مهمترین سوالات مصاحبه استخدامی و بهترین جوابهای ممکن

Ten Tough Interview Questions and Ten Great Answers

تو یه مصاحبه استخدامی معمولاً بعضی از سوالات بیشتر از بقیه خودنمایی میکنن و سرنوشت شرایط استخدامی شما به همین سوالات وابسته، پس قبل از رفتن به مصاحبه استخدامی تلاش کنین واسه جواب دادن به این سوالات آمادگی داشته باشین.

به گزارش آلامتو و به نقل از سایت چیجوری؛ هر چی رقابت بین کارمندان واسه شاغل شدن در جاهای بهتر شدیده، اما کارفرمایان خیلی لوکس اون بالا نشسته ان و با اشاره انگشتان شون کلی آدم رو می برن و می یارن تا از بین همه فقط یه یا دو نفر رو استخدام کنن و از اونجا که این شرکتای بزرگ و کوچیک خیلی به قدرت انتخاب علاقه دارن، آدمایی رو به کار می گیرن تا واسه فیلتر کردن نیروها غربالای ریز تری رو در اختیارشون بذارن. یکی از تاکتیکای محبوب این آدما سؤال پیچ کردن درخواست کننده با سؤالایی سخت و گول زننده س تا بتونن با لای منگنه گذاشتن اون تواناییای واقعیش رو از زیر زبونس بیرون بکشن.

با اینکه این سوالا باعث می شن کارفرماها نیروی بد جذب نکنن، اما واسه خواهندگانِ شغل رقابت سختی هستن، چون درخواست کننده شغل نه فقط باید به معرفی تواناییای کاری خود بپردازه، بلکه باید خیلی سریع مسائل رو پردازش کرده و وقار خود رو هم زیر فشار مصاحبه از دست نده. هر چند که ممکنه این رقابت ترس آور به نظر برسه، اما خواهندگان با کمی تمرین می تونن مصاحبه کردن رو به نقطه قوت خود تبدیل کرده و سرشون رو بین سرهای دیگه بالاتر بگیرن.

یکی از مشکلاتی که آدمای باهوش دارن اینه که فکر می کنن نیاز به گرم کردن ندارن و هر جایی گیر کردن ذکاوتشان به دادشان می رسه. اما واقعیت اینجاس که هیچ چیزی حریف تمرین و آماده سازی نمی شه. اگه بشینین جلوی آینه یا جلوی وب کم و آشکارا نوع جواب دادن تون رو تمرین کنین، اون وقت موقع مصاحبه اصلی هم چکه چکه عرق از شقیقه تون به پایین سُر نمی خوره. روی چگونگی بیان و ژستای خود کار کنین تا جلوی مصاحبه کننده دست و پاتون رو گم نکنین.

حالا که آماده اید بریم سر وقت ۱۰ سوال سنتیِ سختِ مصاحبه های شغلی و ببینیم که چه جوابای زیرکانه و دندون شکنی میشه به اونا داد:

۱. کمی درباره خودت صحبت می کنی؟

دلیل طرح این سؤال بیشتر از اینکه دریافت اطلاعات از شما باشه، آزمایش سبک و راه و روش صحبت کردن و انتقال مفاهیم از راه شماس. این اشتباه رو نکنین که بخواین بیوگرافی کوتاهی از دوران روروَک بازی، روز اول مدرسه و طالع بینی خود رو واسه مصاحبه کننده تعریف کنین. به جاش خیلی به درد بخور و کوتاه از تجربیات گذشته کاری و شخصی خود که مربوط به موقعیت کاریِ مورد مصاحبه می شه حرف بزنین. چیزایی بگید که رزومه تون رو تکمیل کنه. شاید اصلا بهتر باشه واسه شخصیت خودتون برند سازی کنین تا خیلی سریع مشخص شه که شما کی هستین و با خودتون چی به این شرکت میارید.

۲. به چه دلیل کار قبلی ات رو ترک کردی؟

وضعیت اقتصادی باعث شده تا خیلی از نیروهای مجرب و متخصص از کار بیکار شن، پس اگه شرکت قبلی تون براساس کاهش نیرو به قرارداد شما پایان داده خجالت نکشید و راستش رو بگید. اما اگه به خاطر عملکردتون از شرکت قبلی اخراج شدین بهتره که به گفتن «راهمون از هم جدا شد» اکتفا کنین و بحث رو به منطبق بودن تواناییای خود با شغل مورد مصاحبه بکشونین. اگه از ترک شغل قبلی تون بیشتر از چند روز نمی گذره، روی این مسئله تأکید کنین که دنبال فرصتا، رقابت ها و مسئولیتای بزرگ تر هستین. اگه در حال گذار از یه زمینه کاری به طور کامل جدا از هم به زمینه کاری دیگری هستین، بحث رو اینطور پیش ببرین که به چه دلیل مایل به انجام این تغییر بزرگ هستین و اونو گره بزنین به مسئولیتای فرصت شغلی جدید.

