رسانهها گواه این مطلب است. از طرفی دیگر تصویر بدنی، یک تصویر یکسان یا مشخص نیست؛ گاهی اوقات به دلیل ساخت جسمانی یا بعضی از بیماریها، زنان دچار لاغری میشوند و ممکن است برای حل این مسئله، به پرخوری متوسل شوند.
در پی به دستآمدن این یافتهها میتوان گفت که استرس از عوامل تأثیرگذار و اجتنابناپذیر زندگی است و بسیاری از موضوعات کوچک و بزرگ به درجات مختلف در زندگی با منبع استرس به شمار میروند. شایدبتوان گفت که در اکثر اختلالات روانی، ردپایی از استرس وجود دارد. بنابراین استرس باعث برانگیختهشدن آن دسته از هیجانات مثبت و منفی میشود که نیاز به مدیریت دارند.
مقایسه اضطراب اجتماعی و نگرانی از تصویر بدنی دانشجویان زن و مرد
نتایج نشان داد بین دانشجویان زن و مرد از لحاظ اضطراب اجتماعی تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتایج حاصل از تحقیق با تحقیقات گراوند و همکاران ( ۱۳۸۹ ) و فینگولد ( ۱۹۹۴ ) هماهنگ میباشد و باسایر تحقیقات ناهماهنگ است. درتبیین میتوان گفت: هنگامی که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در موقعیتهای جمعی وعملکردی قرارمیگیرند نسبت به اطرافیان ومحیط حساس میشوند و دریافت هرگونه بازخوردی باپردازش شناختی همراه میشود. دراین حالت احساس ذهنی اضطراب بر آنها چیره میشود.
همچنین نتایج نشان دادبین دانشجویان زن ومرد ازلحاظ نگرانی ازتصویربدنی تفاوت معنیداری وجود ندارد. نتایج حاصل از تحقیق با تحقیقات سیرا و پارک روایت ( ۲۰۱۰ )، گروسبارد، نیبورز و لاریمر ( ۲۰۰۹ ) و بفورت و ریکارد ( ۲۰۰۳) هماهنگ میباشد و با سایر تحقیقات ناهماهنگ است. در خصوص تبیین این یافته میتوان گفت: زنان بیش از مردان به بدن خود توجه میکنند و بیشتر از مردها زیر سلطه بدن خود هستند. البته همین توجه مفرط آنان به بدن خود، تأثیر منفی و پایداری در نگرش آنان نسبت به بدن یا ارزش بدن میگذارد. زنهای تابع نقش جنسیتی سنتی زنانه بیشتر احتمال دارد در «دام زیبایی» بیفتند. دوری زن از نقشهای جدیتری اجتماعی و محدود بودن در محیط خانه سبب میگردد که به مسائل جزئی در حوزه خانه بسنده کند و همین مسئله سبب توجه بیش از حد به زیباییهای ظاهری در زن میگردد. علاوه بر این امروزه با تبلیغات وسیع رسانهای روبرو هستیم که مجدداً بر جنبههای دیگر از زیبایی زنان تأکید میورزند. پس میتوان گفت، زمانی که بافت فرهنگی جامعه بر ارزشمندی جذابیت ظاهری به ویژه برای زنان تأکید نماید، به تدریج زمینه نگرانی راجع به تصویر بدن فراهم میشود.
همچنین تحقیقات نشان دادهاند که نگرشهای فرهنگی به بدن در مردان نیز دستخوش تغییراتی شده است. قبل از به وجود آمدن تلویزیون و سایر رسانههای جمعی این که افراد از نظر سایرین چگونه به نظر میآیند، کمتر مورد توجه بود. ولی امروزه رسانهها به دلیل ارائه فیزیک غیرواقعی مورد انتقاد واقع میشوند امروزه شاهد هستیم که مردانی با ظاهر مناسب روز به روز عضلانیتر میشوند. رسانهها با تبلیغاتی که درباره شکل بدن ارائه میدهند، میتوانند روی احساس فرد از خود تأثیر گذارند. البته امروزه در کشور ما بیشتر هنرپیشهها و نیز کانالهای مد در ماهواره و اینترنت به عنوان الگو انتخاب میشوند و به این موضوع دامن میزنند. همچنین دیدن اغلب ویدیو موزیکها میتواند عاملی خطرناک برای تأیید و قبول نگرانیهای مرتبط با وزن و شکل بدن در مردان باشند.
