پایان نامه حقوق با موضوع : نظام حقوقی اسلام
بهمن 20, 1397 Comments..0
دانلود پایان نامه

فرزند نداشتند و فرزند خوانده تعیین می نمودند.
زرتشتیان معتقد بودند که فرزند عنوان پل صراط را دارد و کسی که فرزند نداشته باشد قادر نیست در روز قیامت از پل صراط بگذرد لذا کسانی که صاحب فرزند نبودند برای رفع این نقیصه و طلب آموزش و عبور از پل مزبور فرزند بدلی برای خود انتخاب می کردند.
در ایران سه نوع فرزندخواندگی مرسوم بود نخست فرزند خوانده انتخابی و آن فرزند خوانده ای بود که پدر و مادر خوانده فاقد فرزند در زمان حیات خود او را به فرزندی می پذیرفتند. دوم فرزند خوانده قهری زن ممتازه یا دختر منحصر متوفایی بود که آن متوفی برادر یا پسری نداشت که در این صورت آن زن یا دختر بدون اراده و به طور قهری فرزند خوانده متوفی محسوب می گردید. سوم فرزند خوانده ای که ورثه متوفای بدون اولاد بعد از فوتش برای او انتخاب می کردند فرزند خوانده از هر نوع که بود به قائم مقامی متوفی مراسم مذهبی را انجام می داد و تمام اختیارات و قدرت متوفی به فرزند خوانده وی انتقال یافت.
قرآن به عنوان یک منبع معتبر نشان می دهد که فرزندخواندگی در میان اقوام گذشته مرسوم بوده است:
«و اذ قال ابراهیم لابیه و قومه اننی برامما تعبدون مزخرف». و به خاطر بیاور هنگامی را که ابراهیم به پدرش و قومش گفت: من از آنچه شما می پرستید بیزارم آذر عمو یا همسر پدر حضرت ابراهیم بود که به نام پدر، خوانده شده است، چرا که حضرت ابراهیم را به فرزندخواندگی گرفته بود. در آیه 12سوره یوسف آمده است که عزیز مصر حضرت یوسف را خریداری و به همسرش سفارش کرد که مقامش را بسیار گرامی بدارد که این غلام (پسر) امید است به ما نفع بخشد یا او را به فرزندی بگزینیم. قرآن در ضمن بیان داستان تولد حضرت موسی نیز ذکر می کند که فرعون به پیشنهاد آسیه موسی را به فرزندخواندگی خود می گیرد.
در ادیان الهی همچون مسیحیت و یهودیت فرزندخواندگی به چشم می خورد: «در عهد عتیق به فرزندخواندگی اشاره چندانی نشد است در احکام شرعی در مورد آن به چشم نمی خورد که بتوان از آن به سنت فرزندخواندگی در میان قوم یهود و مسیح پی برد و در زبان عبری نیز این عمل –فرزندخواندگی- از هیچ از واژه و اصطلاحی برخوردار نیست. می توان دلیل این امر را وجود راه حل های دیگر برای مسئله نازایی در میان اسرائیلیان دانست که چند همسری و ازدواج با برادر شوهر نیاز به فرزندخواندگی را کاهش می داد و اصل حفظ ملک در میان اعضای تبیله باعث می شد که به راه حل فرزندخواندگی پرداخته نشود.
ریشه فرزندخواندگی در عهد جدید را نباید از قوانین روم دانست، زیرا در این قوانین هدف اصلی از گرفتن فرزند خوانده تداوم نسل والدینی بود که شخصی را به فرزندی می پذیرفتند، ولی ریشه فرزندخواندگی در عهد جدید را باید از رسوم نوایین یهودیت دانست که امتیازات خانوادگی را به فرزند خوانده انتقال می داد و هدف و نتیجه از آن تغییر جایگاه در موقعیت فرد (فرزند خوانده) بود از بندگی به پسر خواندگی به گونه ای که ما لفظ فرزندخواندگی را در جاهای مختلف می بینیم، مانند: فرزندخواندگی به عنوان رابطه ای مبتنی بر فیض، به گونه ای تلویحی در نوشته های یوحنا درخصوص «فرزند شدن» و در اعطای مجدد حقوق کامل خانوادگی به پسرگمشده ودر کاربرد و مکرر عنوان پدر برای خدا از سوی عیسی.
تبنی (فرزندخواندگی) در عصر جاهلیت نیز معمول بود. که بعضی از کودکان را به عنوان فرزند خود انتخاب می کردند و آن را پسر خود می خواندند و به دنبال این نام گذاری تمام حقوقی را که یک پسر از پدر داشت، برای وی قائل می شدند، از پدر خوانده ارث می برد و پدر خوانده نیز وارث او می شد، و تحریم زن پدر یا همسر فرزند در مورد آنها حاکم بود.
3-1-1-فرزندخواندگی پس از ظهور اسلام:
فرزندخواندگی در نظام حقوقی اسلام باید بیان نمود که شریعت اسلام فرزندخواندگی را به مفهومی که اعراب دوره جاهلیت از آن اراده می کردند و فرزند خوانده (دعی) را از همه مزایای فرزند حقیقی برخوردار می نمودند، منسوخ و باطل گردانید. نفی فرزندخواندگی در دین مبین اسلام به داستان «زیدبن حارثه» از قبیله «بنی عبدود» مربوط می شود.
حضرت محمد (ص) پسر نداشت. پسران وی قاسم، ابراهیم، طاهر و طیب در کودکی در گذشتند. شاید حکمت خدا چنین اقتضا می کرد تا ثابت شود نسب و اقتدار به فرزند پسر نیست. خاتم پیامبران و مقتدرین شخصیت عرب بدون داشتن پسر به والا ترین مقام های دنیوی و اخروی بار می یابد. دیگر این که حفظ نسب و نام منحصر به داشتن فرزند ذکور نیست. نسب مشهورترین شخصیت عالم از طریق دخترش زهرا (س) حفظ می گردد. طبق سنت عربستان پیامبر «زیدبن حارثه» را که غلام وی بود آزاد نمود و او را به فرزندی قبول کرد. لذا «زیدبن محمد» خوانده می شد. تا اینکه آیات مربوط به پسر خوانده نازل شد. از آن به بعد پیامبر به او فرمود: تو «زیدبن حارثه» هستی، و مردم او را «مولی رسول الله» (آزاد شده پیامبر) می خواندند.
بنابراین پیامبر اعظم (ص) قبل از بعثت «زید» را که از جمله اسیران دوران جاهلیت بود در بازار عکاظ خرید و آزاد ساخت و به پسری خود برگزید و پس از اسلام میان او و حمزه بن عبدالمطلب عقد اخوت قرار داد.
پیامبر (ص)زینب را که زنی صاحب جمال بود، به لحاظ این که مادرش (امیمه) دختر عبدالمطلب عمه رسول خدا بود و از دو جهت شرافت داشت، برای زید خواستگاری نمود.
در واقع اساس تلاش اسلام و پیغمبر صلی الله علیه و اله بر شکستن بت های نفس و نابود کردن بسیاری از معیار های غلط دوران جاهلیت و جایگزین کردن ارزش های واقعی و کرامت های انسانی بر مفاخر واهی قبیله ای و عشیره ای و برتری دادن تقوا بر قدرت مادی و ظاهری و استقرار عدالت و ریشه کن کردن اختلاف طبقاتی استوار بود و برای نیل به این اهداف، پیغمبر صلی الله علیه و اله طرق مختلفی را می پیمود و از ابزار متفاوتی استفاده می کرد. از جمله اقدام ایشان برای استوار کردن عقیده «ان اکرمکم عندالله انقیکم» این بود که از زینب – دختر عمه خود – که مادرش از قبیله قریش و پدرش از قبیله معروف اسدی بود برای فرزند خوانده خود خواستگاری کرد.

