مهناز افشار : خداحافظ دنیای بازیگری…

مهناز افشار در گفت و گو با یه مجله تخصصی سینمایی با گفتن این در مورد این که بعد از خداحافظی چه می کنه، اضافه کرد: عکاسی بلد نیستم و کارگردانی هم نمی تونم بکنم. تدوین و فیلمبرداری نزدیک تره به من.

 

 

این بازیگر سینما در گفت و گو با یه مجله تخصصی سینمایی با گفتن این در مورد این که بعد از خداحافظی چه می کنه، اضافه کرد: عکاسی بلد نیستم و کارگردانی هم نمی تونم بکنم. تدوین و فیلمبرداری نزدیک تره به من. اما احتمال این که نویسنده شوم بیشتره. مدتیه که نیمه شبا چهار خطی از ذهنم عبور می کنه و یادداشت می کنم و حالا عزممونو جزم کردیم دست نوشته ام رو به صورت کتاب چاپ کنم. نمی دونم به چه دلیل به نویسندگی علاقه مند شده ام.

احتمال اینکه نویسنده شوم بیشتره

: شاید چون خواهرم شعر میگه و برادرم نقاشه و من استعداد هنری ندارم! اینم چند وقتیه که به ذهنم میاد و باورتون نمی شه.

بازیگری اکسیژن روح منه

بازیگر «خوشبختی آباد» در جواب به اینکه مگه بازیگری هنر نیس گفت: منظور من استعدادهای هنری و تجسمی و از این جور هنرهاه وگرنه بازیگری که برام عشقه. همیشه وقتی بازی می کنم حالم بهتره. اکسیژن روح منه اما دلم نمی خواد خرابش کنم.

پس از شنیدن کاندیدا شدنم در «خوشبختی آباد» نماز شکر خوندم

ایشون درباره نامزد شدن و دریافت جایزه در جشنواره فیلم فجر و بحثایی که در ادامه مطرح شد، گفت: وقتی به من گفتن امسال کاندید شده ای، سر صحنه فیلم «برف روی کاجا» بودم و تازه هم فیلم سروسامون مقدم رو تموم کرده بودم. اون روزا حسابی خسته بودم. وقتی به من زنگ زدن و گفتن کاندیدا هستی، خیلی خوشحال شدم. ذکرهایم رو گفتم و دو رکعت نماز شکر خوندم. اینا رو می گم که بدونین چه حالی داشتم. همون زمان آقای میری زنگ زدن و شادباش گفتن. البته یه سری صحبتا شد که منو به عنوان بازیگر اون فیلم خوشحال نکرد.

افشار در ادامه توضیح داد: وقتی وارد سالن برج میلاد شدم اون قدر جو اون جا سنگین بود که باورم نمی شد. می خواستم خدا اون قدر به من انرژی می داد که اونجا فقط می گفتم: «اومدیم جایی که ادعا می کنیم آدمای روشنی هستیم. بیایید بی خیال خط و جریان و رنگ و جناح، به هنر احترام بذاریم». در این شرایط اسم منو خوندن که بروم جایزه ام رو بگیرم. باور نمی کنین در راه نزدیک بود سه بار زمین بخورم. از قبل هم روی کاغذ چیزایی نوشته بودم که روی سن بخونم.

«خوشبختی آباد» یادم رفت

ایشون با بیان اینکه اول یاد خدا بودم، بعد خونواده ام و بعد هم می خواستم جایزه ام رو به بابام تقدیم کنم که عاشقانه دوستش دارم و در ادامه هم می خواستم جایزه رو به عوامل «خوشبختی آباد» تقدیم کنم و در آخر هم واسه ایران خوشبختی و صلح و آبادی آرزو کنم اعلام کرد: رفتم روی سن و فقط از مادرم تشکر کردم و بابام و «خوشبختی آباد» رو یادم رفت. سوءتفاهمی که ایجاد شد این بود که ما – یعنی آدمایی مثل من و ویشکا آسایش و … که نامزد جایزه بودیم- چون سر صحنه فیلم پیمان معادی بودیم و می دونستیم چه اتفاقی داره واسه فیلم فرهادی در برلین میفته، می خواستیم تبریکی به اونا بگیم.

بعضیا گفتن مهناز افشار واسه همکاری با فرهادی به اون شادباش گفته

: من به عوامل «جدایی نادر از سیمین» شادباش گفتم. بعضیا گفتن که مهناز افشار این کار رو کرده که آقای فرهادی واسه فیلم بعدی اش اون رو انتخاب کنه. از آقای فرهادی سوال کنین واسه فیلم «درباره الی…» تا دقیقه ۹۰ منتظر من بودن یا نه؟ اما چون اونا با بازیگر دیگری قرارداد بسته بودن، من گفتم خوب نیس این کار رو بکنم. پس اگه می خواستم در فیلم آقای فرهادی بازی کنم اون موقع این کار رو می کردم. من به اون فیلم احترام گذاشتم. خیلی احمقانه س اما واقعا اسم بابام و «خوشبختی آباد» رو یادم رفت روی سن بگم.

 

 

جمع آوری : آلامتو

پاسخی بگذارید