سافیر، فلیشر کلنر و روزنمان ( ۲۰۰۵ ) در پژوهشی تحت عنوان « زمانی که تفاوتهای جنسی نسبت به تفاوتهای فرهنگی تأثیر بیشتری بر رضایت افراد از تصویر بدن دارد » پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد زنان در مقایسه با مردان نارضایتی بیشتری از تصویر بدنی خود دارند.
نتیجه تحقیق باوکر، گادبویس و کرنک ( ۲۰۰۳ ) نشان داد که پسران نسبت به دختران رضایت بیشتری از وزن و ظاهر بدنی خود دارند.
در پژوهشی که بفورت و ریکارد ( ۲۰۰۳ ) به منظور بررسی « شباهتهای جنسی در پاسخ به پسخوراند تصویر بدنی در جمعیت غیربالینی» انجام دادهاند، نتایج نشان از عدم تفاوت تصویر بدنی در زنان و مردان دارد و نگرانیهای مرتبط با تصویر بدنی در هر دو جنس وجود دارد.
تحقیق میلر، گلیاوس، هیرش، گرین، اسنو و کوریت ( ۲۰۰۰ ) به منظور « مقایسه ابعاد مختلف تصویر بدنی با توجه به ویژگیهای قومی- نژادی و جنسیت در دانشجویان » نشان داده است که بین زنان و مردان در مقیاس کلی تصویر بدنی، نگرانیهای مرتبط با وزن، تناسب اندام و سلامتی تفاوت وجود دارد.
اوبرگ و تورنستام ( ۱۹۹۹ ) در تحقیقی به بررسی تصویر بدنی در مردان و زنان در سنین مختلف پرداختند، نتایج نشان داد که با افزایش سن زنان تصویر بدنی مثبتتری به دست میآورند. تصویر بدنی در همه ردههای سنی در زنان نسبت به مردان، از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و با افزایش سن از اهمیت آن کاسته نمیشود. علیرغم تحقیقات قبلی با بالا رفتن سن رضایت از تصویر بدنی در زنان بیشتر میشود.
بررسی سطح تحول من و گرایش به جراحیهای زیبایی
نتیجه حاصل از بررسی تفاوت بین دو گروه متقاضی جراحی زیبایی و گروه غیرمتقاضی در زمینه سطح تحول من نشان داد که سطح تحول من در متقاضیان جراحی زیبایی نسبت تصور از خود به جای تکیه بر قضاوتهای خود، ارزشهای دیگران را در مورد خوبی و بدنی درونی سازی کنند؛ بدین ترتیب قضاوتهای ارزشی خود را حتی اگر شایسته و صحیح باشند، از تصور از خود کنار میزنند. تکیه بر قضاوتهای دیگران، مانعی اساسی در حرکت به سوی خودپیروی و فردیت است که از ارکان اساسی تحول من میباشد. همچنین قرار گرفتن در سطح پایینتر تحول من باعث میشود افراد برای مبارزه با احساس شرم و نارضایتی از ظاهر جسمانی به جای تغییر در عقاید خود، درصدد تغییر در ظاهر خودبرآیند.
تأثیر یائسگی بر کیفیت مرتبط با سلامت زندگی: نتایج از مطالعه طولی استرید
هدف ما تأثیر وضعیت یائسگی، فراتر از نشانگان یائسگی، بر کیفیت مرتبط با سلامت زندگی[۹] بررسی میکنیم.
مواد و روش ها هفتصد و سی و دو زن ۴۰-۶۵ ساله، بدون در نظرگرفتن وضعیت سلامت یا وضعیت یائسگی، به طور کلی در واحد طب داخلی ثبت نام کردهاند .زنان پرسشنامه سالانه شامل HRQoL و وضعیت یائسگی و نشانگان آن را تکمیل کردند.
