موانع موفقیت شما چیست؟

هممون بهانهایی داریم که سد راه ما واسه دنبال کردن بزرگترین آرزوهامون می شن. به هانه ها فقط توجیهی واسه اون دسته از اعتقاداتمان هستن که محدودمان میکنن.

به گزارش آلامتو به نقل از مردمون؛ واسه اینکه جلو باور کردن بهونه هامون رو بگیریم و بتونیم آمال و آرزوهامون رو دنبال کنیم، باید ریشه این اعتقادات رو پیدا کرده و اونا رو به باورهایی تبدیل کنیم که ما رو روز به روز به خودمون مطمئن تر میکنن.

منظورمون این نیس که غیرواقعی فکر کنین. منظورمون اینه که تلاشمون رو بیشتر کنیم تا بتونیم از مهارت ها و توانایی هامون واسه انجام کارایی تو زندگیمون که دوست داریم استفاده کنیم.

دلیل نبود موفقیت در زندگی

به هانه ها معمولاً دو دسته هستن: بهانه های “کافی نبودنا” و بهانه های “خیلی زیادا” در زیر به بعضی از متداولترین بهانهایی که افراد واسه دنبال نکردن آرزوهاشون واسه خود میارن و راههایی واسه شکست دادن اونا اشاره میکنیم:

راه و روش «کافی نبودنها»

  1. وقت کافی ندارم.

این یکی از متداولترین بهانه های افراد واسه دست کشیدن از آرزوهایشانه. اما وقتی بنشنید و حساب کنین که ۲۴ ساعت شبونه روزتون رو صرف چه کارایی می کنین، متوجه میشین که این بهونه اصلاً جایز نیس، از این گذشته، چی مهمتره: وقت تلف کردن در اینترنت یا نیم ساعت وقت گذاشتن واسه اینکه یه قدم به سمت آرزویتان قدم وردارین؟ اگه به وقت بیشتری نیاز دارین، به کارایی فکر کنین که می تونین واسه دنبال کردن آرزویتان موقتاً کنار بذارین.

  1. پول کافی ندارم.

خیلیا بدون اینکه بشینن و ببینن این پول کافی واقعاً چقدره، زود نتیجه گیری می کنن. حتی اگه این عدد الان براتون غیرقابل دسترس باشه، بازم دلیل واسه کنار گذاشتن هدفتون نیس.

وقتی اون عدد دقیق رو تو ذهن داشته باشین، در وضعیت بهتری هستین چون می تونین از راه های جور واجور مثل پس انداز کردن، درخواست ترفیع کاری، کار کردن بیشتر و … اون رو به دست بیارید.

  1. مهارت کافی ندارم.

وقتی این بهونه رو میاریم، یادمون میره که تا امروز تو زندگیمون چه مهارتایی بدست آوردیم. راه رفتن، حرف زدن، آشپزی کردن، تایپ ، … همه اینا کارایی بوده که روزی بلد نبودیم و واسه آموختن اونا زمان گذاشته ایم. چی جلو شما رو واسه یادگیری دوباره میگیره؟

  1. پشتیبانی کافی ندارم.

اینکه واسه رسیدن به هدفتون کسی حمایتتان نکنه خیلی سخته اما دلیل کنار گذاشتن اون نیس. اگه بین دوستان یا خونواده کسی از شما پشتیبانی نمی کنه، به آدمها و مکانهایی فکر کنین که بتونه این پشتیبانی رو از شما به عمل آورد.

  1. هوش کافی ندارم.

تا وقتی که به خودتون میگین که واسه انجام کاری به اندازه کافی باهوش نیستین، هیچوقت نیستین. اگه تلاش دارین به توانایی هاتون اعتماد کنین، وقت بذارین و لیستی از همه کارایی که تونسته اید با موفقیت به پایان برسونین، همه کارایی که بیشتر از انتظار بقیه بوده و تواناییتان رو اثبات کرده، جفت و جور کنین. به خودتون اجازه بدید کسی باشین که بتونه به آرزویش برسه.

  1. تجربه کافی ندارم

و

  1. ارتباطات کافی ندارم.

به جای اینکه این به هانه ها رو جمله تموم کننده ببینین، این سوال رو به اونا اضافه کنین: چه کاری واسه اون از دستتون برمیاد؟

همونطور که هیچکی با مهارتایی که امروز داره به دنیا نیامده، هیچکی هم با تجربه و ارتباطات کافی پا به دنیا نگذاشته س. تجربه به مرور ایجاد می شه و همه یه روز شروع می کنن. ارتباطات هم همینطور، هر چی زودتر شروع کنین، شبکه ارتباطاتتان زودتر رشد می کنه.