۳. بزرگ ترین نقطه قوتت چیه؟

بدون پرچانگی، شروع کنین به تشریح سوابق کاری و قدرتمندترین شاخصهای کیفی و موفقیتای خود رو که مستقیما به مسئولیتای شغل مورد تقاضایتان مربوط هستن بگید. یکی از راه هایی که جواب داده اینه که از ۴ توانمندی خاصی نام ببرین که مورد علاقه کارفرمایانه: انگیزه بخشی به خود، ابتکار عمل داشتن، توانایی همکاری به شکل کار گروهی و تمایل داشتن به کار کردن تا بوق سگ.

۴. بزرگ ترین نقطه ضعفت چیه؟

جایی خوندم که این سؤال یکی از مزخرف ترین سؤالاتیه که می شه از یه آدم ناشناس پرسید و نویسنده مطلب به حدی عصبانی بود که گفته بود در جواب این سؤال بگید «مگه شما دکتر یا داروغه شهر هستین که این سؤال رو می پرسین؟» البته مثل اینکه بعد رفته بود یه لیوان آب خورده بود و خونسردتر که شده بود، در پاراگراف پایینی نوشته بود اگه گفتن نقطه ضعفت چیه بخندین و بگید «شکلات»، یا کمی در لفافه تر بگید: «قبلا این نقطه ضعف رو داشتم که بشینم و نگران نقاط ضعفم باشم، اما الان فقط به نقاط قوتم فکر می کنم». اما شاید این سؤال به این بدیا هم نباشه. من که می گم با طرز فکر «آش کشک خاله اته، بخوری پاته، نخوری پاته» جلو برید.

مطمئنا مصاحبه کننده از شما انتظار نداره که سوپرمن باشین، اما شمام زرنگ باشین. این سؤال رو بگیرین و طوری بپیچانیدش که به جای نقطه ضعف، نقاط قوت تون رو واسه مصاحبه کننده تعریف کنین. یعنی نقاط ضعف شخصی تون رو بگید تا نقاط قوت کاری تون برجسته شن. فرض می کنیم که شما از اون آدمای معتاد به کارین که باید با چوب بزنی اش تا از محل کار بره خونه و همین باعث می شه که بیشتر وقتا دوستان و خونواده تون رو از یاد ببرین. می تونین این نقطه ضعفای زندگی شخصی رو مطرح کنین و بعد عنوان کنین که وسواسی بودن به کار باعث می شه تا دیروقت بمونم و همه اشکالات کار رو برطرف کنم و حتی اگه کار بیخ پیدا بکنه قید آخر هفته رو هم می زنم.

تاکتیک دیگری که در روبرو شدن با این سؤال می تونین به کار بگیرین اینه که نورافکن رو وردارین و بیندازیدش روی جایی که در حال پیشرفت کردن هستین و زوم کنین روی اون قدمایی که ورداشته اید نه اینکه بگید فلان کار رو بلد نیستم. مثلا شما باید در چشم مصاحبه کننده حسابدار تازه کاری باشین که رفته و تو یه مؤسسه آموزشی حسابداری نزدیک محل کارش چند واحد درسی درباره «روال پرداخت حقوقا» ورداشته تا دانشش در این مورد زیاد شه یا مثلا متخصص IT نازنینی باشین که رفته واسه دریافت مدارک تکمیلی در کلاسای امنیت شبکه Cisco ثبت نام کرده.

۵. درباره زمینه فعالیت شرکت ما چه میدونی؟

دم دستی ترین کاری که می تونین بکنین اینه که برید داخل سایت شرکت و قسمت «درباره ما» رو بخونین. کارمندان قبلی و فعلی شرکت هم منابع خوبی واسه جمع کردن این جور اطلاعات هستن. لازم نیس خیلی هم مو رو از ماست بکشین، همین که چند نکته کلیدی درباره اون شرکت بدونین کافیه. هدف از طرح اینجور سؤالی اینه که فهمیده باشن شما چه قدر به کار کردن در اون شرکت علاقه دارین.

۶. از چه چیز کار قبلی ات خیلی بدت می اومد و از چه چیزش خیلی لذت می بردی؟

جواب خود رو روی چیزایی متمرکز کنین که به طور خاص مربوط به اون فرصت شغلی هستن. از گفتن چیزایی مثل «من از جَو اونجا خوشم می اومد» دوری کنین. به جای اون بگید «من به عنوان عضوی از تیم (مثلا لجستیک)، عاشق جو رفاقت تیمی اونجا بودم». اگه هوس کردین درباره نکات منفی کار قبلی تون صحبت کنین، یادتون باشه چیزایی رو بگید که اصلا ربطی به وظایف کار مورد درخواست تون نداره. اما اگه هم منفی گفتید، حتما یادتون باشه که پشت بندش ذکر کنین که وظایف تون رو تموم و کمال انجام می دادین یا اینکه از اون چیز منفی هم نکات مفیدی یاد گرفتید. این نشون میده آدم وظیفه شناسی هستین، حتی اگه از کاری که به شما محول می شه خوشتون نیاد.