نتایج: مخلوط سلامت جسمی RAND -36 در نزدیک به پایان (۴۵٫۶ ، P <0.05)، در اوایل پس از شروع یائسگی(۴۵٫۴ ، P < 0.05 ،) و زنان در اواخر دوره پس از یائسگی (۴۴٫۶، P < 0.01) و کسانی که یک هیسترکتومی گزارش (۴۴٫۲ ،P < 0.01 ) در مقایسه با زنان قبل از یائسگی (۴۷٫۱)، با اندازه اثر کوهن ۰٫۱۲-۰٫۲۳d= پایینتر است. ترکیب سلامت روان از -۳۶ RAND – نزدیک به پایان ( ۴۴٫۷ ، P < 0.01)، در اوایل پس از شروع یائسگی (۴۴٫۹ ، P <0.01 ،) و زنان در اواخر دوره پس از یائسگی( ۴۵٫۰ ، p < 0.05 ،) و کسانی که یک هیسترکتومی گزارش ( ۴۴٫۲ ، P < 0.01 ) در مقایسه با زنان قبل از یائسگی ( ۴۶٫۸ ) ، با اندازه اثر کوهن d= 0.15-0.20 پایینتر است. یافتهها قابل مقایسه برای فرکانس علائم یائسگی و رنجش تنظیم شدهاند.
نتیجهگیری طی یک دوره پیگیری ۵ ساله، ماتأثیرمنفی یائسگی در برخی ازحوزههای HRQoL، بدون در نظرگرفتن علائم یائسگی را دریافتیم. پزشکان باید از این رابطه آگاه شوند و به منظور بهبود HRQoL کار کنند، ونه هنگامیکه علائم یائسگی راحل کنیم، انتظار برای بهبود خودبه خودی داشته باشند.
بلومل و همکاران (۲۰۰۰) در اسپانیا با هدف بررسی تأثیر یائسگی و متغیرهای اجتماعی جمعیتی بر کیفیت زندگی ۱۸۱ زن در سنین ۵۱-۴۰ سال، به وسیله پرسشنامهMEN.Qol ، مطالعهای را انجام دادند. آنالیز تک متغیری دادهها نشان داد که زنان یائسه نمره کیفیت زندگی کمتری در مقایسه با سایر زنان داشته(۰٫۰۰۰۱>p) مشکلات زنان خانه‌دار نسبت به زنان شاغل بیشتر بود (بعد وازوموتور: ۰٫۰۰۳>p، روانی اجتماعی ۰٫۰۰۰۷>p( و جنسی ۰٫۰۰۰۱>p.) نتیجه نشان داد یائسگی موجب کاهش کیفیت زندگی می‌شود که مستقل از سن و دیگر متغییرهای اجتماعی جمعیتی (وضعیت ازدواج، تحصیلات، شغل ، تعداد فرزندان،… ) میباشد [۱۸].
آمور و همکاران (۲۰۰۴) در ایتالیا جهت ارائه دادههایی در مورد نشانههای روانشناختی و کشف ارتباط بین عوامل روانی اجتماعی در یائسگی به پژوهش مقطعی دست زدند. به این منظور برای ۴۰۷۳ زن پرسشنامه سلامت زنان فرستاده شد. در میان نشانههای روانشناختی سه عامل مهم شناخته شدند. آنالیز چند متغیری نشان داد نمره نشانههای افسردگی در زنان پست منوپوز ۳۲٫۰۱ (۰٫۰۰۰۱>p)، خلق افسرده بانشانههای یائسگی ۲۲٫۴۵ (۰٫۰۰۰۱>p) واضطراب ۲۳٫۲۸ (۰٫۰۰۰۱>p) بود. عوامل مربوط به نشانههای افسردگی شامل تعداد حوادث زندگی، وضعیت منوپوز و محل اقامت در مکانهای با سطح فرهنگی پایینتر بود.