راه و روش «خیلی زیاده ها»

  1. خیلی خطر داره.

شاید درست باشه اما این دلیل نمی شه که دست از اون بکشین. ببینین دقیقاً چی درمورد آرزویتان خطر داره (ممکنه پول خیلی از دست بدین؟ ممکنه کارتون رو از دست بدین؟ از این هول و هراس دارین که بقیه قضاوتتان کنن؟)، بعد بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته رو تصویر کنین. واسه آماده کردن خودتون یا کم کردن ریسکای کار چه می تونین بکنین؟

  1. خیلی زوده.

مثل بقیه بهانهایی که در این لیست هستن، خیلی مهمه که اون رو با جزئیات بیشتری بررسی کنین. معمولاً چیزی پشت این «خیلی زود» قرار داره ترسه، ترس از احمق جلوه کردن و ترس از شکست. همونطور که رید هافمن (Reid Hoffman) بنیانگذار LinkedIn میگه، «اگه از نسخه اولیه محصول خودتون خجالت نمی کشید، یعنی خیلی دیر شروع کردین.» اولین تلاشا واسه عملی کردن آرزوهامون بخشی از روند کاره.

  1. خیلی دیره.

شکل های جور واجور دیگه این نوع بهونه اینه که «واسه اینکار خیلی پیر شده ام» یا «اینکار خیلی زمان میبره». بااینکه هممون وقت محدودی رو زنده هستیم تا بتونیم کارایی که دوست داریم رو انجام بدیم، این وقت در آخر میگذره، چه آرزوهاتون رو دنبال کنین چه نکنین. پس به چه دلیل بیشترین استفاده رو از این وقت محدود نبرین؟

  1. خیلی کم اهمیته.

نه! این آرزوی شما هستش و دقیقاً چیزیه که خیلی اهمیت داره. اگه آدمای بیشتری می خواید که کنارتون باشن تا این رو به شما یادآوری کنن، دوباره مورد ۴ رو بخونین.

بهانه های دیگه

  1. نمیدونم از کجا شروع کنم.

یکی از دلایلی که آرزوهامون همیشه آرزو می مونه اینه که پروژه های بزرگی هستن که شروع کردنشون سخته. اگه از حجم کاری که باید شروع کنین ترس دارین، تلاش کنین اون رو به سه مرحله کوچکتر تقسیم کنین که شروع اون براتون راحتتر شه.

  1. نمیدونم قبلاً کسی اینکار رو کرده یا نه.

ممکنه اینطور باشه، به خاطر همین قبل اینکه با این بهونه آرزویتان رو به کلی کنار بذارین، وقت بذارین و اون افراد رو پیدا کنین. حتی می تونین یه شبکه حمایتی بسازین که انگیزهتان رو بیشتر کنه.

  1. کسان دیگری هستن که باید نگرانشان باشم.

اینم مثل بهونه شماره ۸، کمی واقعیت در خود داره. اگه اینطوره، دقیق بفهمین که چیجوری دنبال کردن آرزوهاتون می تونه بر توانایی شما واسه پشتیبانی از کسان دیگری که تو زندگیتون به شما نیاز دارن، تاثیر بزاره. مثلاً واسه دنبال کردن آرزوهاتون ممکنه مجبور شید از کارتون بیرون اومده و واسه یه مدت هیچ درآمدی نداشته باشین.

با کسائی که نگرانشان هستین حرف بزنین، براشون توضیح بدید که این آرزو و هدف چقدر براتون اهمیت داره و با اونا مشورت کنین. اینم فکری باعث می شه بدون اینکه مجبور به قربونی کردن رفاه و خوشبختی خودتون یا اونا باشین، آرزوهاتون رو دنبال کنین.

  1. ممکنه موفق نشم.

یکی از متداولترین دلایلیه که باعث میشه هدف هاتون رو دنبال نکنین. اگه شمام دچار اینجور ترسی هستین، تصور کنین که در آخر زندگی خود هستین و بعد ببینین از کدوم یکی از این کارا بیشتر افسوس می خورین: تلاش کردن و (شایدً) شکست خوردن یا تلاش نکردن و هیچوقت فرصت موفقیت رو به خود ندادن.

شما چه بهانه های دیگری می شناسین که سر راه رسیدن به آرزوهاتون میشه؟ اونا رو با ما و خوانندگان دیگه در میان بذارین.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

مردمون موفقیت چیه

پاسخی بگذارید