زیدبن حارثه بن شراحیل کلبی از قبیله بنی عبدود به روایتی برده و اسیری بود که شخصی بنام حکیم بن حزام به عنوان برده از بازار عکاظ خریداری و در مکه به حضرت خدیجه (س)همسر پیغمبر صلی الله علیه و اله فروخت و حضرت خدیجه (س)زید را به همسر خود بخشیده بود که بعد از مدتی حضرت محمد(ص)این غلام را آزاد نمود و بین رفتن و ماندن آزاد گذاشت ولی او حاضر نشد همراه به شام برگردد و ترجیح داد در مکه نزد پیامبر(ص)بماند. پدر زید نیز به حدی از این کردار زید خشمگین شد که زید را از فرزندی خود خارج نمود و پیغمبر صلی الله علیه و اله او را به فرزندی خویش پذیرفت به طوری که در بین اعراب او را زیدبن محمد می خواندند.
پیغمبر (ص) با مهریه مشخصی که شاید نخستین کابینی در اسلام باشد که مقدار آن معین است، زینب بنت حجش اسدی دختر عمه خود را به عقد نکاح زید در آورد، اما پس از مدتی به علت بروز اختلاف میان این زوج، زید او را طلاق داد.
البته برای این که ثابت شود پسر خوانده حکم پسر حقیقی را ندارد و احکام پسر حقیقی بر آن بار نمی شود، خداوند دستور داد پیامبر (ص)عملاً این سنت را بشکند و با مطلقه زید یعنی «زینب» ازدواج نماید. « فَلَمَّا قَضَى زَیْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاکَهَا لِکَیْ لَا یَکُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوَاجِ أَدْعِیَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»یعنی: «در هنگامی که زید از همسرش جداشد ما او را به همسری تو در آوردیم تا مشکلی برای مومنان در ازدواج با همسران پسر خوانده های آن ها هنگامی که از آنان طلاق گیرند نباشد و فرمان خدا انجام شدنی است».
بنابراین پیامبر(ص)توسط شخصی از زینب خواستگاری می کرد و او را به زنی گرفت این عمل که بر خلاف عرف و عادات عرب بود، زیرا همان طور که بیان داشتیم اعراب قبل از ظهور اسلام پسر خوانده را در حکم پسر واقعی می دانستند و همسر او را هم عروس و جزو محارم سببی به شمار می آوردند از این رو گفت و گوهایی به میان آمد و جهودان منافقان طعنه زده و گفتند:
«محمد ما را نهی می کند از این که زن پسر را به زنی بگیریم، اما او زن پسر را به زنی گرفت».
چون این سخن به میان آمد پروردگار متعال با بیانی صریح که هیچ گونه شائبه تردید و احتمالی در آن نمی رود، در خطاب به نبی مکرم اسلام (ص)در آیه کریمه 40 از سوره احزاب در این زمینه فرمودند: « مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا ». یعنی «محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبود، ولی رسول خدا (ص) و آخرین پیامبران است و خداوند به هر هیچ آگاه است».

مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوع کارکنان اداری

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در واقع، اسلام خویشاوندی را بر خون و ژن مبتنی نمود و دو تباری را جایگزین پدر تباری کرد. پس اگر پدر خوانده پدر نیست سرنوشت پسر خوانده ها چه می شود؟ به چه کسی منسوب هستند؟ به خصوص اینکه محیط عربستان به خاطر سابقه چند شوهری و برادری، دارای افرادی است که پدر حقیقی و خونی آنها معلوم نیست ؟ هیچ، قرآن می گوید آن ها را به نام پدران حقیقی خود منسوب کنید. اگر نمی شناسید آن ها برادران دینی (نه حقیقی) شما هستند.
در تفسیر نهی در ذیل آیه: «وماجعل ادعیا ء کم ابناء کم» می گوید:
پدر از ابن ابی عمیر، از جمیل، از امام صادق (ع) برایم حدیث کرد، که فرمود: سبب نزول این آیه این بود که وقتی رسول خدا (ص) با خدیجه دختر خویلد ازدواج کرد، به منظور تجارت از مکه به عکاظ رفت و در آن جا زید را دید که در معرض فروش قرار گرفته، او را جوانی زیرک و تیزهوش و عفیف یافت، پس وی را خریداری کرد و همین که به نبوت رسید، زیدرا به اسلام دعوت نموده و زید مسلمان شد، از آن روز مردم به وی می گفتند: مولی محمد (ص).
در آیات یاد شده، کلمه «ادعیا ء» جمع دعی، به معنی پسرخوانده است که در آیات یاد شده توصیه شده که فرزند خوانده ها به نام پدرانشان صدا زده شوند نه به نام پدر خوانده ایشان، و چنان چه از روی خطا نه عمد ایشان را با نام پدر خوانده هایشان صدا بزنند ایرادی ندارد.
ظاهر آیه نشان دهنده آن است که چنان چه از روی عمد به شیوه زمان جاهلیت فرزند دیگری را فرزند خود بخوانند حرام است، زیرا خواندن فرزند خوانده به نام غیر پدر واقعی در مرور زمان ممکن است سبب اختلال در نسب و اختلاف در باب محرمیت شود. اما اگر به شیوه یاد شده نباشد و مثلاً شخص بزرگتر شخص کوچکتر را از روی دلسوزی و مهربانی فرزند خود بنامد حرام نمی باشد. با این وجود برخی از فقها چنین تعبیری را به دلیل تشبه به کفار مکروه دانسته اند. در این خصوص تفاوتی نمی کند فردی که به نام پدر خوانده اش منتسب می شود مذکر باشد یا مؤنث. هرچند که در زمان جاهلیت فرزندخواندگی مؤنث روی نداده است.
همان طور که انتساب فرزند به غیر پدر ممنوع است انتساب شخص بزرگ به شیوه زمان جاهلیت به غیر پدرانشان با علم به این که پدرانشان ممنوع می باشد و بسیاری از دانشمندان اسلامی ان را از گناهان کبیره برشمرده اند.

همچنین این که می گوید: «آن ها را به نام پدرانشان بخوانید». یعنی بر دیگر مردان (پدر خوانده) نسبت ندهید نه این که منظور این باشد به نام پدران بخوانید نه مادران، زیرا با کل نگری به آیات و به قرینه تقابل می فهمیم، آیه درصدد بیان این نکته نیست.
زنان «مظاهره» نیز از نظر قرآن حکم مادر را ندارند. مادر از نظر قران کسی است که کودک از رحم او بیرون آمده است. «الَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلا اللائِی وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنْکَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ».
«کسانی از شما که زنان خود را اظهار می کنند، به صرف این گفتار، همسرانشان، مادرانشان نمی شوند. مادران تنها همان هایند که ایشان را زاییده اند و این مردان سخنی ناپسند و خلاف می گویند».
در دو آیه اخیر(آیه 4و5سوره احزاب) تصریح شده که فرزند خواندگان شما فرزند واقعی و

پاسخی بگذارید

فوکا | Postmag سبز فایل.