برزیسکی و همکارن (۲۰۰۱) در انگلستان با هدف بررسی کیفیت زندگی و وضعیت سلامتی گروه زنان مطالعهای مقطعی روی زنان ۶۰-۴۵ ساله که پنج سال از آخرین پریودشان گذشته بود، انجام دادند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه MEN.QoL و SF36 بود . در این مطالعه با آزمون آماری من ویتنی زنان با حقوق بیشتر نشانههای جسمی (۰٫۰۵>p) و نشانه های روانی اجتماعی (۰٫۰۱>p) کمتری را تجربه کردند. همچنین زنان با تحصیلات پس از دبیرستان از زنان فاقد این تحصیلات از نشانههای جسمی کمتری رنج میبرند(۰٫۰۰۱>p) زنان غیرشاغل (۰٫۰۲۱>p) و زنان متاهل (۰٫۰۰۳>p) نشانه های وازوموتور بیشتری را گزارش کردند. نتایج نشان داد زنان شاغل، دارای سطح تحصیلات بالاتر یا حقوق بیشتر، سلامت بیشتر و نشانههای کمتری از یائسگی را نشان دادند و در مجموع حقوق پایین و سطح پایین آموزش با نشانههای بیشتر یائسگی را ارتباط داشتند. با توجه به اینکه سطح پایین آموزش با بروز نشانههای بیشتری از یائسگی همراه است پس با آموزش میتوان در نشانههای یائسگی تخفیف ایجاد کرد.
در ارتباط با فهم و معناداری زندگی باسلامت جسمی و روانی نیز پژوهش هایی انجام شده است که همگی ازارتباط قوی ومعناداری بین درک معنای زندگی با متغیرهای سلامت پرده برداشتهاند از جمله آنها پژوهشی است که باهدف بررسی معنا و مفهوم زندگی در بیماران نیازمند آرام بخش، توسط ژوهانس و برندستاتر و کرام[۱۰]ر (۲۰۱۰) ،پرداخته شد ، تعداد ۱۰۰ بیمار به تکمیل معیار برنامه زمان بندی شده برای ارزشیابی معنا و مفهوم در زندگی پرداختند. طبق این تحقیق، بیماران نیازمند به درمان از طریق مسکن تمایل بیشتری دارند تا شریک یا همسر یا دوستان و اوقات فراغت، معنویت، سلامت، طبیعت و لذت و شادی را به عنوان زمینه های معنادار لیست کنند. همچنین با بررسی ارزیابی های مبنی بر رضایت و توافق، باید اشاره کرد که نمرات رضایت از خانواده، شریک یا همسر، معنویت ، و امور مالی در این بیماران نسبتا بالا بوده است .
استایگر و فرایزر[۱۱] (۲۰۰۶) معنای زندگی را در احساس سازنده بودن انسان موثر دانسته و حتی ادعا کرده اندکه ماهیت انسان ووجودوی منوط به دارا بودن چنین مفهومی است. برخی از روانشناسان (مانند آلپورت، ۱۹۴۵؛فرانکل، ۱۳۸۶ و مازلو، ۱۹۶۳) وجد وعنا در زندگی ، را به عنوان مهمترین عامل موثر بر کنش های روانشناختی میدانند. فرانسیس، هیلز (۲۰۰۸) معتقدند که بدون داشتن معنا درزندگی، افرادخلاء وجودی را احساس کرده و به بیماری های و اختلالات روانی دچار می شوند.
پن، ونگ، چان و ژوبرت (۲۰۰۸) معنای زندگی را کلیدی برای عاطفه مثبت میدانند که باعث افزایش میزان رضایت از زندگی و شادی می شود. همچنین کلرک، بوشف و وانویک (۲۰۰۸)، مهنای زندگی را پیشبینی کننده قوی برای عاطفه مثبت ذکر کرده اند .
کینگ ، هیگز (۲۰۰۷) به شواهدی آزمایشی و همبستگی در زمینه ارتباط قوی بین عاطفه مثبت و معنای زندگی دست یافتند و بیان کردند که انسان ها غالبا در کنار دیگر کیفیات زندگی شان از عواطف به عنوان اطلاعات در دسترس خود برای قضاوت درباره معنای زندگی استفاده و به آن ها اعتماد می کنند.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.