۷. به نظرت این کار برات کوچیک نیس؟

کسی انتظار نداره بگید «بله». اگه گفتید، شاید مصاحبه کننده به این فکر بیفته که این کار بعد از یه مدت دل شما رو میزنه و خیلی زود شرکت رو ترک می کنین. به جای جواب مستقیم دادن به این سؤال تلاش کنین درباره اون سوابق و مهارتایی صحبت کنین که در صورت استخدام شدن، با خودتون به داخل شرکت میارید.

۸. چی تورو از بقیه خواهندگان این شغل جدا می کنه؟

اینم از اون سؤال هاییه که ممکنه بدجوری کفرتان رو در بیاره. انگار میخوان کار خودشون رو گردن شما بندازن. شاید در دل تون بگید مگه من بقیه خواهندگان رو دیده ام که بدونم چه چیزشون با من فرق می کنه؟

حتما هدف مصاحبه کننده از پرسیدن اینجور سؤالی اینه که بدونه برگ برنده تون چیه. واسه جواب دادن به این سؤال نه فقط باید بیشتر فاکتورهای مورد نظر خودشون رو داشته باشین، بلکه به دو سه خاصیت دیگه هم احتیاج دارین. مثلا چیزایی که شاید هنوز خودشون هم ندونن که ممکنه در بین کار به اونا نیاز باشه. اینطوری به مصاحبه کننده خواهید فهماند که من نیرویی هستم که نه فقط امروز، بلکه فرداروزی که کارتون گسترش یافت هم به دردتون می خورم.

۹. در سه سال آینده خودتو در چه جایگاهی می بینی؟

این سوال رو معمولا از کسائی می پرسن که هنوز بوی دانشگاه میدن. هدف از طرح این سؤال بررسی دو نکته س. اول اینکه بدونن تا چه حد بلند پرواز هستین و دوم اینکه ببینن با معنی درست پیشرفت کردن آشنا هستین یا نه. اما جواب هوشمندانه شما چه هستش؟ به جای اینکه فلش بک بزنین به کلاس دوم ابتدایی و بگید «می خوام خلبان بشم» یا «ستاره کشتی کج بشم» یا «رئیس اداره بشم» بهتره سیاست دیگری رو در پیش بگیرین. اگه مثلا دنبال یه منصب مدیریتی هستین، بگردین دنبال ویژگیای اون سِمَت که الان در اونا خیلی قوی نیستین، اما انگیزه بالایی دارین تا به صورت آهسته و پیوسته تقویتشان کنین. مثلا اگه در بخش فناوری کار می کنین می تونین با تأکید بر افزایش مهارتای خود، دورنمایی از آینده رو واسه مصاحبه کننده به تصویر بکشین.

۱۰. خودت سؤالی نداری؟

هیچ وقت نگید «نه» یا «دیگه چیزی باقی نمونده تا درباره بهش صحبت کنیم». این مصاحبه تا وقتی که از در شرکت خارج نشدین و نرفتید توی کوچه، تموم نشده. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین، زحمت پرسیدن سؤالات بی موردی مثل « شرکت سرویس رفت و اومد داره» رو هم به خود ندین. چون با این سؤال می تونین هر گونه دودلی احتمالی ای که واسه مصاحبه کننده باقی مونده رو برطرف کنین و اگه لازم باشه چیزایی رو که خوب عنوان نکردید، این بار به شکل دیگری بگید. هم اینکه می تونین از پیش چند سؤال کلیدی آماده کنین. وظیفه این سؤالات نشون دادن علاقه شما به اون شرکته. مثلا می تونین از فرهنگ حاکم بر مجموعه سوال و از اینکه خود مصاحبه کننده از چه چیز شرکت بیشتر از همه خوشش میاد، سؤال کنین.

حالا پیش خودمون بمونه، اینا که همه سؤالات هلویی بودن، اما ۲ عامل مثبت اندیشی و تمرین کردن به شما کمک می کنن تا مثل آب خوردن از پس سؤالات سخت تر از اینم بربیایید. هیچ هراسی به دل خود راه ندین. مصاحبه کننده هم گناهی نداره و احتیاجی نیس اونو پیش دندانپزشک بفرستید. اگه خودتون هم جای اون مصاحبه کننده نشسته بودین دنبال فردی می گشتید که رقابت طلب باشه و به خودش اطمینان داشته باشه، نه هر کسی که فقط دنبال گرفتن کاره تا بتونه قبض آب و برق و گاز و شارژ تلفنش رو پرداخت کنه. تمرین کنین، امیدتون به تلاش تون باشه و از کسی باکی نداشته باشین.

چیجوری کارمند خوب استخدام کنیم؟

چیجوری در مصاحبه کاری بهترین تاثیر رو بذاریم؟

استخدام چیجوری

دیدگاهتان را بنویسید