ناصرالدین شاه و ۶زنش!( عکس)

در حیاط اندرونی تقریباً پنج اطاق مربوط به زنان شاه هست که در مقابل هر دری یکی از خواجه های سفیدپوست شاه وایس تاده. ایشون بر این نظارت می کرد که بانوی داخل اطاق خیالاتی به سرش نزنه و در موقع …

تنها چیزی که در حرمسرا مهم بود، این بود که از ورود هرگونه موجود نرینه به داخل و دور و بر اون جلوگیری بشه، خواه این موجود نرینه یه گربه باشه یا یه گنجشگ یا کبوتر! اون پسر بچه های مشکی و سپید حبشی که اینک پس از گذشت تقریبی سه سال از اقامتشان در دربار، زبون فارسی و البته کمی هم ترکی هم اینکه خوندن قرآن و ادعیه مذهبی رو یاد گرفته، مقدار محدودی هم به فارسی می تونستن بنویسن، به صورت یه گردان از قصی القلب ترین افراد نوع بشر در اومده و به خاطر ناتوانی در رسیدن به چیزی که تموم همسن و سالانشان به اون می تونستن برسن، دارای یه عقده داخلی به درستیً خطرناک شده بودن.

به نوشته بهارستان مجلس؛ اونا فقط به این می فکر کردن که به ولینعمت خود که حالا می دونستن ایشون شاه ایرانه، بی کم وکاست خدمت کرده هر اتفاقی که ناموس سلطنت رو بی آبرو کنه نابود کنن. چه بسیار از ایشون که کودکان رو سقط کرده یا نوزادان رو خفه می کردن تا بعضی اتفاقات نامیمون در حرمخانۀ شاهی رخ نکنه.

ناصرالدین شاه و 6زنش!( عکس)

ناصرالدین شاه و زنانش در اندرونی

اگه کمی به عقب و به عصر صفوی برگردیم شاید با خوندن یادداشتهای «کمپفر» که در دربار سلطان صفوی طبیب بوده بتونیم وضعیت سخت و سفت حرمسرا رو تصور کنیم. ایشون اشاره می کنه که در حیاط اندرونی تقریباً پنج اطاق مربوط به زنان شاه هست که در مقابل هر دری یکی از خواجه های سفیدپوست شاه وایس تاده. ایشون بر این نظارت می کرد که بانوی داخل اطاق خیالاتی به سرش نزنه و در موقع احضار واسه شرفیابی به تموم موازین آرایش و پیرایش خود رو رعایت و اونا رو موبه مو اجرا کرده باشه.

این مطلب را هم بخوانید :  مهرداد پولادی دومین بازیکن برتر دور نخست جام

این گروه مجازند تموم سوراخهای حرمسرا رو سرک بکشن و مثل یه خفاش هر کدوم از اهل حرم رو غافلگیر کنن و به اعمال هرکی به چشم خرده گیری و دقت با وسواس نگاه کنن و جستجو در کار همه رو گذشته اصلی خود پندارند.

شاید اولین سؤالی که به ذهن خطور می کنه این باشه که این افراد با دیدن این صحنه که یه فرد این همه همسر داره و ایشون از داشتن یه زوجۀ مناسب هم محرومند چه حالی پیدا می کرد! و چیجوری می تونستن در این محیط کار کنن، این حرف به باور من اونجا درست می کرد که میان شاه و زنانش اُنس و الفتی باشه. خواجه های سلطان عبدالعزیز عثمانی خوب به خاطر می یارن که روزی سلطان به تعداد خیلی از همسرانش ظنّ برد و به طور دیوونه وار دستور قتل ایشون رو صادر کرد.

شبانگاه خواجه ها، بانوان بینوا رو چون مرغان بی پناه، دست و پا بستند و در داخل گونی انداخته به کنارۀ بوسفور بردن و با بستن سنگی بزرگ به گونیها و غلطانیدن اون به داخل خلیج پیکرهای اون پری رویان رو به امواج دریا سپردند و تو یه شب حدود ۲۰۰ زن رو در خلیج غرق کرده، به توپ قاپی برگشتن. آری این عمل وحشیانه شاید دل خواجه ها رو هم به درد می آورد و خدا رو سپاس گفتن که ایشون مانند سلطان اینقدر خوی وحشی گری ندارن.

اما بشنوین از اعتماد شاه بهش که خود جای بسی حیرت زدگی داره که شاهی که به خودش اعتماد و اطمینانی نداره، چیجوری بر مشتی خواجه اینقدر خاطر جمع کرده که آبرویش رو به امانت پیش ایشون نهاده. شاه می دونست که خواجه ها زیرکند و باهوش، امین هستن و خویشتندار و در وفاداری ایشون سرسوزنی نمیشه تشکیک کرد. به خاطر همین همیشه معلمان و مربیان شاهزادگان رو از بین خواجگان گزین می کردن، و اداره و تربیت شاهزادگان رو یه خواجه مسئول بود، اون طور که خود شاه هم از دست پروردگان خواجه های پدرش بود!

این مطلب را هم بخوانید :  مهر خیانت پای سند ازدواج

در عصر صفوی، خواجه ها گذشته از رسیدگی به امور تربیتی، ادارۀ امور یه تیکه از دربار به نام انتخاب ولیعهد رو رو دوش داشتن. این خواجه ها واقعا ادارۀ امور مملکت رو برنامه ریزی می کردن و از بین فرزندان ذکور پادشاه کسی رو که لایق تر باشه به عنوان جانشین معرفی می کردن و همین افراد بودن که پس از مرگ شاه طرح بر تخت نشستن همون شاهزاده رو بدون کم وکاست اجرا می کردن. در اون عصر خزانۀ شاهی هم در دست یکی از خواجه های سلطان بود.

شاید دلیل این همه اطمینان این بود که ایشون رو از کودکی خریداری کرده و در حرمسرا به کار می گماردند، در اون محیط نه از نگاه بابایی خبر بود و نه از آغوش پر مهر مادری، هیچکدام همدیگه رو نمی شناخته و اصلاً اسم ولایت و کشوری رو که در اون به دنیا اومده بودن نمی دونستن.

اینا چون نه خونواده ای داشتن که به فکر اون باشن و نه فرزندانی که آینده ایشون رو در نظر بذارن هیچوقت فکر دزدی و تحصیل مال نداشته و از هرگونه دست اندازی به حرمخانه و خزانه دور بودن و این باعث شده بود که در شورای حکومت و سلطنت، خواجه صندوقخانه خزانۀ شاهی به عنوان یه فرد منصبدار و با کیاست معروف و مشهور باشه و در جلسات نقش اساسی رو رو دوش گیرد و بتونه بی هیچ پرده پوشی به حساب و کتاب درباریان طمّاع و مال مفت خور رسیدگی کنه. ولی چیزی که برام بیشتر از هر چیزی جالبتر در نظر افتاد تربیت ولیعهد از راه ایشون بود که براتون ان شاءالله توضیح میدم.

جمع آوری : آلامتو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *